اپليکيشن احصاء

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1


    محل سکونت
    shiraz
    رشته تحصیلی
    مهندسی پلیمر
    مقطع تحصیلی
    کارشناسی
    نوشته ها
    809
    تشکر ها
    1,169
    تشکر شده 1,330 بار در 573 ارسال.

    فرق حقوق و قانون چیست؟(بخش دوم)



    www.iran-stu.com

    آقای دابان عنصرهای حق را چنين معنی کرده است مي‌گويد : در حق چهار عنصر است که دو تا اصلي است

    1- اختصاص

    2- قدرت


    اين دو، عنصرهای اساسی حق هستند بچه به مادر اختصاص دارد و مادر هم تسلط بر او دارد [1]

    نقد: اگر به اين مطلب دقت کنيم ايشان حق را مرکب از دو چيز دانسته اختصاص و قدرت. اما هرگز چنين نيست بلكه اختصاص

    طبيعي، فرزند اين مادر بودن ، علت حق است نه اينكه اختصاص معني حق باشد ولذا به مادر مي‌گويي چرا اين بچه را نزد خودت

    نگاه مي‌داري؟ مي‌گويد چون من مادرش هستم و او بچه من است پس اختصاص طبيعي، منشاء از براي اين حق است. در نتيجه

    عقلاً اختيار بچه را مادر دارد يعني در تصرف فرزند و نگهداري آن، آزاد است استاو ديگران اين آزادي را ندارند يعني حق تصرف در آن را

    ندارند پس اين اختصاص تکوينی، علت است که اين مادر، اين حق عقلي را داشته باشد و اين حق مختص به مادر است و اختصاص

    لازمه چنين حقي است نه معني حق.

    بنا بر اين عقلا ، «حق»، همان آزادي مخصوص مي‌شود و اختصاص آن به مادر ميشود محدوده اين آزادي

    اما در «حقوق وضعي»، انسان اين اختيار را تفويض مي‌کند مثلا دو نفر هستند يكي از اندو به ديگري مي‌گويد در تصميم‌ها تو

    رئيس باش و من ملتزم هستم که حرف تو را گوش کنم و پيروي نمايم. يعني تعهدِ پيروي مي‌کند اين تعهد، (كه واقعيتي خارجي و

    تكويني است و) مي‌شود منشا آن استحقاق پيروي. «رئيس جمهور» با رای مردم که با تعهدشان، تفويض اختيار کرده‌اند و آزادي

    تصرف در بعضي از امورشان را باو واگذار كرده‌اند حق تصرف پيدا مي‌کند چون ديگران اين آزادي عمل و اختيار را به او داده‌اند آن

    اختصاص تکويني علت است براي اين اختصاص آزادي رفتاري رئيس جمهور نسبت به ديگران. آزادي رفتاری رئيس جمهور در امور

    مردم، معنای حق رئيس جمهوري است.

    (يعني آزادي مردم در امور خودشان را كه «حق ذاتي» آنها است در امور مربوطه با تعهدي كه كرده‌اند، واگذار ميكنند به رئيس جمهور

    و نمايندگان‌شان در نتيجه رئيس جمهور و نمايندگان ميشوند صاحب اختيار آنها در امور مربوطه «بالعرض» بر اساس قاعده كل ما

    بالعرض ينتهي الي ما بالذات).

    در نتيجه وقتي گفته شود مثلا رئيس جمهور آزاد است که دخالت در امور سياسی مردم کند يعني ديگران اين حق را ندارند چون او

    رئيس جمهور است و مردم اين حق را فقط به او داده‌اند يعني بر اساس قرارداد مردم دخالت در امور سياسي خودشان را كه حق

    طبيعي‌شان بود به او واگذار نموده‌اند و رئيس جمهور به واسطه قرارداد مردم، صاحب اين حق شده است. (از باب كل ما بالعرض

    ينتهي الي ما بالذات).

    فلانی حق دارد فلان کار را انجام دهد يعنی مجاز است و آزاد است پس حق به آزادی معنی شد ولی آزادی عمل در مورد خاص در

    ذی شعوری خاص.

