نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1


    رشته تحصیلی
    پزشکی
    شغل و حرفه
    پزشک
    نوشته ها
    78
    تشکر ها
    0
    تشکر شده 63 بار در 45 ارسال.

    005 بیوشیمی هورمون های دکتر حاجی حسینی

    بيوشيمي هورمون ها
    دكتر رضا حاجي حسيني
    ناشر: دانشگاه پيام نور
    تابستان 1387

    فصل اول
    هورمون ها
    هورمون هاي تركيباتي هستند كه توسط غدد درون ريز 1 ساخته مي شوند، و سپس توسط
    جريان خون به اعضاء يا باف ت هاي خاصي به نام باف ت هاي هدف انتقال مي يابند، تا عمل
    فيزيولوژي خود را به انجام برسانند.
    منشأ روياني : سلول هاي اپي تليال مبناي روياني اغلب غدد درون ريز مي باشند و به نظر
    مي آيد كه ستيغ عصبي 2 منشأ جنيني سلول هاي تعداد زيادي از غدد درون ريز باشد.
    ساختمان شيميايي هورمون ها
    طبقه بندي هو رمون ها براساس ساختمان شيميايي آن ها عبارت است از: استروئيدها،
    پلي پپتيدها و مشتقات آمينواسيد و اسيدهاي چرب.
    هورمون ها همان طور كه گفته شده توسط غده درون ريز ساخته شده و توسط
    پروسه اي اگزوسيتوز وارد جريان خون مي شود. زماني كه هورمون از نوع پلي پپتيد ي
    باشد، مشكل انتشار آن به فضاي خارج سلو لي غده و سپس به جريان خون پيش
    مي آيد. سوراخ ها يا شبكه هاي ريز موجود، در حل اين مشكل كمك مي كنند.
    هنگامي كه هورمون ها در جريان خون قرار گيرند، حركت كرده و به سوي سلول
    هدف مي روند كه در آنجا با گيرنده هاي خود در سطح غشاي سلول (مانند هورمون هاي
    پلي پپتيدي و بعضي از هورمون هاي مشتق شده از آمينواسيدها ) و يا گيرنده هاي خود در
    1. Endocrine Glands
    2. Neural Crest
    2 بيوشيمي هورمون ها
    سيتوپلاسم و يا هسته سلول (هورمون هاي استروئيدي) متصل مي شود.
    هورمون هاي تيروئيدي نيز وارد سلول هدف گرديده و با رسپتور خاص خود در
    داخل هستة سلولي تماس برقرار مي نمايند. در صورتي كه رسپتور كاتگولا مين ها در
    غشاء سلولي قرار گرفته است.
    ساير هورمون ها كه داراي ساختمان پپتيدي باشند ممكن است يك تري پپتيد و يا
    ٩ اسيد آمينه ، گلوكاكن = 29 = ADH پپتيدهاي با تعداد زيادتري اسيد آمينه باشند مانند
    191 اسيدآمينه. = GH 39 اسيد آمينه ، پاراتيروئيد = 84 اسيد آمينه و = ACTH اسيد آمينه
    همچنين گروهي از هورمون ها هستند كه آخرين گروه، هورمون ها ي گليكوپروتئيني
    مي باشند. اين هورمون ها علاوه بر زنجير پپتيدي حاوي HCG و LH ، FSH ، TSH مانند
    يك ريشه كربوهيدرات نيز مي باشند كه نقش اصلي را در بروز خواص فيزيولوژي آنها
    به عهده دارد.
    همچنين هورمون ها براساس شعاع عمل آنها به سه دسته : غدد درون ريز، غدد
    پاراكرين و غدد اتوكرين تقسيم مي شوند.
    1- شكل 1
    بيوسنتز هورمون ها
    هورمون ها ممكن است به صورت ملكو ل هاي تكميل يافته و فعال توسط غدد درون ريز ساخته
    و كاتگولامين ها، T و ترشح گردند، مانند هورمون هاي آلدوسترون، هيدروكورتيزول، استراديول، 3
    برخي ديگر از هورمون ها ابتدا به صورت ملكو ل هاي پيش ساز و غيرفعال ساخته مي شوند و
    سپس با تغييراتي كه در ساختمان آنها رخ مي دهد به صورت هورمون تكميل يافته و فعال در
    هورمون ها 3
    بتا ) از ) ı مي آيند، مانند هورمون انسول ين كه به صورت پروانسولين توسط سلول ها ي
    با Pro POMA (opiomelanolortin) . جزاير لانگرهانس لوزالمعده ساخته و ذخيره مي شود
    285 اسيدآمينه مي باشد كه توسط يك ژن واحد ساخته مي شود. اين ملكول پپتيدي در اثر
    بتاليپوتروپين، ، ı - MSH ، ı - MSH ، ACTH تقسيم شدن در مراحل بعدي هورمون هاي
    و بتاآندورفين را آزاد مي نمايد. تيروگلوبولين كه در فوليكول هاي غده تيروئيد وجود دارد.
    اين پروتئين در بين 5000 اسيد آمينه خود تنها حاوي 115 ريشه تيروزين است . كه
    تعداد اندكي از بين آنها يددار مي باشند و براي آزادشدن اين چند ملك ول هورمون تمام ملكول
    مترشحه از تيروئيد در هيپوفيز T تيروگلوبولين مي بايست هيدروليز و تجزيه گردد . تيروكسين 4
    كه هورمون فعال تري است مبدل مي شود (در T با ازدست دادن يك اتم يد به 3 TSH براي مهار
    كبد هم همين طور). تستوسترون در بافت اعضاء فرعي تناسلي به دي هيدروتستوسترون تبديل
    كه توسط غدد فوق كليوي ساخته مي شود ابتدا در كبد به آندرستن DHEA مي شود و بالاخره
    ديون و سپس در بافت چربي و يا در پوست به تستوسترون و يا استراديول تبديل مي گردد.
    انتقال پلاسمايي هورمون ها
    در پلاسما هورمون هاي استروئيدي و هورمون هاي تيروئ يدي با يك پرو تئين حامل مانند
    آلبومين و يا گلو بولين هاي خاصي پيونديافته و بدين گونه به طرف باف ت ها ي محيطي و
    بافت هاي هدف انتقال مي يابند، ميل تركيبي بيشتر هورمون ها با آلبومين بسيار كم و
    پيوند آنها ضعيف و غيراختصاصي است، در حالي كه هر هورمون قادر است با پيو ندي
    پايدارتر با يك گلبولين خاص خود تركيب شود.
    بايد دانست كه يك هورمون تا زماني كه به صورت پيوند با پروتئين حامل مي باشد
    غيرفعال بوده، تجزيه ن مي شود و قابل دفع توسط كليه ها نمي باشد و به همين دليل نيمه عمر
    پلاسمايي هورمون هاي پپتيدي و همين طور كاتكولا مين ها كه در پلاسما آزاد بوده و با پروتئين
    حامل پيوندي ندارند چند دقيقه اي بيش نيست، نيمه عمر هورمون ها ي استروئيدي چندين
    ساعت و نيمه عمر هورمون هاي تيروئيدي چند روز است.
    بافت هاي هدف
    يك هورمون ممكن است داراي يك يا چند بافت هدف باشد، مثلاًٌ غدة تيروئيد تنها
    4 بيوشيمي هورمون ها
    از هيپوفيز قدامي است، درصورتي كه هورمون انسولين TSH بافت هدف براي هورمون
    داراي چندين بافت هدف است، به طور ي كه نتيجة اثر اين هورمون در بافت عضلاني
    افزايش عمل جذب و اكسيداسيون گلوكز، در بافت چربي تسريع عمل چربي سازي، در
    بافت كبدي و سلول هاي لنفوسيت انتقال بيشتر اسيدهاي آمينه به داخل سلول و در كبد
    و عضله افزايش عمل پروتئين سازي مي باشد.
    نحوة تنظيم توليد و ترشح هورمون ها
    گرچه نقش اصلي در تنظ يم ميزان توليد و ترشح هورمون ها را در يك طرف غده
    ترشح كننده و از طرف ديگر بافت هدف به عهده دارد . ارتباط اينها به كمك تركيب ات
    واسطي كه حامل پيا م ها از بافت هدف براي غده ترشح كننده مي باشند، برقرار مي شود ،
    تركيبات واسط قادرند به دو طريق عمل خود را انجام دهند.
    Positive Feedback = ı Negative Feed Back = ı
    در تنظيم منفي به عنوان مثال افزايش غلظت گلوكز در خون (پس از صرف غذا )
    موجب ترشح بيشتر انسولين مي گردد و انسولين بر روي باف ت هاي مختلف اثر نموده
    جذب و مصرف گلوكز توسط اين بافت ها را تسريع مي نمايد.
    از اين گروه هورمون ها استراديول و Positive Feedback ب) در تنظيم مثبت
    پروژسترون را مي توان نام برد كه غلظت زياد آنها در خون موجب تر شح سريع و زياد
    بر روي LH از هيپوفيز قدامي مي گردد و غلظت زياد هورمون LH هورمون
    فوليكول هاي دوگراف در تخمدان ها اثر نموده موجب وقوع تخمك گذاري 1 و تشكيل
    جسم زرد 2 و در نهايت امر ادامه توليد و ترشح هورمون ها استراديول و پروژسترون
    مي گردد.
    پروتئين هاي پذيرنده 3
    تمام هورمون ها براي به انجام رساندن نقش بيولوژي خود ابتدا با يك پروتئين پذيرنده
    1. Ovulation
    2 . leuteinization
    3 . Reecptor
    هورمون ها 5
    خاص كه در غشاء و يا در داخل سلول قرار گرفته پيوند مي يابند و بافت هدف بافتي
    است كه دست كم حاوي يك رسپتور براي هورمون مربوط باشد . هر رسپتور داراي دو
    جايگاه فعال مي باشد يكي جا يگاه فعال گيرنده كه عمل آن شناسايي و برقراري پيوند با
    هورمون مي باشد و ديگري جايگاه فرستنده پيا م هاي بيولوژي با پيا م هايي كه در نهايت
    امر با تغيير فعاليت يك يا چند آنزيم خاص موجب تنظيم اعمال داخل سلولي
    مي گردند. رسپتور هورمون هاي پپتيدي، پروتئيني و گليكو پ روتئيني در غشاهاي سلولي
    و رسپتور هورمون هاي استروئيدي و تيروئيدي به ترتيب در سيتوپلاسم و يا هسته سلول
    هدف قرار گرفته اند.
    لازم به تذكر است كه تعداد گيرنده در سلول ثابت نيست و با چرخه سلولي و يا
    حالت هاي مختلف سلول تغيير كند . به همين دليل ممكن ميران پاسخگو يي سلول به
    هورمون كم و زياد شود و يا حتي از دست بدهد.
    تنظيم فعاليت رسپتور
    تعداد و نيز فعاليت رسپتور در سلول هدف متغير بوده و متناسب با نيازهاي فيزيولوژي سلول
    قابل تنظيم مي باشد، همين طور برخي بيمار ي ها و يا داروها نيز قادرند بر روي تعداد و فعاليت
    رسپتور ت أثير داشته باشند. پژوهش هاي اخير نشان داده كه رسپتورهاي موجود در غشاي سلول
    كه تحت تأثير هورمون هاي بتا آدرنرژيك 1 قرار داده شده اند. پس از مدتي حساسيت خود را
    از دست داده و در اثر افزودن بيشتر هورمون ديگر قادر به فعال كردن آدنيلات سيكلاز
    نمي باشند. سلول هدف به هر طريق ممكن است حساسيت خود را در برابر هورمون از دست
    بدهد، اول اينكه ملكو ل هاي رسپتور از سطح غشاء به داخل سلول بازگردند . 2، بديهي است كه
    خارج نمودن هورمون از محيط سلول هدف منجر به بازگشت رسپتور به سطح غشاء سلولي و
    حساسيت مجدد سلول در برابر هورمون مي گردد.
    دوم اينكه رسپتور بدون اينكه تغيير مكان دهند و يا اينكه از تعداد آنها كاسته
    شود، در اثر واكنش هاي فسفريلاسيوني (تغييرات در اتصال هاي كووالانس ) كه وابسته
    مي باشند حساسيت خود را از دست مي دهند و ديگر قادر به AMPC به سيستم
    فعال كردن آنزيم آدنيلات سيكلاز نمي باشد.
    1 . ı- Adrenergic
    2 . Down Regulation
    6 بيوشيمي هورمون ها
    بيماري هاي ناشي از اختلالات رسپتور
    تاكنون سه گروه بيماري ها در رابطه با رسپتور شناسايي شده اند : در اين گروه عامل
    اصلي بروز بيماري وجود آنتي كر ضد رسپتور در بدن مي باشد.
    يا بيماري مقاومت در برابر انسولين . در اين Acanthosis nigricans ( الف
    بيماري پاد تن با رسپتور تركيب شده و از پيوندشدن انسولين با آن ممانعت مي نمايد .
    همين طور در بيماري آسم (تنگي نفس ) تركيب شدن پادتن با رسپتور مانع پيوندشدن
    هورمون بتا – آندرنرژيك با آن مي گردد.
    كه يك نوع پركاري غدة تيروئيد (هيپروتيروئيدي) مي باشد، در Graves disease ( ب
    كمپلكسي ايجاد مي نمايد و از اين TSH اين بيماري تركيب شدن پادتن با رسپتور هورمون
    را تشديد نموده موجب پركاري تيروئيد مي گردد. TSH راه اثر هورمون
    كه يك نوع فلج مزمن عضلاني مي باشد، در اين Meyas the niagravis ( ج
    بيماري تركيب شدن پادتن با رسپتور استيل كولين مو جب مانع اثر استيل كولين در
    اتصال بر وموسكولار مي شود، كه موجب فلج عضله مي شود و يا تعداد رسپتورها را زياد
    مي كند كه نارس هستند و قادر به پيوند با هورمون استيل كولين نيستند.
    در اين گروه اثري از پيوند هورمون – رسپتور ن يست (شايد در اين بيماري فقدان
    رسپتور يا معيوب بودن آن باشد، ) ديده نم ي شود. ديابت بيمزه نفروژنيك كه علت آن
    مي باشد و نيز بيماري پ زودوهيپوپار تيروئيدي كه ADH فقدان احتمالي رسپتور هورمون
    بروز مي كند، از اين نوع مي باشد. PTH به علت فقدان رسپتور هورمون
    مي باشد كه در اين بيماري ها Diabet II و.Obesity در گروه سوم از اين بيماري
    رسپتور به خودي خود جابه جاشده و از سطح غشاء سلول ها ي هدف (بافت چربي،
    عضله، كبد ) دور شده اند. و در نتيجه تعداد آنها در سطح غشاء كاهش يافته به طوري كه
    با وجود زيادبودن غلظت انسولين در خون غلظت گلوكز در خون افزايش مي يابد.