    (بايد توجه داشت كه حق در غير ذی شعور گفته نمی شود و اگر می گويند درختان را از بين نبريد يا به حيوانات آزار نرسانيد به دليل

    حق عموم و حق مردم است نه اين که خود درخت حق داشته باشد و بگويد به من ظلم شده است).

    کسانی که حق را به معنای «سلطه و قدرت» گرفته‌اند درست نيست زيرا اولاً مقصودشان از قدرت و سلطه، هرگز سلطه تكويني

    نيست بلكه سلطه اعتباري و قراردادي است و در «حق»، گرچه سلطنت و قدرت اعتباري هست اما سلطنت، «معلول حق» است و

    «نتيجه حق» است نه خود «حق» و مادر به بچه سلطنت دارد؟ چون مادر است و حق مادري دارد.

    ثانياً حق، اعم از اعتبار است؛ «اعتبار»، «حقوق طبيعی» را در بر نمی‌گيرد؛ «حقوق طبيعی»، لازمه طبيعت است و اعتباري نيست

    و قراردادي نيست پس تفسير حق به سلطنت اعتباري، غلط است.

    - ممكن است گفته شود در هر صورت، «حقوق طبيعي» بايد داده شود و برای ما مسلمين که معلوم است كه اين «حق طبيعي» از

    جانب خدا داده شده است

    در جواب بايد گفت اگر حق همجا و هميشه قراردادي و وضعي است و كسي بايد آنرا داده باشد پس اينكه «خدا»، حق دارد قانون

    وضع كند چه كسي اين حق را به خدا، داده است. آيا كسي اين حق را به خدا داده است؟ قطعا چنين نيست؛ مثلا 180 درجه بودن

    زوايای داخلي مثلث را خدا جعل نکرده است خدا آن ذات را خلق کرده است و آن ذات اين خصوصيت را دارد. و اقتضاي آن است خدا

    هم كه خالق بشر و از پدر و مادر بر او مهربان تر است و

    از همه بهتر راه سعادت بشر را مي‌داند اين «حق طبيعي» خداست كه قانون وضع كند براي بشر يعني «حق ذاتي» خداست

    (حقوق طبيعي در اصطلاح غرب يعني حقوق ذاتي در اصطلاح ما).

    به قول گروتيوس: شرارت را خدا هم نمی تواند تبديل به خير کند[2]

    يعنی اين که کسی کينه داشته باشد خدا نمی تواند بگويد اين خوب است يا حسد خوب است و عدل و احسان بد است

    البته تعبير به نمی تواند صحيح نيست بلكه محال است يعني خوبي و بدي بعضي از چيز‌ها همچون حقوق طبيعي لازمه ذاتي آنها

    است و با قرار داد قابل تغيير نيست.

    ممكن است سوال شود كه آيا اين قانون 180 درجه بودن مثلث را مگر خدا بوجود نياورده است ؟

    بايد در جواب گفت خير خدا مثلث را در جهان ايجاد کرده است اما اينها از لوازم ماهيت و لوازم ذات است و خدا ايجاد نکرده است اگر

    عاقلی هم نبود و عقل هم نبود زوايای مثلث 180 درجه بود و اجتماع نقيضين كه محال است محال بودن را خدا نداده است

    «حق» به معنی «اختصاص آزادی» شد و اين اختصاص گاهی به نحو «تخصص» است و گاهی «تخصيص»؛ در «حقوق طبيعی»

    اختصاص به نحو تخصص است يعنی «لازمه ماهيت است ماهيت و عنوان مادری» که موجود شد حق مادری می آيد و حق متأخر از

    عنوان مادری است.

    در حقوق وضعی چنين نيست؛ حق مقدم بر عنوان است مردم حق دارند (= آزاد) هستند که در مورد امور خود تصميم بگيرند طبق

    حقوق طبيعي، با رای دادن اين حق خود را در امور سياسي و... به رئيس جمهور واگذار می کنند پس از تفويض مردم، به رئيس

    جمهور آن وقت مي‌شود رئيس جمهور و عنوان رئيس جمهور محقق می شود پس در حقوق وضعي، حق مقدم بر عنوان است و

    عنوان رئيس جمهور، متاخراست.