    طرز عمل هورمون ها
    هورمون ها را بر مبناي مكان قرارگرفتن رسپتور آنها در سلول هدف به دو گروه تقسيم مي نمايند:
    رسپتور اين هورمون ها در داخل سلول هدف قرار . Intracellular receptor . گروه 1
    گرفته است اين هورمون ها همگي از كلسترول مشتق شده اند به استثناي هورمون هاي تيرو ئيدي
    هورمون ها 7
    كه از مشتقات آمينواسيدي مي باشند. گلوكوكروتيكوئيدها – مينرالوكورتيكوئيدها –
    1,25 از اين نمونه (OH)2D و كلي تريول 3 T و 4 T استروژن ها، پروژسترون ها، آندرو ژن ها، 3
    مي باشند.
    رسپتور اين هورمون ها در غشاء سلول هدف قرار Surfaces receptor . گروه 2
    گرفته است.
    به كمك تركيبات واسطي كه « هورمون رسپتور » در اين هورمون ها كمپلكس
    پيامبر دوم ناميده مي شوند (هورمون پيامبر اول محسوب مي شود) عمل مي نمايند.
    هورمون هاي گروه دوم را مي توان براساس نوع پيامبر دوم به سه دسته تقسيم نمود:
    ، LH ، ACTH . حلقو ي پيامبر دوم مي باشد AMP در اين هورمون ها . A 1. دسته
    TSH كلسي تونين، ، PTH ، ADH ، Angiotensisn II ،( ليپوتروپين ) LPH ، MSH ، HCG ،
    آدرنرژيك كا تكوا آ مين ها ، سوماتوس تاتين، ı گلوكاكن، كاتكول آ مين هاي بتا آدرنرژيك ، 2
    CRH ، اوپيوئيدها، مثال هايي از اين نوع هستند.
    و يكي از مشتقات فسفا تبديل (Ca++ ) پيامبر دوم در اين دسته يون كلسيم .B 2. دسته
    GnRH ،II آدرنرژيك، آنژيوت نسين α تيروتروپين ) 1 ) TRH ، اينوزيتول مي باشد . وازوپرسي ن
    به عنوان نمونه مي باشد، استيل كولين (موسكارين) كه هنور پيامبر دوم آن ها به خوبي شناخته
    نشده است و به نظر مي آيد كه اين هورمون ها اثرات متابوليسمي خود را به كمك يك مكانيسم
    PRL ، GH ، (Insulinlike)IGF ، I ، II ، متفاوت و هنوز ناشناخته انجام مي دهند. مثل انسولين
    EGF (Nerve growth factor) NGF ، (Chorionic somatomammotropin) CS ( (پرولاكتين
    اكسي توسين. ، (Fibroblast growth factor) FGF ، (Epiderma growthfactor)
    I طرز عمل هورمون هاي گروه
    هورمون هاي استروئيدي . كه از كلسترول مشتق مي شوند و كم و بيش داراي خواص
    ليپيدي مي باشند از غشاي كليه سلول ها به آساني عبور مي نمايند و با رسپتور خود كه
    داراي ميل تركيبي و ويژگي بسيار زيادي براي آنها مي باشد پيوند مي يابند و كمپلكس
    استروئيد – رسپتو ر در تحت شرايط خاصي از درجه حرارت و غلظت نمكي فعال
    مي گردد، در اثر تغييراتي كه در اندازه، شكل فضايي و بار الكتريكي آن ايجاد شود
    توانايي پيوند يافتن با كر وماتين سلول را پيدا مي كند و سرانجام پيونديافتن كمپلك س
    8 بيوشيمي هورمون ها
    و در مرحله رونويسي صورت مي گيرد. DNA فعال شده با جايگاه خاصي از رشته
    هورمون هاي تيروئيدي . رسپتور اين هورمون فقط در هستة سلول هدف وجود دارد،
    و سرانجام سنتز پروتئين ها ي mRNA و در مرحله رونويسي و ساخته شدن DNA در سطح
    خاصي مانند هورمون رشد، آنزيم ماليك و آنزيم اسيد چرب ساز شركت مي نمايند.
    II طرز عمل هورمون هاي گروه
    به كمك cAMP حلقوي است AMP هورمون هايي كه پيامبر دوم آنها : A 1 . دسته
    مشتق مي شود. اين هورمون ها ممكن است بر روي آنزيم ATP آدنيلات سيكلاز از
    داشته باشد. (Hi) يا اثر مهاركننده (Hs) آدنيلات سيكلاز اثر محرك
    هورمون هايي كه آدنيلات سيكلاز را مهار مي سازند.
    Hi
    هورمون هايي كه آدنيلات سيكلاز را تحريك مي كند.
    Hs
    سورماتو استاتين گلوكاكن
    بتاآندرنرژيك ها II آنژيوتالين
    ACTH آندرنرژيك ها a2
    CRH اوپيوئيدها
    LH
    FSH
    ADH
    PTH
    hCG
    MSH
    MSH
    LPH
    كلسي تونين
    آنزيم آدنيلات سيكلاز
    در غشاي سلول ها د و نوع پروتئين تنظيمي به منظور كنترل فعاليت آنزيم آدنيلات سيكلاز
    و (Gs) بوده يكي از آنها اثر محرك كنند ه GTP وجود دارد . اين پروتئين ها هر دو وابسته به
    دارد. از نظر ساختماني هر يك از اين پروتئين ها يك تر ايمر (Gi) ديگري اثر بازدارنده
    تشكيل يافته است. ı ، ı ، ı مي باشد كه از سه واحد پپتيدي كوچك تر به نام واحدهاي
    اين دو پروتئين تنظيمي بر روي آنزيم آدنيلات سيكلاز كه در جدار داخل
    هورمون ها 9
    سيتوپلاسمي غشاء قرار گرفته اثر ك رده فعاليت آن را تحريك و يا مهار مي كنند، آنزيم
    به ATP واكنش تبديل Mg++ آدنيلات سيكلاز نيز به نوبه خود و در حضور يون
    را در داخل سيتوپلاسم كاتاليز مي نمايد. cAMP
    به ترتيب موجب فعال شدن Ri و Rs با رسپتورهاي Hi و Hs پيوند هورمون هاي
    و در حضور GTP مي گردد. اين واكنش به كمك يك ملكول Gi و Gs پروتئين هاي ناظم
    و ai – GTP و as - GTP انجام پذير است و منجر به تشكيل كمپلكس فعال Mg++ يون
    از پروتئين ناظم مي گردد. ı و ı جداشدن دو واحد پپتيدي
    نيز مي باشند . و GTP – ase هر دو داراي خاصيت آنزيم ي ai و as واحدهاي
    و as – GTP كمپلكس هاي فعال GDP و تبديل آن به GTP قادرند با هيدروليزكردن
    – GTP را تجزيه و مجدداً به تري مرهاي غيرفعال اوليه مبدل سازند. ai
    به طور غيررقابتي و در جهت ( ai – GTP , as – GTP) به نظر مي آيد كه هر دو پروتئين
    مخالف بر روي آنزيم اثر كرده و ميزان فعال يا غيرفعال شدن آنزيم برآيندي از اثر آنها مي باشد.
    پروتئين كينازها
    Catabolitc Regulatory Protein ، CRP با پروتئين خاصي به نام cAMP در پروكاريوت ها
    قرار گرفته در تنظيم DNA پيوند مي يابد كمپلكس حاصل مستقيماً بر روي رشته
    واكنش هاي پروتئين سازي سلول تأثير مي گذارد.
    با يك پروتئين تترامر به نام پروتئين كيناز پيوند مي يابد. cAMP در اوكاريوت ها
    Regulator پپتيد
    4cAMP + R2C2 (R – 2c AMP)+2C + 2C
    كاتاليزشده C واحد كاتاليزكننده فعاليت آنزيمي دارد
    ATP انتقال ريشه فسفات از Mg 2 واحد كاتاليزكننده آنزيمي است كه در حضور يون + 2 C
    اسيدهاي آمينه سرين و ترئونين در پروتئين هاي مختلف را كاتاليز مي كند. OH بر روي عوامل
    فسفوپروتئين ها
    در سيتوپلاسم سلول ها ي اوكاريوت cAMP به نظر مي آيد كه كليه اثرات متابوليسمي
    ازطريق واكنش هاي فسفريلاسيون پروتئين ها و يا واكنش ها ي عكس يعني جداشدن
    10 بيوشيمي هورمون ها
    ريشه فسفات از پروتئين فسفريله شده 1 انجام مي گيرد.
    در واكنش هاي استروئيدسازي، متابوليسم قندها و cAMP اثرات بيوشيمي
    چربي ها، رشد سلول ها، اثر تنظيم كننده در سطح ژن و همانندسازي كه دارا مي باشد،
    همگي به كمك پروتئين ك ينازهاي خاص، فسفاتازهاي خاص و يا حتي سوبستراهايي
    كه قابل فسفريله شدن باشند انجام پذير مي گردد.
    فسفودي استرازها
    در سيتوپلاسم آنها cAMP سلول هاي هدف قادرند اثر بيولوژي هورمون ها را كه با افزايش
    cAMP آغاز شده است را به راه هاي گوناگون متوقف نماي ند يكي از اين راه ها هيدروليز
    (پيامبر دوم ) به كمك آنزيم فسفودي استراز مي باشد . استيل كولين با افزايش فعاليت
    در سلول هاي تيروئيد مي گردد و در جهت cAMP فسفودي استراز موجب كاهش غلظت
    مخالف، مشتقات متيله گزانتين (كافئين) با مهاركردن عمل فسفودي استراز باعث افزايش
    در داخل سلول هاي هدف و طولاني شدن اثر هورمون مربوطه مي گردند. cAMP غلظت
    فسفوپروتئين فسفاتازها
    يكي از راه هاي متوقف ساختن اثر هورمون ها واكنش جداسازي ريشه فسفات از
    فسفوپروتئين (دفسفوريلاسيون) مي باشد كه به كمك آنزيم هاي فسفوپروتئ ين فسفاتاز
    انجام مي گيرد. جالب اينكه فعاليت فسفاتازها نيز خود در اثر واكنش هاي فسفوري له شدن
    و يا دفسفوريله شدن قابل تنظيم است.
    هورمون هايي كه پيامبر دوم آنها كلسيم و يا فسفاتيديل اينوزيتيد مي باشد. .B دسته
    خلاصه
    هورمون ها تنظيم كننده هاي شيميايي مي باشند كه وارد خون مي شوند و سپس از طريق
    جريان خون به باف ت هاي هدف مي رسند و موجب تغيير سرعت انجام واكنش ها ي
    خاص مي گردند. بافت هدف به بافتي اطلاق مي گردد كه داراي رسپتوريك هورمون
    ويژه باشد . در واقع هورمون ها اثر خود را بر روي آنزيم ها اعمال مي نمايند . اين اثر
    1. Dephosphoylation
    1 هورمون ها 1
    مي تواند كمي (تغيير بيان ژن سازنده آنزيم) و يا كيفي (تغيير فعاليت آنزيم ) باشد .
    از طريق كمي و هورمون ها ي محلول در آب از Ĥً هورمون هاي محلول در چربي عمدت
    طريق كيفي باعث تغيير فعاليت آنزيم هاي مسئول انجام يك واكنش مي گردند.
    انواع طبقه بندي هورمون هاي عبارت انداز:
    الف) طبقه بندي براساس 1. آندوكرين: فاصله محل توليد تا عمل زياد مي باشد.
    فاصله محل توليد تا عمل 2. پاراكرين: سلول توليدكننده مجاور سلول هدف مي باشد.
    3. اتوكرين: سلول توليدكننده همان سلول هدف مي باشد.
    ب) طبقه بندي براساس 1. مشتق از اسيد آمينه : كاته كولامين ها
    CRH ، ماهيت شيميايي هورمون و 2. پپتيد: انسولين، گلوكاگون
    محلول در آب 3. پروتئين = هورمون رشد، پرولاكتين A محل رسپتور
    HCG ، TSH ، LH ، FSH : (رسپتور غشايي) 4. گليكوپروتئين
    1. هورمون هاي تيروئيدي
    محلول در چربي – B
    (رسپتور درون سلولي) 2. هورمون هاي استروئيدي
    1. هورمون هاي تيروئيد
    ج) طبقه بندي براساس 2. هورمون هاي هيپوفيز
    غده ترشح كننده 3. هورمون هاي هيپوتالاموس
    4. هورمون هاي تخمدان
    5. هورمون هاي بيضه
    د) طبقه بندي هورمون هاي محلول در آب براساس نوع پيامبر ثانويه:
    cAMP .1 ، ADH ، PTH ، MSH ، HCG ، CRH ، LH ، FSH ، TSH ، ACTH ،
    سوماستاتين، گلوكاگن، رسپتورهاي بتا آدرنرژيك.
    اكسيدنيتريك) ) NO و (Atrial natriuretic factor) ANF ، cGMP .2
    PDGF ، TRH ، GnRH ، ADH : 3. فسفاتيديل اينوزيتول يا كلسيم يا هر دو
    12 بيوشيمي هورمون ها
    آدرنرژيك، گاسترين، اكسي توسين، رسپتورموسكاريني، استيل كولين a 4. رسپتور 1
    IGFII ، IGFI ، PDGF ، GH : 5. كيناز يا فسفاتاز
    ، پرولاكتين، انسولين، هورمون
    رشد، اريتروپويتين
    1. هورمون هايي كه بر روي متابوليسم مواد سه گانه عمل
    مي كنند: انسولين، گلوكاگن، هورمون رشد، آدرنالين،
    كورتيزول
    طبقه بندي براساس 2. هورمون هايي كه بر روي متابوليسم آب و مواد معدني
    ، PTH – عملكرد بيوشيميايي عمل مي نمايند: مانند آلدوسترون – كلسي تريول
    ADH
    3. هورمون هايي كه بر روي فعاليت غدد جنسي عمل
    پروژسترون، تستوسترون ، LH ، FSH . مي نمايند
    فصل دوم
    هورمون هاي تيموس
    هورمون هاي تيموس
    1. مقدمه
    الف) پيش زمينه. بديهي است كه غده تيموس و پلي پپتيدهاي متنوع توليدشده توسط
    سلول هاي تيموسي نقش هورموني در عملكردهاي سيستم ايمني ايفا مي كنند. تعدادي از
    فاكتورهاي به دست آمده به وسيله سلول هاي مشتق شده از تيموس كه براي به كارانداختن يك
    سطح يا سطح ديگري در رشد و توليد آنتي بادي به وسيله سلول هاي توليدكننده آنتي بادي ظاهر
    مي شوند، حذف مي شوند. اين بحث به دليل فقدان خصوصيات بيولوژيكي تعداد بسيار زيادي از
    اين فاكتورها مختصر خواهد بود. تيموس كه مهمترين مركز تعديل و تنظيم فعاليت هاي سيستم
    ايمني است، ممكن است اجزائي را توليد كند كه ترشح هورمون ها به وسيله ديگر غده ها را تنظيم
    مي كند، براي مثال آزادي پرولاكتين از لاكتوتروف هاي هيپوفيز قدامي را مي توان ذكر كرد. البته
    اگر تيموس هورمون هايي را توليد كند كه ترشح هورمون هاي هيپوفيز قدامي را تنظيم كنند پس
    ممكن است تنظيم پس نوردي (فيدبكي) وجود داشته باشد كه در مورد پرولاكتين، توضيحي
    براي افزايش قطعي آن در شرايط استرس را هدايت كند (فصل ده را ببينيد). علاوه بر اين ممكن
    است جالب باشد دانستن اينكه آيا وظايف تنظيمي پپتيدهاي تيموسي روي ديگر سلول هاي
    توليدكننده هورمون نيز مانند موادي كه در سيستم ايمني فعال هستند، باقي مي ماند.
    106 آنتي بادي اختصاصي وجود دارد كه مربوط - ب) سيستم ايمني. تقريباً 108
    به ساختمان هاي مختلف آنت ي بادي (اپي توپ ها) مي شود، و با مولكول آنتي ژنتيك ويژه
    ( < اندركنش خواهد كرد و تنها قسمت كوچكي از سلول هاي توليدكننده آنتي بادي (% 0,1
    پيش سازهاي پلاسماهاي توليدكننده آنتي بادي هستند و B را فعال خواهد نمود. سلول هاي
    14 بيوشيمي هورمون ها
    سلول هاي مشتق شده از تيموس مي باشند كه تعدادي از مواد تحريكي T سلول هاي
    براي توليدكردن آنتي بادي ها B را توليد مي كنند. توانايي يك سلول B براي سلول هاي
    متكي بر تعدادي از فاكتورهاي تحريكي، و جابه جايي هايي عناصر ژنتيكي متنوع
    ساختمان ايمونوگلوبولين، يك مبحث تمركز دقيق در ژنتيك مولكولي مي باشد.
    نشان مي دهد كه ،(T فعاليت هاي تحريكي مشتق شده از سلول هاي تيموس (سلول هاي
    كمك كننده مي باشند (شكل ). T سلول هاي
    هست كه فاكتورهايي را براي تنظيم بيان ايمونوگلوبولين ها T تيموس شامل لنفوسيت هاي
    از مغز B از تيموس و درمقابل سلول هاي T توليد مي كنند. سلول هاي B به وسيله لنفوسيت هاي
    قرمز استخوان وارد جريان خون مي شوند. سلول هاي فاگوستيك در فرايندهاي ايمني همچنانكه
    در شكل نشان داده شده است درگيرهستند.
    ، B وقتي يك آنتي ژن (ماده خارجي) داخل ارگانيسم مي شود، سلول هاي
    كمكي توليد مي كنند. آنتي بادي ها در سطح T ايمونوگلوبولين ها را با عمل سلول
    فعال متصل شده با آنتي ژن B با ويژگي مشابه آنچه كه به وسيله سلول هاي T سلول هاي
    توليد مي شود، حضور پيدا مي كند، و كمپلكس ممكن است سپس به يك ماكروفاژ
    انتقال داده شود كه آنتي ژن را هضم و خراب كند. (شكل ) فاكتورهاي شركت كننده
    كمك كننده كه امكان تحريك توليد آنتي بادي را دارا مي باشد، نشان T با سلول هاي
    مي دهد. اين فصل بر روي يك خانواده از هورمون هاي پپتيدي كه ممكن است باعث
    تكثير و بلوغ پيش ساز لنفوسيت ها در سلول هاي مناسب ازلحاظ ايمونولوژيكي شوند،
    تمركز مي كند.
    2. ارتباطات مورفولوژيكي و آناتوميكي
    آناتومي و بافت شناسي غده تيموس در شكل به تصوير كشيده شده است.
    17-2 نشان داده شده است، اين غده در بالاي قلب قرار دارد. و A همچنان كه در شكل
    در موقع تولد خيلي بزرگ تر از حالت بالغ است. تصور مي شود كه تحليل غده با
    افزايش سن براي حالت بلوغ درنتيجه افزايش عمل بخش كورتكس آدرنال باشد كه با
    سطح بالاي هورمون هاي گلوكوكورتيكوئيدي در جريان مي باشد. تيموسيت ها به عمل
    هورمون هاي تيموس 15
    گلوكوكورتيكوئيدها حساس هستند و به عنوان يك نتيجه اي از سلول هاي درگير تحت
    عمل هورموني هستند.
    3 . بيولوژي سلولي
    سيستم ايمني ممكن است به طور كلي شامل دو بخش اصلي قابل مشاهده باشد: سلولي
    و ايمني هومورال. هردو به پروتئين هاي خارجي يا آنتي ژن هاي ديگر پاسخ مي دهند.
    بخش گاماگلوبين آنتي بادي هاي پلاسما تشكيل مكانيسم هومورال را مي دهد.
    درحالي كه ايمني سلولي مربوط به محصولات لمفوسيت ها (لمفوكائين ها براي
    مثال اينترلوكين ها) مي باشد، مكانيسم هومورال، بدن را درمقابل عفونت هاي باكتريايي
    محافظت مي كند درحالي كه ايمني سلولي توليد واكنش هاي آلرژيك تاخيري و پس زدن
    بافت هاي خارجي پيونديافته يا سلول هاي توموري را انجام مي دهد و همچنين عفونت
    ناشي از ويروس ها، قارچ ها و بعضي باكتري ها را خنثي مي كند. توسعه ي اين سيستم در
    (شكل ) به صورت كلي بيان شده است. سلول هاي پيش ساز به كيسه زرده مي روند تا
    مسير تكاملي خود را در جنين در حال رشد پيدا كنند.
    اين جمعيت سلولي، تحت عمل تحريكي هورمون هاي تيموس، به سمت
    مسئول ايمني سلولي، تكامل مي يابند. T لمفوسيت هاي
    4 . شيمي و بيوشيمي
    الف) مقدمه
    حداقل 6 پپتيد تيموسي وجود دارند كه تيموزين ناميده مي شوند در مورد اينها درجدول
    17-1 توضيح داده شده است و مشخص شده است، كه پپتيدهاي اسيدي با وزن
    500 مي باشند. اينها هورمون هايي هستند كه درغده تيموس - مولكولي حدود 13000
    توليد مي شوند، از آنجا كه تيموس در فرايند تنظيم ايمني شركت مي كند. توسعه سيستم
    لمفونيدي وابسته به تيموس را كنترل مي كنند بين پپتيدهاي جداشده از تيموس ،
    و فاكتور سريك تيموسي 1 در شكل و II تيموپپتين ، β تيموزين 4 ، α تيموزين 1
    نشان داده شده است. تيموزين ها پاسخ هاي ايمونولوژيكي B درشكل α پروتيموزين
    1 . Facteur thymique Serique
    16 بيوشيمي هورمون ها
    را در شرايط آزمايشگاهي و طبيعي تعديل مي كنند همچنين تمايز لمفوسيت هاي وابسته
    با يوبي كوئيتين همولوگ است و 74 β به تيموس را نيز تنظيم مي كنند. پلي پپتيد 1
    آمينواسيد انتهاي آميني يك پروتئين كروموزومي غيرهيستوني است كه شبيه يك
    هيستون مي باشد. ترادف اوليه يوبي كوئيتين در شكل نشان داده شده است. اگرچه
    يوبي كوئيتين به عنوان يك پلي پپتيد تيموس كشف شده اما به زودي مشخص شد در
    بسياري از بافت ها حضور دارد و به همين دليل يوبي كوئيتين ناميده شد. اگرچه اغلب،
    اين پروتئين در كروماتين جفت شده با هيستون ها وجود دارد، ليكن وظيفه آن در آنجا
    به خوبي شناخته نشده است.
    در موارد ديگر مشخص شده است كه يوبي كوئيتين، يك پلي پپتيد مقاوم به
    حرارت است و ممكن است معرف يك سيستم پروتئوليتيك باشد كه در آن، يك نقش
    محوري را در شكستن پروتئين سلولي بازي مي كند. با توجه به اين يافته ها،
    يوبي كوئيتين، به عنوان يك هورمون تيموسي در نظر گرفته نمي شود.
    α ب) تيموزين 1
    پلي پپتيد اوليه جداشده از اجزاي به دست آمده از تيموس گاوي است. كه در α تيموزين 1
    خيلي فعال است وبيان نهايي داكسي نوكلئوتيديل ترانسفراز را تعديل T فرايند ايمني سلول
    مي كند. امينواسيدهاي انتهاي آميني آن به وسيله گروه استيل بلوكه مي شود. بررسي
    شكل هيچ تشابهي را با ديگر هورمون ها و فاكتورهاي اختصاصي نشان نمي دهد.
    برطبق نظريه گلداشتاين كه آناليز كامپيوتري ترادف هاي ديگر پروتئين ها را رهبري
    كرده است، درآنجا هيچ شباهت شناخته شده اي بين آنها با هيچ يك از ترادفهاي اوليه
    يك هورمون تيموسي α وجود ندارد. مطالعات اخير نشان مي دهد كه پروتيموزين α تيموزين 1
    ممكن است يك قطعه پروتئوليز شده باشد. (شكل ) α واقعي مي باشد. تيموزين 1
    همان طور كه در شكل نشان داده شده است، چهارپپتيد تيموسي كاملاً
    شناخته شده آشكار مي شوند كه با توجه به شباهت ترادف غيرمرتبط باشند. تعدد
    پپتيدهاي توليدشده به وسيله همان بافت با ساختمان هاي شيميايي متفاوت اين احتمال
    را پيشنهاد مي كند كه اگرچه آنها در بعضي فعاليت ها مشترك هستند. ولي ممكن است
    وظايف بسيار اختصاصي را در تنظيم سيستم ايمني برعهده داشته باشند. بنابراين احتمالاً
    هورمون هاي تيموس 17
    يا پروتئين هاي مشابه هنوز تعيين خصوصيت نشده اند يا اينكه كدهاي ژنتيكي اين
    پروتئين براي ديگر پروتئين ها ترادف مشابهي را كد نمي كند. به طور جالب توجهي
    از L بافت اسكلتي خرگوش، پروتئين 7 α تشابهات محدودي را با زنجيره تروپوميوزين
    عضله اسكلتي خرگوش و با I تروپونين ، E.coli 50 ريبوزومي از S زيرواحد
    پروترومبين گاوي را نشان مي دهد. ترادفهاي درگير در شكل نشان داده شده است.
    به صورت شيميايي سنتز شده است و محصول به طور متعادل با مواد α تيموزين 1
    با به كارگيري (wheat germ) بيولوژيكي فعال است. در يك سيستم آفت (جرم) گندم
    ترجمه شده است. اين نتايج پيشنهاد α تيموزين 1 mRNA آنتي سرم با اين پروتئين
    مي كند كه يك پپتيد با وزن مولكولي بزرگ تر از 16000 ، محصول ترجمه اوليه است كه
    نتيجتاً به هورمون دست نخورده (وزن مولكولي 3108 ) تجزيه مي شود. اليگونوكلئوتيد
    تكثير شده است E.coli سنتزشده، به يك پلاسميد منتقل شده و در α كدكننده تيموزين 1
    همچنانكه در شكل نشان داده شده است.
    β ج) تيموزين 4
    وزن مولكولي 4982 دارد و باقيمانده آمينواسيدي انتهاي آميني آن نيز با يك β تيموزين 4
    گروه اسيل بلوكه شده است. (شكل ). اين پروتئين بيان داكسي نوكلئوتيديل
    ترانسفراز انتهايي در سلول هاي مغزاستخوان موش را درشرايط طبيعي مهار مي كند.
    همچنين روي سلول هاي بنيادي لمفوئيدي عمل مي كند و در فرايند پيش β تيموزين 4
    بلوغ لمفوسيت هاي وابسته به تيموس شركت مي كند.
    هيچ شباهتي با ترادف هاي ساير ، α نيز مانند تيموزين 1 β ترادف اوليه تيموزين 4
    پروتئين هاي شناخته شده نشان نمي دهد. البته در اينجا يك ترادف داخلي مضاعف وجود دارد.
    به عنوان β 17 نشان داده شده است. اگرچه درنظر گرفتن تيموزين 4 - همچنانكه در شكل 10
    هورمون مجزاي تيموس جالب مي باشد، ليكن، اين پروتئين، در بافت هاي زيادي ظاهر مي شود.
    به عنوان پيش ساز آن تشكيل نمي شود و در بافت هاي prepro يا pro هيچ پپتيد
    آزمايشگاه هوركر) – همراه مي شود. ) β پستانداران معمولاً با يك پپتيد مرتبط – تيموزين 10
    هورمون هاي پپتيدي ترشحي نيستند. β و 10 β هوركر استنتاج مي كند كه تيموزين 4
    18 بيوشيمي هورمون ها
    مي باشد، اما در β پپتيد ديگري است كه كاملاً مرتبط با تيموزين 1 β تيموزين 3
    انتهاي كربوكسيل با آن متفاوت است و وزن مولكولي 6500 دارد. ممكن است كه
    باشد. β يك قطعه پروتئوليتيك از تيموزين 4 β تيموزين 3
    4 . اعمال مولكولي و بيولوژيكي
    درحالي كه پپتيدهاي تيموزين براي عمل كردن زودهنگام و در طي حالت پروتيموسيت
    درمراحل اوليه و همچنين در مراحل α يا پروتيموزين α ظاهر مي شوند، تيموزين 1
    پاياني بلوغ تيموسيت عمل مي كند.
    با كاربرد متدهاي ميكروسكوپ ايمونوفلورسانس مشخص شده است، تيموزين
    1 در سلول هاي اپي تليال مدولاي تيموس و در پوشش سلولي سطح كورتكس قرار α
    در پوشش سلولي سطح كورتيكال β و 3 β دارد. درحالي كه به وسيله همان متدولوژي، 4
    در القا بيان داكسي β مشخص شده اند. اين يافته ها با توانايي شناخته شده 3
    نوكلوتيدترانسفراز انتهايي و با اين علم كه سلول هاي داراي اين آنزيم، بيشتر در
    كورتكس تيموسي هستند، مطابقت دارد. از سوي ديگر، مدولاي تيموس، داراي داكسي
    سركوب كردن بيان اين آنزيم مي باشد. α نوكلئوتيدترانسفراز نيست و عمل تيموزين 1
    پژوهش هاي اخير به سيستم هاي نورواندوكرين و ذاتي در تعديل سيستم ايمني
    اشاره مي كند. به نظر مي رسد كه تيموس يك نقش تكميلي را در تنظيم سيستم عصبي
    مركزي سيستم ايمني ايفا مي كند.