    ممكن است سؤال شود كه آزادی را چه کسی بايد بدهد ؟

    ما مي‌گوييم خداوند آزادی دارد و حق دارد[3] آيا چه کسی اين حق را به خدا داده است ؟يقينا اين حق ذاتي اوست پس نبايد انتظار

    داشت هميشه و همه جا و در تمام موارد حق از جايي داده شده باشد مثلاً در خداوند حق رهبري، ذاتي او است وقتی شما در يک

    مصداق هم قبول کرديد که حق ذاتی است نه اعتباري در نتيجهه خود به خود، حق تقسيم شده است به «حق ذاتی» و «حق غير

    ذاتی» (يعني حق اعتباري و عرضي) زيرا «حقوق طبيعی» همان حقوق ذاتی است و «حقوق وضعی»، همان حقوق غير ذاتی

    است.

    مطلب ديگر اين كه آقای کاتوزيان هدف را در تعريف حق مطرح کرده است [4]

    در حاليكه چنين نيست زيرا «حقوق طبيعی»، خودش، هدف است و لازمه ذات موضوع است هدف مربوط به رفتار انسان است

    يعني مربوط به چيزي كه معلول رفتار انسان است ولذا در قوانين وضعي كه رفتار واضعين است بايد گفت وضع هر قانون از طرف مردم

    يا خدا هدفي دارد.

    حال كه معناي حق معلوم شد بايد بگوييم حق دو گونه است حق عمومي و حق خصوصي.


    حق خصوصی

    حق خصوصي يعنی اين فرد حق دارد و آزاد است و ديگران حق ندارند. مثلا حضانت بچه، حق مادر است يعنی ديگران اين حق را

    ندارند و بر آنها حضانت اين بچه ممنوع است


    حق عمومی

    حق عمومي يعنی آزادی در فلان كار، برای همه؛

    گفته شد، حق در کنار يک منعی است اگر حق عمومی آزادی برای همه است منع آن در کجا است ؟

    در حقوق خصوصی منع نسبت به فرد يا افراد ديگر است ولی در حقوق عمومی منع نسبت به اعمال ديگر است

    مثلاً در حق عمومی گفته می شود همه حق دارند که از خيابان عبور کنند يعنی همه برای عبور داخل خيابان آزاداند اما نسبت به

    کارهای ديگر مثل خوابيدن، توقف کردن، بازی کردن داخل خيابان، منع شده‌اند اگر حق در مقابل هيچ منعی نباشد لغو است و حق

    گفته نمی شود. اباحه است .تا اينجا تعريف حق تمام شد.
    سید محمد رضا علوی سرشکی
    چشم آلوده کجا،دیدن دلدار کجا؟
    دل سرگشته کجا،وصف رخ یار کجا؟
    قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد
    نرگس مست کجا،همدمى خار کجا؟
    سرِّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
    ورنه عشق تو کجا،این دل بیمار کجا؟
    هر که را تو بپسندى بشود خادم تو
    خدمت عشق کجا،نوکر سربار کجا؟
    کاش در نافله ات نام مرا هم ببرى
    که دعاى تو کجا،عبد گنه کار کجا؟
    اللهم عجل لولیک الفرج
    313+1....

    و پایان سرآغاز شروعی دوباره است...
    پایان...
    خداحافظ همین حالا...




  2. اين پست فقط براي مهمان نمايش داده مي شود!
     

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 25-05-12, 11:35 PM
  2. انحراف بینی چیست؟
    توسط ستاره در انجمن دانستنی های پزشکی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 19-05-12, 04:55 PM
  3. راز بلندی انگشت حلقه مردان از سبابه چیست؟!
    توسط ستاره در انجمن سایر مطالب زیست شناسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 31-12-11, 08:14 PM
  4. ماجرای دختر فرهاد مجیدی چیست؟
    توسط Rocky Marciano در انجمن فوتبال ایران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 20-12-11, 10:14 PM
  5. نقش خدا دربلایای طبیعی چیست؟ آیا خشکسالی سومالی یک بلای طبیعی نیست؟
    توسط Saeedhashemee در انجمن پاسخگویی به مسائل دینی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 01-09-11, 10:34 PM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

www.iran-stu.com مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Published By : vBstyle.iR