    شكل به صورت خلاصه اندركنش هاي مابين سيستم عصبي مركزي و
    تيموس نورواندوكرين را بيان مي كند. ظاهراً گيرنده هاي كولينرژيك بر روي سطح
    -β سلول هاي اپي تليال توليدكننده تيموزين واقع مي شوند. گيرنده هاي كولينرژيك و
    ظاهر مي شوند. ميزان قابل ملاحظه اي از T آدرنرژيك روي سطح لمفوسيت هاي
    گاماآمينوبوتيريك اسيد، يك انتقال دهنده عصبي (نوروترانسميتر) شناخته شده، در
    تيموس مشاهده شده است. علاوه بر تنظيم عصبي، امروزه هورمون هاي متنوعي توليد
    را افزايش مي دهد. α تيموزين را تنظيم مي كنند. هورمون رشد سطوح تيموزين 1
    نيز ممكن است تأثير داشته باشد. نقش گلوكوكورتيكوئيدها بر روي تيموس به TSH
    هورمون هاي تيموس 19
    خوبي شناخته شده است و ممكن است اندركنش هاي ويژه اي بين گلوكوكورتيكوئيدها
    و توليد تيموزين وجود داشته باشد.
    تيموسيت (شكل ) و همچنين جريان cGMP تيموزين باعث تحريك ميزان
    وابسته به كلسيم است. cGMP كلسيم به داخل سلول مي شود. افزايش در مقدار
    را تحريك نمي كند. هنوز مشخص نشده است كه cAMP ظاهراً تيموزين سطوح
    چگونه كلسيم در اين سيستم عمل مي كند و اينكه آيا پروتئين كالمودولين متصل به
    به وسيله تيموزين در مراحل cAMP كلسيم واقعا درگير است. ممكن است كه مقدار
    و كلسيم در مراحل بعدي تمايز درگير cGMP ابتدايي توسعه تيموسيت افزايش يابد و
    باشند.
    5. جنبه هاي كلينيكي
    ظاهراً درگيري تيموزين در سيستم ايمني آن را به عنوان يك عامل قاطع در بيمار ي هاي
    نقص ايمني و در انواع سرطان ها مطرح مي كند. اخيراً مطالعات كلينيكي اخيراً نشان
    داده است كه بيماران مبتلا به بيمار ي هاي نقص ايمني كه با تيموزين درمان شده اند،
    مدت طولاني تري را در قيد حيات مي مانند.

    فصل سوم
    پروستاگلاندين ها
    مقدمه
    گروهي از مواد هستند كه در اغلب سلول ها توليد مي شوند. اين (PG) پروستاگلاندين ها
    مواد مي توانند بر سلول سازندة خود و سلول هاي مجاور، تأثير بگذار ند و به اين دليل،
    در دستة هورمون هاي اتوكراين (درون ريز) قرار مي گيرند.
    و (TX) ترمبوكسان ها ، PGI پروستاگلاندين ها و مواد وابسته به آنها، 2
    از اسيدهاي چرب ذخيره شده در غشاهاي سلولي، مانند ،(LT) لوكوترين ها
    فسفوليپيدها يا تري گليسيريدها، مشتق مي شوند . پيش نياز اسيد چرب، معمولاً
    آراشيدونيك اسيد، به وسيلة فسفوليپاز يا يك ليپاز واقع در غشاي سلولي ، طي مراحلي
    توليد PG ، آزاد مي شود. پس از رويداد يك سري واكنش هاي آنزيمي در غشاي سلول
    مي شود و به رسپتور خود كه در غشاي پلاسمايي يا غشاهاي داخلي ديگر، قرار دارد،
    متصل مي شود. و يا اينكه در محيط خارج سلول منتشرشده و در نهايت با اتصال به
    PG گيرنده در غشاي سلول م جاور توليد اثر در آن سلول كند . در مورد مكانيسم ترشح 2
    از سلول ها، اطلاعات كمي در دسترس مي باشد.
    گروهي از مواد بيوشيميايي هستند كه در حد وسيعي (PG) پروستا گلاندين ها
    به وسيلة سلول هاي گوناگون توليد مي شوند. و در دستة هورمون هاي اتوكراين طبقه بندي
    مي شوند زيرا كه بر روي سلول سازندة خود عمل مي كنند.
    و (TX) ترومبوكسان هاي ، PGI ها و موارد وابسته به آنها از قبيل 2 PG
    از اسيدهاي چرب ذخيره شده در غشاهاي سلولي از قبيل (LT) لوكوترين ها
    فسفوليپيدها و يا تري گليسيريد ها مشتق مي شوند.
    22 بيوشيمي هورمون ها
    ها اثرات گوناگوني را بر بافت هاي هدف مختلف دارند، آنها بر نورون ها، PG
    زيرساختارهاي مغزي، هيپوتالاموس و هيپوفيز تأثير دارند. مراكز تنظيم كننده دما بدن نيز
    ها مي باشند. PG تحت تأثير
    و موارد مربوط به آن از اسيدهاي چرب (معمولاً آراشيدونيك PG همة تركيبات
    اسيد) مشتق شده اند.
    PGI ترومبوكسان هاي و 2
    ، از يك اندوپراكسيد حلقوي توليد مي شوند. از طرف
    مستقيماًٌ از يك متابوليك اسيدچرب تشكيل مي گردد و واسطة اندوپروكسيد LT ديگر، 2
    حلقوي ندارند.
    ها شبيه يك ساختار سنجاق سر با يك حلقه 5 ضلعي و دو زنجيره متصل PG
    داراي يك حلقه 6 ضلعي مي باشند كه داراي يك يا تعداد بيشتري TX حلقه مي باشند. 2
    اكسيژن مي باشد.
    داراي فعاليت هاي بيولوژيكي مخالف هم مي باشند، PGI و 2 TX ، اغلب
    ويژگي هاي كلي ذكرشده در بالا، در شكل آورده شده است.
    طبقه بندي پروستاگلاندين ها
    سينتتاز، PG پروستاگلاندين ها به وسيلة يك اندوپروكسيد حلقوي ساخته شد ه توسط آنزيم
    مي باشد . از طرف ديگر، TX و PGI به وجود مي آيند. اين اندوپيركسيد حلقوي پيش نياز 2
    ها به طور عمده، از آرا شيدونيك اسيد و بدون ايجاد حد واسط اندوپيروكسيد حلقوي LT
    داراي پيوند دوگانه در ساخ تار خود PGF1α و PGE مشتق مي شوند. اعضاي ديگري از قبيل 1
    مطابق جدول ) ) . PGA ، PGE، PGF : ها به 3 گروه تقسيم مي شوند PG . مي باشند
    اثرات گوناگوني بر بافت هاي هدف مختلف، مي گذارند. آنها از طريق اثر ، PG2
    مستقيم بر فعاليت هاي نورون هاي اختصاصي، بر رفتار نيز تأثير دارند . مراكز تنظيم كننده
    مي باشند. PG حرارت بدن نيز تحت تأثير 2
    ها و وابستگانشان نسبت به هورمون هاي اندوكريني در بيشتر قسم ت ها ي PG
    خود تفاوت دارند، كه هورمون هاي اندروكر يني معمولاً از غدة سنتزي ترشح شده و
    ازطريق انتقال در سيستم گردش بر سلول هدف عمل مي كنند . ممكن است اين
    هورمون ها را به عنوان هورمون هايي با فعاليت محلي يا اتوكرين ها به شمار آوريم.
    پروستاگلاندين ها 23
    ها توسط بسياري از سلول هاي مختلف در بدن توليد مي شوند، اما اينكه همة PG
    16 چندين بافت از - سلول ها قادر به توليد آنها مي باشند مشخص نيست . جدول 1
    ها را در جواب به انواع م ختلفي از محرك ها انجام PG حيوانات مختلف را كه ترشح
    ها موجب توليد فعاليت ديگري PG مي دهند را نمايش مي دهد. نهايتاً ممكن است ترشح
    ها). PG از هورمون ها يا نوروترانسميترها شود. (پيام به سلول سنتز
    ها اثرات وسيعي بر باف ت هاي هدف مختلف اعمال مي كنند. آنها بر رفتار اثر PG
    گذاشته با فعاليت مستقيم بر ن ورون هاي تكي، ساختما ن هاي مغز مثل سربلارورتيكولار
    و ممكن است بر هيپوتالاموس و نوروهيپوفيز و وازوموتور و مراكز تنظيم حرارت نيز
    اثر بگذارند. همچنين اتصالات غيرارادي و اتصلات عضله نوروني تحت تأثير هستند .
    ها بر باف ت هاي هدف هورمون هيپوفيز پيشين مثل تيروئيد، آدرنال، تخمدان و PG
    بيضه ها، ب ر باف ت هاي هدف هورمون اگزوكرين مثل پانكراس و غشاء مخاطي گوارش و
    بافت هاي هدف هورمون اندوكرين مثل توبول هاي كليه، استخوان، اديپوسيت اثر
    مي گذارد.
    آنها بر عضلات صاف توليدمثلي و دستگاه تنفسي و بر عضلات صاف عروق
    قلبي نيز اثر مي گذارند.
    PG طبقه بندي ساختماني وابستگان
    ها و وابستگانشان ساختما ن هاي بسيار پيچيده اي هستند اما تمام اين تركيبات PG اگرچه
    از اسيدهاي چرب مشتق مي شوند. اغلب آراشيدونيك اسيد داراي يك زنجيرة باز با
    مي باشد كه تماماً توسط ميانجيگري PGI و 2 TX ساختمان 20 كربني مي باشد و شامل
    ها به طور مستقيم از يك LT اندوپراكسيد حلقوي انجام مي شود. به عبارت ديگر
    متابوليت اسيد چرب شكل مي گيرند و مستلزم ميانجيگري اندپراكسيد حلقوي
    نمي باشند.
    ها داراي حلقة پنج ضلعي با دو زنجيره كه به حلقه منتهي مي شود مي باشد و PG
    جانشين هايي كه بر روي حلقه پنج ضلعي قرار مي گيرند تعيين كننده زيردسته و فعاليت
    ها مي باشند. PG
    24 بيوشيمي هورمون ها
    ها داراي يك حلقة شش ضلعي با يك يا بيشتر اكسيژن در ارتباط است . TX
    ها اساساً به اسيدهاي چرب LT . داراي فعالي ت هاي بيولوژيكي متضاد مي باشند PGI2
    با زنجيره باز تغيير مي يابند. كه ممكن است با گلوتاتيون يا محصولات تجزيه شده
    گلوتاتيون كانژوگه شوند . آرايش ساختما ن هاي وابسته به فعالي ت هاي كيفي يا غيرفعال
    همچنين ساختمان هايي كه از متابوليسم منتج مي شوند بسيار متنوع است.
    ها PG جنبه هاي عمومي
    و تركيبات مربوط به غشاي ليپيدها – محصولات نهايي آزادشده داخل PG تركيبات
    PG سيتوپلاسم و فعاليت آنها در شكل نشان داده شده است. بنابراين وقتي سنتز
    در سلول تحريك مي شود يك اسيد چرب – اغلب آراشيدونيك اسيد 1 – از ليپيدهاي
    آزاد مي شود. اين عمل به وسيله كمپلكس پروستاگلاندين A غشايي به وسيله فسفوليپاز 2
    را Endoperoxide سينتتاز غشاء انجام مي شود كه يك واسطة اندوپركسيد حلقوي
    در PGI و 2 PGE2 ، PGF2ı ايجاد مي كند (شكل ). اين واسطه ها باعث افزايش
    از بين تركيبات ، TXA سينتتاز مي باشد شده، و يا افزايش 2 PGI سلول هايي كه داراي 2
    سينتتاز مي باشند را باعث مي شود. TX در سلول هايي مي شود كه داراي TX
    20:3 )منشأ اوليه اسيدهاي چرب باشد ) homo-γ- linolenic acid وقتي
    PGF1α و PGE اندوپراكسيد حلقوي متفاوت توليد مي شود. اين واسطه باعث افزايش 1
    ها يا تركيبات مربوط به آن در يك سلول معين به وجود مي آيند كه PG مي شود. بنابراين
    بستگي به مواد متشكله و مخصوصاً آنزيم هاي موجود در مسير تركيبات زيستي دارد.
    جنبه هاي شيميايي . II
    (TX) و ترمبوكسان ها PG تركيبات
    انجام شده است. دو ساختار دروني X با استفاده از پراش اشعه PGF2α آناليز ساختاري
    سنجاقي شكل در تركيبات ظاهر مي شوند كه در شكل نشان داده شده است. در
    را PG وجود دارند وضعيت سنجاقي شكل TXB كه به فرم 2 TX عوض مولكول هاي
    1. Arachidonic acid
    پروستاگلاندين ها 25
    را TX و PG قبول نمي كنند (شكل ). اين وضعيت خاص ، اختلاف بين ساختار
    آشكار مي كند.
    جنبه هاي بيوشيميايي . III
    الف) بيوسنتز
    سينتتاز موجود در ميكروزوم هاي PG مكانيزم بيوسنتز مي تواند به وسيله سيستم آنزيم
    وزيكول هاي گوسفند بررسي شود (شكل ). به طور آشكار اين سيستم شامل يك
    كمپلكس آنزيمي مي باشد. براي ايجاد مادة حد واسط هيدروپروكسي حلقوي دو مرحله
    اكسيداسيون وجود دارد كه ممكن است توسط آنزيم هاي مشابه يا جدا (متفاوت) كاتاليز
    شوند. تبديل هيدروپروكسي واسطه به شكل مدل كربن - 5 هيدروكسيله شده كه به وسيله
    گلوتانيون پراكسيداز 1 انجام مي شود و اين عمل، مي تواند با تركيب غيرآنزيمي شامل تريپتوفان
    و هموگلوبين، تحريك شود. اين گروه از واكنش ها، از نوع واكنش هاي تجزيه اي گروه 1
    هستند.
    كشف گرديده است Leukotrienes (LT) اخيراً يك رشته تركيبات جديد به نام
    كه از آراشيدونيك اسيدها و اسيدهاي چرب مشتق مي شود (شكل )، اما از
    LT پراكسيد حلقوي به دست نمي آيد. همان طور كه در شكل ديده مي شود حداقل هفت
    شامل گلوتاتيون هستند LTC و 5 LTC4 ، LTC شناخته شده وجود دارد. به طور عمده 1
    داراي باقيمانده سولفور ، D داراي سيستئينيل گلاسين مي باشد. منشأ سري LTD و 4
    آمينو اسيدها هستند. هيچكدام از اين تركيبات بسيار فعال از اندو پراكسيد حلقوي ناشي
    به C- نمي شوند و همگي از مسير پراكسيداسيون مستقيم اسيدهاي چرب بر روي 5
    دست مي آيند. اين تركيبات در ماهيچه هاي صاف ريه و مجاري تنفسي بسيار فعال
    مي باشند و اهميت زيادي در اتيولوژي آسم دارند.
    ب) متابوليسم
    فعال ترين TXA در بسياري از مواقع متابوليزه مي شوند (شكل ). 2 PGE هايي مثل 2 PG
    كه كمتر فعال است متابوليزه TXB ترومبوكسين در پلاكت هاي خون انسان مي باشد و به 2
    1 . glutathione peroxidase
    26 بيوشيمي هورمون ها
    6- متابوليزه مي شود (شكل ) keto-PGF1 α به PGI2 .( B مي گردد. (شكل
    بستگي به بازشدن يك حلقه داراي اكسيژن دارد. مراحل TXA و 2 PGI متابوليسم 2
    نشان داده شده است. PGs بعدي متابوليسم نيز براي
    ج) اتصالات پروتئين ها و گيرنده ها
    1. اتصال به سرم
    ها به وسيله اتصالات غيركووالانسي قوي، به سرم PG نشان داده شده است كه احتمالاً
    ها ارتباط معكوسي با قطبيت دارند بنابراين ترتيب استحكام PG . انسان متصل مي شوند
    ها داراي PG در مقايسه با ديگر PGA مي باشد. از آنجايي كه 1 PGA>PGE1>PGF2α پيوند
    اثر كندتري است شدت واكنش آن با سرم مي تواند اين خاصيت آن را توضيح دهد.
    2. گيرنده ها
    ها و وابسته هايشان در غشاي سلول به PG به طور كلي وجود گيرنده هاي اختصاصي براي
    وجود دارند كه PG در غشاي سلول هاي پاسخ دهنده به PG اثبات رسيده است. گيرنده هاي
    در داخل سلول cAMP به وسيله تواناييشان براي تحريك آدنيلات سيكلاز يا بالابردن سطح
    حساس نيستند گيرنده هاي غشاي سلول PG اندازه گيري مي شوند. در سلول هايي كه به
    قابل اندازه گيري نمي باشند.اين يافته ها، مشابه نتايج مربوط به گيرنده هاي ديگر
    هورمون ها مي باشند. سلول هاي حساس به هورمون، محتوي گيرنده مي باشند ولي
    سلول هاي غيرحساس، يا مقدار گيرنده آنها قابل اندازه گيري نمي باشد و يا آنهايي كه
    داراي گيرنده هستند اين گيرنده ها طوري تغيير مي يابند كه كاملاً بي اثر مي شوند.
    گرچه هنوز اطلاعات كمي در دسترس است ولي حداقل دو نوع گيرنده در
    غشاي سلول هاي مختلف وجود دارند:
    مي باشد. cAMP ها كه پيامبر ثانويه آن PGE گيرنده 
    مي باشد. cGMP كه پيامبر ثانويه آن PGF2α گيرنده 
    در غشاي پلاكت ها PGI بعضي مدارك نشان مي دهند كه گيرنده هاي مخصوص 2
    در مكانيسم پلاكت سازي PGI هستند. بنابراين اهميت 2 PGE مشابه و يا همان گيرنده هاي
    آنقدر PGE . در گردش خون همواره در دسترس است PGI كاملاً مشهود است زيرا كه 2
    پروستاگلاندين ها 27
    در حدي است كه آن را PG ناپايدار است كه به سرعت تجزيه مي شود. مقاومت آنالوگ
    براي انجام فعاليت هاي يك گيرنده مناسب مي سازد و در چندين مورد روابط منطقي اي ميان
    هاي مختلف براي توليد يك واكنش زيستي و توانايي آنها براي تحريك چرخه PG توانايي
    ها PG و چرخه آدنيليت مي توانند در فعاليت PG آدنيليت وجود دارد. بنابراين گيرنده هاي
    موجود در فعاليت هاي زيستي با داده هاي مربوط به PG مؤثر باشند. همچنين سطح توليدات
    به نظر مي رسد كه در كبد و جسم زرد PGE گيرنده هاي غشايي مرتبط است. گيرنده هاي 1
    رحم و سلول هاي چربي و تيموسيت ها وجود داشته باشد.
    از حل كردن گيرنده هاي غشاي جسم زرد PGF2α صفات جزئي گيرنده هاي
    به دست آمده است. يك شعاع ذره اي 61 « دي اكسي كوليت سديم » سلول هاي گاوي در
    4/8 گزارش شده است و پس از ياندهاي پاك كننده، S آنگسترومي و ضريب ته نشيني
    وزن مولكولي 107000 براي آن محاسبه شده است. با توجه به مطالعاتي كه براساس
    ساختمان و عملكرد انجام شده است حدس زدن واكنش هاي مخصوص گيرنده هاي
    ها TX 16 ) احتمالاً گيرنده هاي مجزايي براي - ممكن شده است. (شكل 14 PGF2α
    مشخص X وجود دارد. (براساس تفاوت هاي ساختماني كه به وسيله آناليز اشعه
    ها نيز گيرنده هاي مجزايي وجود دارد، تخليص جزئي LT شده است) همچنين براي
    نيز گزارش شده است. LTD و 4 LTC گيرنده هاي مجزا براي 4
    فعاليت هاي زيستي . IV
    بسياري از مكانيسم هاي مشخص و هورموني كه در گيرنده هاي غشايي پلاسما وجود
    ها چند PG ها باشند. در ادامه براي ميزان مشاركت PG دارند ممكن است شامل
    سيستم توضيح داده شده است.
    به عنوان يك عامل مؤثر در درمان سقط جنين PGF2α.( الف
    در خاتمه يك بارداري نرمال، با افزايش مقدار كورتيزول آزاد جنيني توليدشده به وسيله تغييرات
    منظم در هيپوتالاموس جنيني، زايمان شروع مي شود. ساعت طبيعي آن هنوز شناخته نشده است.
    و كاهش سطح سرم ترانس كورتين، سطح كورتيزول آزاد به شدت افزايش ACTH با افزايش
    مي يابد. اين تغييرات، علامتي براي كاهش توليد پروژسترون از جفت مي باشد كه محرك سنتز
    28 بيوشيمي هورمون ها
    و رهاسازي اكسي توسين مي باشد كه همه اين عوامل باعث PGF2α استراديول 1، تركيبات
    و گاهي مواقع تركيب آن با PGF2α انقباضات رحم و بيرون راندن جنين مي شود. تزريق
    اكسيتوسين به درون مايع آمينوتيك در درمان سقط جنين استفاده مي شود. چگونگي واكنش
    با گيرنده هايي كه باعث انقباض ماهيچه ها مي شوند هنوز مشخص نشده است، گرچه PGF2α
    تحريك كانال هاي افزايش دهنده كلسيم مي تواند به عنوان يك امكان در نظر گرفته شود. افزايش
    مقدار كلسيم در سيتوپلاسم باعث انقباض ماهيچه ها مي شود.
    ب) پانكراس
    PGE بعضي آزمايش هاي تجزيه اي انجام شده بر روي پانكراس موش نشان مي دهد كه 2
    (در مقياس ميكروسكوپي) مي تواند باعث ترشح گلوكاگن و انسولين شود از آنجايي كه
    ترشح گلوكاگن بر انسولين مقدم است در مراحل بعدي ممكن است گلوكاگن ثانويه بيشتري
    در يك مقدار محدودي مي باشد. به PGE آزاد شود غلظت مؤثر 2 PGE در مسير واكنش با 2
    مي تواند مبدلي براي چندين نوع گلوكاگن شناخته شده باشد. PGE نظر مي رسد كه
    ج) سيستم انتقال
    عمل بعضي ازهورمون هاي آزادشده از سلول هاي هيپوفيز پيشين در بعضي موارد
    را نيز دربرمي گيرد. PGE1
    cAMP در غده تيروئيد در افزايش چرخه درون سلولي TSH اين سيستم انتقال درعمل
    در غدة ACTH مشاهده مي شود، همچنين مي تواند يك جزء محرك سازنده استروئيد به وسيلة
    آدرنال باشد. اين ممكن است در عمل هورمون هاي سازنده جسم زرد نيز ديده شود.
    د) سيستم عصبي ارادي
    به وسيله پاسخ هاي PGEs. ها مي شود PGEs تحريك عصب سمپاتيك باعث آزادسازي
    ها مي توانند مانع PGE كاهش دهندة 2 مانع انتقال به فرستنده هاي آدرنرژيك مي شوند. همچنين
    ها كه اغلب PGF ترشح نوروترانسيمتر از پايانه هاي عصبي شوند. اثرهاي معكوس در
    1. Estradiol
    2 . Depressing
    پروستاگلاندين ها 29
    مي تواند آزادسازي PGF2α . واكنش هاي مؤثر در نوراپي نفرين را بالا مي برند ديده مي شود
    اپي نفرين( آدرنالين) از بخش مركزي غده آدرنال را آسان سازد.
    در فيبروبلاست ها PGI ه ) 2
    3 موش و فيبروبلاست پوست انسان نشان T گزارش هاي اخير بر روي فيبروبلاست 3
    حلقوي در AMP 16 ). تحريك - مي سازند (شكل 15 PGI داده است كه اين سلول ها 2
    انجام مي گيرد، درحالي كه PGI2 >PGH2=PGE1>>PGE فيبروبلاست انسان طبق دستور 2
    صورت مي گيرد. PGI طي تغييرشكل آن به 2 PGH غيرفعال باشد.تحريك به وسيله 2 PGD2
    ها و مكانيسم درد PG ( و
    از آنجايي كه دردهاي حاد هشداري براي شرايط تهديدآميز به شمار مي آيند، بنابراين
    مكانيسم درد براي بقا، ضروري به نظر مي رسد. دردهاي مزمن پيچيده تر هستند اما هر
    دو وضعيت مي توانند براي توضيح شرايط ما مؤثر واقع شوند. دربارة مكانيسم درد
    شناخت كمتري وجود دارد.
    وقتي گيرنده هاي درد به وسيله محرك هاي بالقوه مضر تحريك مي شوند درد به
    وسيله رشته هاي عصبي منتقل كننده به وجود مي آيد. احتمالاً هر عضوي از بدن داراي
    اين گيرنده ها مي باشد . دو نوع ناقل درد وجود دارد :
    . Aδ آنهايي كه در ميان فيبرهاي ميلين دار
    . C آنهايي كه در ميان فيبرهاي بدون ميلين
    C هستند در حالي كه فيبرهاي (sharp) مربوط به دردهاي كانوني A δ فيبرهاي
    مربوط به خستگي، هيجان و دردهاي پراكنده هستند. مواد شيميايي گيرنده هاي درد را
    تحريك مي كنند يا باعث حساس شدن آنها به ديگر محرك ها مي شوند كه باعث ايجاد
    و برادي كينين PGE 16-16 ). مواد دروني در اين دسته A دردهاي معمول مي شوند (شكل
    آلژسيك) مي باشند. تصور ) « مواد حس درد يا عوامل توليد درد » هستند. اينها مربوط به
    در اين دسته به عنوان ناقل پيام هاي درد آزادشده از پايانه هاي P مي شود كه مواد
    عصبي گيرنده درد مي باشند. سوختن گيرنده هاي درد در سطحي از محرك ها صورت
    مي گيرد كه پايين تر از حدي است كه توليد احساس درد شديدي مي كند. بنابراين آنها
    30 بيوشيمي هورمون ها
    قبل از احساس درد به صورت جسماني و فضايي سيستم عصبي مركزي را تحريك
    مي كنند.
    ها و ساير حساسيت زاهاي درد وقتي روي پوست انسان به كار روند PG
    مي تواند آستانه تحريك گيرنده هاي درد را تا آستانه PGE مي توانند باعث درد شوند. 2
    بر روي يك PGE ديگر محرك ها مثل حرارت پايين آورد. به نظر مي رسد كه عمل 2
    باشد كه ارتباط مستقيم با cAMP گيرنده، تحريك آدنيلات سيكلاز و تغيير سطح
    16 نتيجه بعضي از مشاهدات آورده شده است. درد - افزايش درد دارد. در شكل 17
    به وسيله يك محرك ، ضربه يا تحريك عصبي كه باعث آزادسازي اسيدهاي چرب از
    PG به وسيله سيستم PGE غشاي فسفوليپيدهاي غشا توليد مي شود. و باعث توليد 2
    PGE سنتتاز مي شود. اين تركيبات، در غشاي سلولي حل مي شود و به گيرنده هاي
    AMP متصل مي شود كه باعث تحريك آدنيلات سيكلاز و توليد مقادير زيادي از
    P حلقوي واقعاً براي توليد درد يا آزادسازي مواد AMP حلقوي مي شود. اينكه آيا
    فقط خواص گيرنده هاي غشايي كه PGE لازم است يا نه هنوز مشخص نيست و يا آيا
    حلقوي - AMP باعث افزايش سوخت و ساز مي شوند را تغيير مي دهد؟ مقادير زياد
    اگر وارد سيستم شود- به طريقي درد را ايجاد مي كند كه - اگر درد مزمن باشد- باعث
    و سپس ACTH براي رها سازي (CRH) واكنش استرسي از طريق هيپوتالاموس
    ليپوتروپين نيز به همين مقدار ، ACTH كورتيزول از غده آدرنال مي شود. علاوه بر
    اندورفين مي شود. انكفالين مربوط به - β ترشح مي شود. كه باعث توليد انكفالين 1 از
    PGE گيرنده هاي غشاي سلولي است كه ممكن است در بعضي مواقع با گيرنده هاي
    حلقوي شود. AMP رقابت كند يا باعث يك رابط ثانويه مخالف با عملكرد
    سطح بالاي كورتيزول در حال گردش باعث توليد نوعي پلي پپتيد در بعضي سلول ها
    پروتئين ها مي گردد. اين PGE ناميده مي شود و باعث توليد زياد « ليپوكورتين » مي شود كه
    است . بنابراين مرحله اول مانع عمل هدايت درد توسط A پلي پپتيد يك بازدارنده فسفوليپاز 2
    مي شود. انتظار مي رود كه اين عمل يك مرحله پايين تر از عمل بي حسي انكفالين باشد. PGE
    به علاوه رابط هاي عصبي خاصي بين هيپوتالاموس و غده آدرنال وجود دارد كه ترشح مقادير
    1. Enkephalin
    پروستاگلاندين ها 31
    زياد اپي نفرين و انكفالين را كنترل مي كنند. عملكرد انكفالين فعلاً ناشناخته است اما مي تواند
    به طور جانبي اثر مثبتي در خنثي سازي درد و استرس داشته باشد.
    و) اثر بر كليه
    در واكنش به بعضي از محرك ها، كاتكولامين ها ترشح مي شوند كه باعث ترشح رنين
    (Π) كليه مي گردد. رنين محركي براي توليد آنژيوتنسين Juxtaglomarular از دستگاه
    و Na+ 15 ) و همچنين بالارفتن فشار خون در اثر توليد زياد آلدسترون، باز جذب - (شكل 8
    بالارفته PGE و 2 PGA اثر فشاري بر عروق است. در واكنش به افزايش فشار، مقدار ترشح 2
    و باعث افزايش جريان خون در غده آدرنال مي گردد.
    سيستم پلاكت ها .H
    TXA معمولاً واكنش هاي معكوسي را در پلاكت ها به وجود مي آورند. 2 TXA و 2 PGI2
    براي جلوگيري از تجمع پلاكت ها در PGI باعث تجمع پلاكت ها مي شود در حالي كه 2
    عامل فعال TXA ديواره رگ هاي خوني توليد مي شود. هنوز كاملاً مشخص نيست كه 2
    باعث PGI در پلاكت ها باشد اما مدارك خوبي براي اين ادعا وجود دارد. همچنين 2
    آنها را منقبض مي كند، يعني TXA شل شدن سرخرگ شرياني مي شود درحالي كه 2
    در PGI ها و 2 TX آن را بالا مي برد. نقش TXA فشار خون را پايين مي آورد و 2 PGI2
    16 نشان داده شده است. - شكل 18
    جراحت (زخمي شدن) و قرارگرفتن كلاژن در ديواره عروق، منجر به تجمع
    توليد TXA پلاكت ها مي شود. آراشيدونات از غشاي پلاكت ها آزاد مي شود و 2
    از مخازن درون سلولي مي شود. مقدار زياد Ca باعث آزادسازي + 2 TXA مي گردد. 2
    ساخته شده در PGI مانع عمل آدنيلات سيكلاز - كه در حالت طبيعي به وسيله 2 Ca2+
    باعث تحريك Ca ديواره رگ ها تحريك مي شود - مي گردد. همچنين مقدار زياد + 2
    و سروتونين مي شود. ADP پلاكت ها براي آزادسازي گرانول هاي پرچگالي غني از
    بر ADP با پلاكت ها باعث سخت شدن سطح و تجمع پلاكت ها مي شود. اثر ADP تركيب
    16 ديده مي شود. مراحل ساخت يك پلاك هموستاتيك از - پلاكت ها در شكل 19
    16 نشان داده شده است. - پلاكت ها كه طي فرايندهاي مرمتي ساخته مي شود در شكل 20
    32 بيوشيمي هورمون ها
    در پلاكت ها وجود TXA در شرايط نرمال وقتي محركي براي نشان دادن تركيبات 2
    حلقوي در پلاكت ها AMP در گردش مرتباً باعث بالارفتن سطح PGI نداشته باشد 2
    و سيكلو A در داخل سلول همچنين از فعاليت فسفوليپاز 2 Ca مي شود كه از ذخيره + 2
    - اكسيژناز ممانعت مي كند و در انتها موادي را باقي مي گذارد. اين اعمال در شكل 21
    16 نشان داده شده است.
    لوكوترين ها
    الف) مقدمه
    ها LT . كشف شده كه اين مواد نقش بزرگي در پيشرفت بيمار ي هايي نظير آسم دارند
    ها LT .( SRS- A يا SRS) به عنوان منبع آنافيلاكسي ن هاي واكنشي آهسته شناخته شده اند
    باعث واكنش هاي انقباضي SRS . به شدت به واكنش هاي حساسيتي فوري وابسته هستند
    آرام ماهيچه هاي صاف ريه خوك و انسان در آزمايشگاه مي شود.
    در بيمارآسمي باعث انقباض بلند مدت نايژه مي شود و اثر آن به شدت SRS-A
    قوي است.
    و آسم LT( ب
    آسم، كمپلكسي از بيمار ي ها است كه بخشي از آنها مربوط به تنگي مجراي هوايي
    مي باشد. واسطه هايي كه نقش هاي متفاوتي در اين سندرم دارند از ماست س ل هاي
    تخصصي در ريه مشتق مي شوند. اين واسطه ها هم به روش مستقيم بر روي مجاري
    هوايي اثر مي گذارند و هم به روش غيرمستقيم و ازطريق به كارگيري سلول هاي التهابي 1
    عمل مي كنند. بعضي از واسطه ها در درون ماست سل ها انجام وظيفه مي كنند و بعضي
    ها مي باشند كه نقش LT ديگر از غشاي پلاسما گسترش مي يابند. گروه دوم، شامل
    16 دو گروه از واسطه ها - بسيار مهمي را در بيماري آسم بازي مي كنند. در شكل 22
    خلاصه شده است. يكي از مهمترين مواد ترشحي حاصل از ماست سل ها هيستامين
    است كه از طريق آزمايش مشخص شده است كه باعث افزايش سريع مقاومت مجاري
    هوايي مي شود كه در نتيجة عمل هيستامين برروي ماهيچه هاي صاف ريه مي باشد.
    1. Inflommatory
    پروستاگلاندين ها 33
    (Eosinophil Chemotactic Factor of ) Ecf-A از ديگر سلول هاي ترشحي
    و غيره (Neutrophil Chemotactic Factor of anaphylaxis) NCF ، Anaphylaxis
    16 ليست شده است. - مي باشند كه در شكل 22
    نقش مفيد آنزيم هاي ترشح شده كاملاً مشخص نشده است. فاكتورهاي غشايي از
    بر فسفاتيديل كولاين 2 و A آراشيدونيك اسيد 1 ساخته مي شوند كه از اثر فسفوليپاز 2
    (16- در غشاي سلول (شكل 23 IgE ديگر فسفوليپيدها آزاد مي شود. وقتي ماده آلرژي زا با
    برخورد مي كند متيل ترانسفرازهاي غشاي سلول فعال مي شوند و فسفاتيديل اتانول آمين را
    به فسفاتيديل كولين تبديل مي كند كه باعث تغيير در غشا و تغيير در جهت گيري
    فسفوليپيدها و بازشدن ورودي يون هاي كلسيم مي شود.
    بنابراين كلسيم از فضاي خارج سلولي جذب مي شود. اين سري از اتفاقات شبيه
    غشايي فعال شده با كلسيم A سيستم ديگر گيرنده ها است. افزايش سطح فسفوليپاز 2
    باعث آزادسازي آراشيدونيك اسيد از فسفوليپيد ساختماني غشايي مي شود. متابوليسم
    مي شود. TX يا PGI ها 2 PG باواسطه سيكلواكسيژناز 3 آراشيدونيك اسيدها باعث بالارفتن
    و اسيدهاي چرب مونوهيدروكسي LT درحالي كه وقايع باواسطه ليپواكسيژناز، با استفاده از
    فعاليت هاي واكنشي » ها داراي اهميت خاصي هستند، زيرا آنها داراي LT . عمل مي كنند
    از نوع 5– هيدروپراكسي ايكوزا تترانوئيك LT مي باشند. پيش ساز « آهستة آنافيلاكسيس
    ، 5-hydroxy ها شامل يك گروه LT .(16- 5- ) (شكل 12 HPETE ) اسيد 4 مي باشند
    م ي باشند (شكل LTC مثل 4 ( GSH) 3 اتصال دوگانه و زيرواحدهاي قطبي نظير گلوتاتيون 5
    هاي قوي داراي يك پيوند ساده و دو پيوند دوگانه قابل تعويض در LT 16-12 ). بيشتر
    در بيشتر سيستم هاي آزمايشگاهي كه پتانسيل .( C- مولكول خود هستند ( 7 triene بخش
    رده بندي LTD4>LTC4>LTE انقباضات ماهيچه هاي صاف نقش دارد مواد فعال به صورت 4
    از جمله فاكتورهاي شيميايي قوي هستند (شكل LTB هاي قطبي مخصوصاً 4 LT . مي شوند
    .(16-12
    و PGF2α ، PGD نيز اثراتي بر ماهيچه هاي صاف دارند. 2 TXA ها و 2 PG ديگر
    و PGE و 2 PGD اثر اتساعي ملايمي دارد. 2 PGE داراي اثر انقباضي هستند ولي 2 TXA2
    1. Arachidonic
    2. Phosphotidyl chdine
    3. Cyclooxygenase
    4. Hydroperoxyeicosatetraenoic acid
    5. glutathione
    34 بيوشيمي هورمون ها
    اثر نفوذپذيري هيستامين و برادي كينين را افزايش مي دهند. بنابراين وقتي كه هيستامين PGI2
    LTD و 4 LTC يك اثر انقباضي زودگذر در ماهيچه هاي صاف انساني را به وجود مي آورد، 4
    باعث ادامه يافتن واكنش مي شوند كه اين مي تواند براي بيماران آسمي خطرناك باشد.
    بنابراين انسداد ريه مي تواند به سه فاز تقسيم شود: فاز انقباضات سريع – فاز دائمي
    تأخيري – فاز تورم نيمه حاد.
    اين فازها مي توانند در مراحل بعد از ترشحات ابتدايي عوامل، از سلول هاي
    يا ديگر محرك هاي غيرايمونولوژيك 1 IgE تخصصي در نتيجة واكنش به مواد آلرژي زا و
    16 ). احتمالاً فاز سريع - نظيرعفونت، ورزش يا فعال سازي مكمل ها اتفاق بيفتد (شكل 24
    با واسطة هيستامين انجام مي گيرد. يك مرحله از واكنش ها كه بيشتر مجزا مي باشند
    ها مي باشد. مرحله تاًخيري ممكن است مربوط به بازفعالسازي LT بدون شك مربوط به
    ها نقش مهمي را در واكنش هاي اين مرحله دارند كه LT ماست سل ها باشد. احتمالاً
    باعث ادامه يافتن انقباضات ماهيچه هاي صاف ريه مي شود. اين واكنش ها به وسيله
    گلوكوكورتيكوئيدها كه مانع آزادي آراشيدونيك اسيد 2 مي شود مهار مي شود. اين عمل
    صورت مي گيرد. (شكل A مهاركنندگي به وسيله سنتزيك پپتيد متوقف كننده فسفوليپاز 2
    16-17 ) اين عمل شبيه واكنش هاي پروستاگلاندين هاي القاءكننده درد مي باشد. آسم
    ها در آن يك نقش LT مقاوم به كورتيكواستروئيدها يك مشكل جدي است كه احتمالاً
    مؤثر را بازي مي كنند.
    1. Nonimmunological
    2. glucocorticid
    فصل چهارم
    هورمون هاي معدي- روده اي
    معده، روده (كوچك بزرگ )، كبد، كيسه صفرا و پانكراس به عنوان يك بخش
    فيزيولوژيكي واحد عمل مي كنند كه در هضم و جذب مواد غذايي است، مؤثر مي باشد.
    پرداخته است . gastrointestinal اين بخش فقط به مطالعه برروي هورمون ها ي
    هورمون هاي گو ارشي گروهي از پلي پپتيدها هستندكه توسط سلول ها ي اندوكرين
    ويژه اي كه در معده، روده باريك و بزرگ حضور دارند توليد مي شوند.اين هورمون ها
    به عنوان حدواسطي هستند كه در يك سري از پاسخ هاي بيولوژيكي كه ب ه وسيله معده،
    روده كوچك، پانكراس اندوكرين، اگزوكرين و كبد و كيسه صفرا داده مي شود. كه وقتي
    ترشح مي شوند كه باعث بهبود عملكردها و يكنواخت شدن شرايط فيزيولوژيكي شده و
    اجازه هضم وجذب پروتئين و كربوهيدرات و اسيدهاي چرب از لومن روده با كارآيي
    و بازده بالا را مي دهد.
    عملكرد دستگاه گوار ش ب ه وسيله يك سري از هورمون ها و اعصاب مرتبط با آنها
    تنظيم شده است.
    ب) مسئلة هضم مواد غذايي
    همه موجودات براي تأمين نيازهاي بدنشان، به طور منظم به مواد غذايي نياز دارند.
    به طور خلاصه اين احتياجات شامل موارد زيرمي باشد:
    1. كالري كافي كه از موادغذائي مانند كربوهيدرا ت ها و پروتئين ها به دست مي آيد و
    اينها طيفي از سوبستراهاي مورد نياز براي توليد انرژي متابوليكي را فراهم مي كند كه
    36 بيوشيمي هورمون ها
    براي بيوسنتز و تغييرات و تعميرات اجزاي باف ت ها و توليد انرژي مكانيكي (انقباض
    عضله) و انرژي الكتريكي (ايمپالس هاي عصبي) لازم مي باشند.
    2. مصرف كافي مواد ضروري كه بدن موجودات زنده قادر به توليد آنها نيست و
    نمي تواند آنها را بيوسنتز كند مانند اسيد هاي آمينه ضروري و اسيدهاي چرب
    ضروري و ويتامين ها.
    3. مواد معدني
    غذا به عنوان يك نياز ضروري است كه دربرگيرنده انواع مواد شيميايي از قبيل
    پروتئين و كربوهيدرات و اسيد هاي چرب و موادمعدني و همچنين ويتامي ن ها مي باشد،
    كه براي نگهداري و حفظ حيات مورد نياز هستند.
    به هرحال يك فرايند ساده بلع غذا به اين معني نيست كه اين غذاها مواد لازم
    براي ادامه زندگي را در دسترس قرار مي دهند بلكه فقط وقتي كه آنها لوم ن روده را
    ترك مي كنند و در خون يا لنف حضور مي يابند مي توانند جزء بدن شوند.
    اگرچه بعضي از مواد غذايي مثل مواد معدني و آمينواسيدهاي آزاد مي توانند
    بدون تغيير يا با تغيير اندكي كه در فرم شيميايي آنها داده مي شود بعد از بلع جذب
    شوند ولي ديگر اجزاي غذايي قبل از اينكه وارد سيستم خوني يا لنف شوند بايد
    تغييرات گسترده فيزيكي و شيميايي در آنها داده شود بنابراين پروتئين ها و
    پلي ساكاريدها (هردو ماكروملكول ) و چربي ها (تري گليسريد ) و فسفوليپيدها همگي
    بايد به ترتيب تبديل به اجزاي تشكيل دهنده خود يعني آمينواسيدها و دي س اكاريدها و
    اسيدهاي چرب و گليسرول شوند قبل از آن كه بتوانند به اندازه كافي و م ؤثر جذب
    شوند.
    فرايند هضم شامل مراحلي است كه طي آن مقدار زيادي از غذا به شكل
    مولكولي وارد فرايند جذب روده اي مي شود.
    فرايند هضم شامل هماهنگ شدن انقباضات ارادي و غيرارادي و عملكرد اعصاب
    پاراسمپاتيك و سمپاتيك و آزادسازي هورمون هاي روده اي (لوله گوارش ) و
    هورمون هاي ديگر و همچنين بيوسنتز و رهاسازي مقدار زيادي ازآنزي م ها ي هضمي
    8- (مانند پپسين، تريپسين، كلميدتريسين ) مي باشد . مراحل عمل هضم در جدول 1
    بيشتر توضيح داده شده است.
    هورمون هاي معدي – روده اي 37
    برخي از سيست م هاي هورموني در تنظيم فرايند هضم و جذب شركت دارند . اينها
    و متابوليت هاي آن D شامل هورمون هاي لولة گوارش، انسولين و گلوكاكون و ويتامين
    (يكي از هورمون هاي تنظيم كلسيم ) مي باشد. علاوه بر اينها بسياري از هورمون ها ي
    ديگر نيز شناخته شده است كه، در تنظيم اين پروسه دخالت دارند.
    cholecystokinin – ) cck-pz سه هورمون گوارشي عمده: گاسترين و سكرتين و
    مي باشد. عملكرد اين هورمون هاي پپتيدي در پروسه هضم غذا در ( pancreozymin
    8 خلاصه شده است. - جدول 2
    D.Hormone – secreting cell : their Distribution in the Gastro – Entero-
    Panreati complex
    سلول هاي ترشح كننده هورمون
    انواعي از سلول هاي اندوكرين درميان مخاط معده و روده باريك و كلون پراكنده
    شده اند. دونوع عمده آنها كه با رنگ آميزي توسط رنگ نقره و كروم شناسايي شده اند،
    عبارت اند از:
    1) سلول هاي انتروكرومافين 1
    2) سلول هاي آرگوفيل 2
    سلول هاي انتروكرومافين به طورغيرمتراكم در غشاي مخاطي معده وجود دارند
    اما در روده كوچك و بزرگ نسبت ا شايع و متداول مي باشند . در انسان سلول ها ي
    آرگوفيل خيلي بيشتر از سلول هاي انتروكرومافين در روده وجود دارد . كاربرد تكنيك
    ايمونوفلوئورسانت نشان داده كه در تركيب معده – روده – پانكراس ممكن است بيش
    از 14 سلول مختلف ترشح كننده هورمون وجود داشته باشد . كه اين سلول ها قادر به
    ترشح گاسترين ، موتيلين ، سكرتين ،كلسي سيس توكينين، پانكروزي مين، سوماتوستاتين ،
    انكفالين، انسولين و پلي پپتيد پانكراسي مي باشند. ، VIP، GIP
    در خيلي از نمونه ها اين سلول ها در سطح لومني معده يا روده ، ميكروويلي هاي
    برس مانندي دارند تا بتوانند به محتويات شيميايي روده و معده پاسخ بدهند . به نظر
    مي رسد كه بسياري از سلول ها يك هورمون پپتيدي تكي ايجاد كنند . اما خيلي از آنها
    1 .enterochromaffin
    2. argophyl
    38 بيوشيمي هورمون ها
    نيز آمين هاي بيولوژيكي مانند هيستامين يا 5 – هيدروكسي تريپتامين 1 نيز توليد مي كنند.
    هورمون هاي پپتيدي توليدشده توسط اين سلول ها مي توانند طي يكي ازاين سه الگو، به
    سلول هاي هدف تحويل داده شوند:
    1. اندوكرين توسط خون
    2. پاراكرين توسط انتشار از طريق شارش درون سلولي درمجاورت يا نزديك
    سلول ها
    3. اگزوكرين ازطريق بيرون ريختن محتويات هورموني درداخل يك لومن
    8 سلول ها ي اندوكرين - نزديك (به عنوان مثال درمعده از روده ). مطابق تصوير 5
    گوارشي ممكن است در طرف لومني باز يا بسته باشد . سلول ها ي بسته پتانسيل
    بيرون ريختن محتويات هورمون ها را ندارند . اما بعض ي از سلول هاي ترش ح كننده هورمون
    معده اي – روده اي نشان داده شده اند كه در عصب و گره عصبي معده و ديواره روده
    حضور دارند، و طي تحريكات عصبي، هورمون هايشان را آزاد مي كنند.
    و همكارانش پيشنهاد كرده اند كه تمام سلول هاي اندوكرين پانكراس – روده – معده A.Pearse
    مخفف واژة دكربوكسيلاسيون APUD . مشتق شده اند APUD-cell ازيك جد روياني مشترك به نام
    كه انعكاسي amin precursoruptake and decarboxylation . و جذب پيش آمين مي باشد
    توجه كرد كه pearce . ازخواص بيو شيميايي تمام اين سلول ها براي توليد ومتابولي سم است
    سلول هاي اندوكر ين و ن ورون هايي كه هورمون هاي پپتيدي توليد مي كنند براساس تشابه
    درخواص فراساختاري و سيتوشيميايي و بيوشيميايي. طبقه بندي مي شوند.
    تعدادي از هورمون هاي گوارشي در اثر فعاليت هضم / جذب غذا دردوازدهه و
    معده توسط سلول هاي خاستگاه خودشان ترشح مي شوند. بنابراين م عده به عنوان مركز
    كنترل هماهنگي هضم ش ناخته شده است. تصور مي شود كه بلع غذا، پيام رهاسازي
    هورمون ها ي پانكراس – روده- معده را ارائه مي دهد . تصور مي شود كه بلع
    و انتروگلوكاگون مي شود درحالي كه بلع اسيدچرب GIP كربوهيدرات منجر به ترشح
    نوروتانسين و احتمالاً رهاكردن م وتيلين است . به دليل اينكه ، GIP ، CCK تحريك كننده
    اين پاسخ درعرض 15 دقيقه بعد از بلع رخ مي دهد اين احتمال به نظر مي رسد كه
    جذب سلولي نتواند تقش چشمگيري داشته باشد.
    1. H-tryptamine
    هورمون هاي معدي – روده اي 39
    احتمال دارد كه رهاسازي هورمون هاي پانكراتيك – روده و معده دربرگيرنده يك
    تغيير داخلي د رسيگنال بين مغز و روده باشد . پپتيد سوماتوستاتين مغز ( 14 آمينواسيد ) و
    نوروتانسين به عنوان هورمون هاي مترشحه از سلول هاي موجود در معده و روده شناخته
    شده اند. همچنين كوله سيتوكينين در مغز نشان دهندة سيري و كنترل كننده وزن مي باشد.
    3. شيمي و بيوشيمي
    الف) ارتباط كلي
    تمام هورمون هاي گوارشي پلي پپتيدي هستند و در سلول هاي اندوكرين ويژه اي توليد
    مي شوند كه در معده و روده باريك و بزرگ پراكنده شده اند.
    براساس اطلاعات سه هورمون گوارشي وجود دارد كه به خوبي شناسايي
    شده اند: گاسترين و سكرتين و كوله سيتوكينين – پانكروزيمين.
    40 بيوشيمي هورمون ها
    هورمون هاي معدي – روده اي 41
    ب) گاسترين
    1. شيمي
    را از آنتروم مخاط معده قورباغه II , I گاسترين Tracey , Gregory درسال 1964
    با 17 ، اسيدآمينه دريك زنجيره واحد و خطي II,I جداسازي كردند . هردو گ استرين
    گروه هيد روكسيل تيروزين II اين است كه در II,I شناسايي مي شوند. اختلاف گاسترين
    در جايگاه 12 اتصال سولفات – استري مي باشد. گاسترين، داراي يك توالي 17 تايي
    1 آمينواسيد در جايگاه - درسگ، گاو، گوسفند ، گربه و انسان مي باشد كه فقط در 2
    10,5,8 اختلاف دارند.
    گونه هاي چندتايي مولكولي از گاسترين درخون آشكارشده است . توسط تكنيك
    راديوايمنواسي از نمونه سرمي كه جدا سازي براساس اندازه از طر ي ق كروماتوگرافي
    ستوني از سفادكس . اينها شامل ميني گاسترين (با وزن مولكولي 1700 با جايگاه
    4 ازگاسترين ) و گاسترين كوچك ( 17 آمينواسيد كامل گاسترين طبيعي ) - آمينواسيد 17
    . ( گاسترين بزرگ (با وزن مولكولي 10000
    C كوچكترين گاسترين قادر به ايجاد پاسخ هاي بيولوژيكي مي باشد، تتراپپتيد
    . H2N-Trp-Met-Asp-Phe-CONH ترمينال است : 2
    C . ترمينال ازتتراپپتيد متوقف كننده فعالي ت بيولوژيكي آن است C برداشتن
    ترمينال پنتا پپتيد درگاسترين با كلسي سيتوكينين يكسان مي باشد . پپتيد گوارشي كه
    به طور مدام در تحقيقات و پزشكي به كار مي رود. پنتا پپتيد است . اين پپتيد متشكل از
    ترمينال در 4 N جفت شده با گروه آمينوي N-t-butyloxocarbonyl-β-alanine يك
    ترمينال درگاسترين مي باشد. C آمينواسيد
    2 . بيوشيمي
    درجايگاه 18 و 19 وجود Lys-lys توالي ژني گاسترين، مشخص شده است . توالي
    دارد. اين زوج آمينواسيدي سيگنالي براي شكاف در پيش ساخت است در زماني كه آنها
    دستخوش پروسه هاي جفتي ترشح مي شوند.
    ترشح گاسترين ازآنتروم معده فرايند پيچيده اي است كه دربرگيرنده فعال يت توأم
    دو سيستم مي باشد:
    42 بيوشيمي هورمون ها
    توسط پپتيده ا و آمينواسيدها (به خصوص اسيدهاي آمينه G 1. تحريك مستقيم سلول هاي
    درون لولة گوارش همراه باشد. pH آروماتيك ) در لومن معده كه ممكن است با كاهش
    2. تحريك عصبي توسط عصب واگ و بدون مكانيسم كل ولينرژيك كه ممكن است
    باشد . bombesin يا انتقالات B-adrenergic شامل
    فعاليت هاي بعدي مي تواند با رهاسازي سوماتوستاتين از سلول هاي مجاور مهار
    8 خلاصه شده است. - شود. اين ارتباطات موقتي در جدول 5
    خوك جداسازي و توالي nonantral ازمعده ( GRP) پپتيد آزادكننده گاسترين
    داراي 27 آمينواسيد و به عنوان يك پپتيد خطي است. GRP . اسيدآمينه آن آشكارشده است
    ج) سكرتين
    1 . شيمي
    سكرتين دوازدهه J.Jorpes و V.Mutt . سكرتين اولين هورموني بود كه كشف شد
    خوك را تعيين ، ايزوله و تعيين توالي كرد ند . سكرتين يك پپتيد خطي داراي 27
    ترمينال آميدي مي باشد . جالب است كه 14 تا از 27 باقيمانده C آمينواسيد با يك
    آمينواسيدي آن با آمينواسيدهاي موج ود درگلوكاگون پانكراس، مشابه مي باشد. برخلاف
    كلسي س يتوكينين، در پانكروزيمين و گاستر ين ثابت شده است كه توالي 27 آمينواسيد ي
    براي فعاليت بيولوژيكي لازم است.
    2. بيوشيمي
    جزئيات بيوشيميا يي كمي براي توضيح مراحل مختلف رهاسازي سكرتين توسط
    اندوكرين موجود در مخاط دوازدهه تاكنون در دسترس قرار گرفته است . S سلول هاي
    يون هيدروژن مي باشد. ، S محرك شناخته شده براي رهاسازي سكرتين از سلول هاي
    است . به هرحال از آنجا كه pH= كمترين حد براي رهاسازي سكرتين 4.5
    4 افت مي كند و شناسايي زمان حضور ع وامل / اسيديته لومن دوازدهه تقريب ا به زير 5
    تحريك كننده رهاسازي سكرتين مشكل است.
    نيمه عمر بيولوژيكي سكرتين در پلاسما 3 تا 4 دقيقه است . اعتقاد بر اين است
    كه كليه در فعاليت سكرتين نقش مهمي ايفا مي كند .
    هورمون هاي معدي – روده اي 43
    د) كوله سيستوكينين – پانكروزيمين
    1 . شيمي
    يا همان كوله ستوكينين پانكروزيمين يك گونه مولكولي منفرد با دو CCK - Pz
    Goldberg و Ivy در سال 1928 توسط CCK . خاص يت فيزيولوژيكي مه م است
    به عنوان يك ماده اي كه زمان رها شدن در جريان خون ، انقباض كيسه صفرا را تحريك
    خواهد كرد شناسايي شد . سپس در سال 1944 ها رپو روپر گزارش كردند كه شيره
    خارج شده از بافت رو ده اي خوك محتوي يك ماد ة جداشده از سكرتين است كه براي
    ترشح يك اسكتروم از پروتئاز آسينار پانكراس را تحريك مي كند. كارهاي انجام شده
    در سال 1966 نشان داد كه گونه ها ي مولكولي مشابه شامل Mutt و Jorpes توسط
    مي باشند. به دليل اينكه كلسي ستوكينين زودتر از پانكروزيمين CCK و Pz هردو خواص
    ناميده شود. هم اكنون پيشنهاد مي شود CCK-Pz كشف شده بود پيشنهاد شده بود كه
    دربرگيرنده هر دو CCK علامت اين هورمون باشد كه انتخاب CCK كه به طور خلاصه
    فعاليت پانكروزيمين و كوله ستوكينين است.
    خوك كه از بافت دوازدهه و ژژونال جدا شده بود، داراي زنجيره CCK
    هيدروكسيل ، II پلي پپتيدي منفردي با 33 اسيد آمينه مي باشد. موادي مانند گاسترين
    توسط سولفات استريفي ه شده است . همچنين ،CCK فنوليك تيروزين ، در جايگاه 7 از
    است، قابل شناسايي است. II پنتاپپتيد انتهاي كربوكسي با آنچه كه در گاسترين
    ترمينال هگزاپپتيدي N افزودن يك CCK - يكي از انواع ساختارهاي مهم از 33
    محتوي دايمر CCK است. همين طور مانندگاسترين بزرگ 39 CCK براي محصول 39
    ممكن است CCK درجايگاه 34 و 35 و پيشنهادشده كه 39 Arg-Lys آمينواسيد است
    باشد كه در طي بيوسنتز توليد شده است. CCK- حضور دوباره يك پيش فرم از 33
    مي تواند توسط هپتاپپتيد CCK تمام فعالي ت هاي بيولوژيكي شناسايي شده در
    1 اسيدآمينه ) - ترمينال براي 7 C) انجام شود، هپتاپپتيد C موجود در انتهاي
    2. بيوشيمي
    از سلول هاي اندوكرين دوازدهه توسط اسيدهاي چرب آزاد CCK فيزيولوژي رهاسازي
    تحريك مي شود (به جزء تر ي گليسريدها) همچنين اسيدهاي آمينه آزاد و يون هيدروژن
    44 بيوشيمي هورمون ها
    هم تحريك كننده هستند.
    و CCK- درپلاسما مطالعه شده است. هر دو 39 CCK متابوليسم و غيرف ع ال سازي
    شكسته مي شوند، كه سپس به آهستگي تبديل به CCK- به محصول 12 CCK-33
    3 دقيقه است . - پلاسما كمتر از 4 CCK مي شود. نيمه عمر فعاليت بيولوژيكي CCK-8
    در بافت مغزي بود. CCK يك مشاهده جالب توجه وجود
    در مغز به عنوان يك نوروترانسميتر – فعاليت مي كند. CCK احتمالاً
    ه ) ساير هورمون هاي لولة گوارش
    1. پلي پپتيد ممانعت كننده لولة گوارش
    GIP . از ژوژنوم – دوازدهه خوك جداسازي شده است ، GIP پلي پپتيد مهاركننده گوارشي يا
    8 داده شده است. - يك پپتيد خطي با 43 آمينواسيد است توالي اوليه آمينواسيدها در شكل 10
    HCL براي اولين بار به عنوان ماده اي شناخته شد كه قادراست مانع ترشح GIP
    به عنوان يك مهاركننده نسبي GIP گوارشي و پپسين شود. به هرحال نقش
    فيزيولوژيكي ترشح گوارشي مورد تحقيق قرار گرفته است، زيرا اين اثرات مي توانند
    به عنوان GIP به دست آيد . مشخص شده كه GIP فقط توسط تلخيص فيزيولوژيكي
    توسط بلع غذا يا GIP انسولين تراپيك در موش و سگ و انسان است . ترشح
    توسط انسولين و گلوكاگون به طور آشكار GIP گلوكزتحريك مي شود. برعكس ترشح
    مهار مي شود.
    (VIP) 2. پپتيد گشادكننده روده
    يا پپتيد گشادكننده روده اي، اولين بار در سال 1970 شناسايي شد كه VIP پلي پپتيد
    اساس فعاليت آن اتساع عروق بود.
    8 همچنين مشخص شده كه - اين پپتيد يك توالي خطي با 28 آمينواسيد دارد . شكل 11
    وجود دارد. GIP همولوگي ساختماني با گلوكاگون و سكرتين و همچنين VIP
    به طورگسترده در روده و سيستم عصبي بسياري از پستانداران و حيوانات VIP
    شامل: VIP پست ترشح مي شود. فعاليت بيولوژيكي
    1. مهاركردن ترشح و گوارش
    هورمون هاي معدي – روده اي 45
    روده اي و ترشح يوني H2O 2. تحريك
    3. پيش بردن شارش خوني طحال
    درانواع بافت ها cAMP 4. تحريك توليد
    به عنوان يك ماده پاراكرين عمل مي كند . بيشتر فعالي ت VIP پيشنهاد شده كه
    8 خلاصه شده است. - در جدول 6 VIP بيولوژيكي
    3. موتيلين
    يك پلي پپتيد خطي با 22 آمينواسيد موتيلين ناميده مي شود، كه درسال 1973 توسط
    و همكارانش ايزوله شده بود . توالي آمينواسيد كاملاً متفاوت از تمام J.Broen
    هورمون هاي گوارشي شناخته شده است . به نظر مي رسد موتيلين نقش مهم ي درتنظيم
    اندوكرين در دوازدهه به طور چرخه اي EC حركت روده دارد. رهاسازي آن از سلول هاي
    تقريباً هر 2 ساعت رخ مي دهد. به طورچشمگيري ب سياري از فعاليت هاي موتيلين هماهنگ
    با رژيم جذب شده نيست ا م ا با روزه هماهنگي و تطابق دارد . پيشنهادشده كه موتيلين
    حركت تكه هاي غذاي هضم شده را براي وعده بعدي افزايش مي دهد.
    (PP) 4. پلي پپتيد پانكراتيك
    يك پپتيد با 36 آمينواسيد است كه به نظرمي رسد تحريك كننده pp پلي پپتيد پانكراتيك يا
    بعد از بلع يك وعده پروتئين آزاد مي شود . pp . و پپسين باشد HCL ترشح گوارشي
    در غلظت پايين درسرتاسر دوازدهه و در سلول هاي لانگرهانس pp سلول هاي ترشح كننده
    7 داده شده است . - درشكل 10 pp پراكنده شده اند. توالي آمينواسيد
    46 بيوشيمي هورمون ها
    پپتيد آزادكنندة سترين GRP
    : P ماده
    تحريك عصب واگ روده اي، باعث آزادشدن ماده اي مي شود كه عمل آن بر روي
    فعاليت موتوري ماهيچه هاي صاف بوده و به وسيله آترو پين مهار نمي شود. اين ماده، در
    ناميده P نتيجه استيل كولين نمي باشد. اين پپتيد شامل 11 آمينو اسيد بوده و ماده
    P مي شود. اين اولين ن وروپپتيدي بود كه هم در مغز و هم در روده ديده شده است. ماده
    كه تاكي كينين ( B نوركينين ، A عضوي از خانواده مرتبط به پپتيد (مانند نوروكينين
    ناميده مي شود مي باشد و در تنظيم بسياري از پروسه هاي بيولوژيكي نقش دارد.
    فعالي ت هاي مهم ي دردستگاه گوارشي دارند . بمبزين يك bombesin-like خانواده پپتيدهاي
    هورمون هاي معدي – روده اي 47
    bombina bombina ,bombina variegate تترا دكاپپتيد حاضر درپوست دوگونه از قورباغه ها به نام
    200-700 است. Mg/g wet در غلظت
    تحريك رهاسازي گاسترين و ترشح اسيد bombesin اساس اثر بيولوژيكي
    گوارشي است . همچنين بمبزين مي تواند انقباض كيسه صفرا را تحريك مي كند. علاوه
    بر اين بمبزين اثر فراگوارشي شامل ، هيپرتانسين ناشي از انقباضات ماهيچه هاي
    انبساطي، انقباض ماهيچه هاي صاف و اثر كاهش دهنده ادرار دركليه دارد.
    و) پپتيد مغز – روده
    1 . نوروتنسين
    بيشتراز 95 ٪ نوروتانسين در بدن در روده و مغز است. عملكردهاي بيولوژيكي
    نوروتانسين ها گوناگون است و شامل اثر وازوديلاتوري 1 و اثرات گوارشي ( انقباض
    دوازدهه و افزايش ترشح گوارشي ) اثرات جزاير relaxation درايلئوم و فاندوس و
    پانكراتيك (افزايش انسولين و ترشح گلوكاگون ) و اثرات نورواندوكري ن (هيپوترميا،
    و پرولاكتين) مي باشد. مكانيسم عمل GH,FSH,LH,ACTH وافزايش رهاسازي
    نوروتانسين شناخته نشده است. نيمه عمر پلاسمايي نوروتانسين يك دقيقه است .
    2. سوماتوستاتين
    3 نشان داده شده است . - توالي آمينواسيد ي تتراد كاپپتيد سوماتوستاتين درشكل 8
    سلول هاي اندو كرين سيستم گوارشي كه سوماتوستاتين ترشح مي كنند به طور گسترده اي
    متفرق شده اند. همچنين سوماتوستاتين توسط پايانه هاي عصبي در سرتاسر معده و
    دستگاه گوارشي رها مي شود . بخش بزرگي از فعالي ت سوماتوستاتين در مجاورت
    جايگاه رهاسازي اين هورمون، رخ مي دهد، نشان داده شده كه آزادسازي
    وسكرتين را مهار مي كند و انقباضات روده اي را كاهش مي دهد . GIP,VIP,CCK
    نيمه عمر سوماتوستاتين يك تا سه دقيقه است . دو نوع، ف ع ال از سوماتوستا تين وجود
    از N و ديگري قسمتي ادامه دار انتهايي (S 14) دارد، يكي سوماتوستاتين تترالكاپپتيد 14
    .( S28) سوماتوستاين 28
    1 .Vasodilation hypotension
    48 بيوشيمي هورمون ها
    4. عملكردهاي مولكولي و زيستي
    الف) ترشحات گوارشي
    7 با mM KCl, 0.1 Hcl سلول هاي پاريتال (در رابطه با جدارهاي يك حفره) معده محلول
    مقدار ناچيزي از الكترولي ت هاي ديگر ترشح مي كنند. غلظت يون هيدروژن يك ميليون
    برابر غلظت آن در پلاسما است . ترشح اسيد هيد روكلريك توسط سلول هاي پارتيال معده
    تحت تأثير (گاسترين)، نورواندوكرين (استيل كولين ) و الگوي پاراكرين (هيستامين ) قرار
    گرفته است.
    را به راه بياندازد . HCL علاوه براين افزايش غلظت سيتوزوليكي كلسيم مي تواند رهاسازي
    عملكردهاي استيل كولين مي تواند توسط عوامل آنتي كولينرژيك مانند آتروپين بلوكه شود . سيمتيدين
    مي تواند به طور ويژه اي عملكردهاي هيستامين را بلوك كند. (H (يك گيرنده آنتاگونيست 2
    پپسين آنزيم پروتئوليتيك اساسي موجود در ترشحات گاستريك است . پپسين به
    oxyntic شكل غيرفع ال مانند پپسينوژن در ترشحات گرانولي سلول هاي اصلي موكوس
    در معده انباشته مي شود. مقدار خيلي كمي از پپسينوژن در سلول ها ي پيلوريك و
    كاردياك معده و غشاي مخاطي بالاي دوازدهه شناخته شده است.
    ترشح پپسينوژن توسط گاسترين و پپتيدهاي مرتبط تحريك مي شود . همان طور كه
    توسط يك تحريك ك ولينرژيك واگي كه ممكن است توسط تغذيه تحريك شده باشد .
    همچنين سكرتين كولينرژيك تحريك كننده قوي پپسينوژن مي باشد. پپسينوژن غيرفع ال آنزيمي
    N 40400 ) درحضور اسيد به طور خودبه خودي توسط شكاف در آمينواسيد 42 دربخش Da)
    ا سيدي فعال pH ترمينال زنجيره پپتيدي به فرم فعال، پپسين تبديل مي گردد . پپسي ن ها در
    طبيعي يا قليايي غيرفعال مي شوند. ف رم pH 5 ). و به طور برگشت ناپذيري در / هستند (پايين تر از 3
    در Leu,Met,Tyr,Phe,Trp 32000 است و يك فعاليت پروتئوليتيكي ويژه اي براي Da فعال پپسين
    سوبستراهاي پروتئيني دارد . يك مدل پيشنهادي براي توصيف چگونگي تحريك تر شح در
    8 داده شده است. - سلول هاي پارتيال در شكل 15
    تحقيقات نشان داده كه سلول پاري تال براي گاسترين و هيستامين و استيل كولين،
    رسپتور اختصاصي دارد . عملكرد هيستامين (نه عوامل گاسترين يا كل ولينرژيك )، توليد
    با هم كوپل شده اند؛ در حالي كه اثرات استيل كولين (نه گاسترين و cAMP پيامبر ثانويه
    هيستامين) با افزايش جريان كلسيم از غشاي سلول اپي تليال مرتبط مي باشد.
    هورمون هاي معدي – روده اي 49
    ب) ترشحات روده، صفرا و پانكراس
    1. ترشحات برون ريز پانكراس
    بعد از بلع يك لقمه و ارتباط آن با اسيديته كيموس از معده در دوازدهه، ترشح توأم با
    بيكربنات، آنزيم هاي هضمي، آميلاز، ، H2O ترشح اگزوكرين پانكراس براي
    تريپسينوژن،كيموتريپسينوژن و ليپاز وجود دارد.
    اين ترشح پانكراتيك به رهاسازي هورمون هاي روده اي ازآنتروم و روده باريك
    وابسته است . علاوه براين تحريك مناسب اعصاب كلي نرژيك يا پپ تيدنرژيك منتج شده
    از پانكراس ترشحات اگزوكرين پانكراتيك را مي تواند تحريك كند.
    و الكتروليت هاي مترشحه پانكراتيك از مجرا و سلول ها ي آشيار مركزي H2O
    درون سلولي را cAMP عمدتاً تحت ت أثير سكرتين هستند. سكرتين به نظر مي رسد كه
    50 بيوشيمي هورمون ها
    توليد مي كند. در اين سلول ها فاكتورهاي ضروري ناشناخته اي را براي ت غييردادن
    تراوايي غشاي سلولي متر ش حه براي يون هيدروژن و سديم فعال مي كند. بنابراين مبادلة
    اطراف pH خارج سلولي H+ داخلي افزايش مي يابد. افزايش غلظت H+ خارجي و Na+
    CO از بي كربنات حلقوي افزايش مي يابد. سپس 2 CO را كاهش مي دهد، كه پس از آن توليد 2
    به داخل سلول ا نتشاريافته و با آب تركيب مي شود و با واسطه آنزيم كربنيك انيدراز،
    اسيدكربنيك را تشكيل مي دهد.
    ترشحات پانكراتيك آنزي م هاي هضمي در سلول هاي آسينار اگزوكرين پانكراس تحت
    رخ مي دهد. دو الگو از تحريك ترشح حدواسط به هورمون تصور VIP,CCk تاثير
    شده است:
    بازدهي توليد فسفاتيدل اينوزيتول را تغيير مي دهد CCK 1. استيل كولين و حدواسط
    آزاد درون سلولي و فعال سازي گوانيلات 1 سيكلاز كه باعث Ca+ همراه با افزايش 2
    1. guanylate
    هورمون هاي معدي – روده اي 51
    فسفوريلاسيون در پروتئين غشايي مي شود.
    آدنيلات سيكلاز و در نتيجه فسفوريلاسيون غشاء. VIP 2. تحريك با واسطه
    به نظر م ي رسد كه افزايش فسفريلاسيون غشا خروج مواد و ترشح آميلاز و ليپاز،
    كيموتريپسينوژن و تريپسينوژن ذخيره شده در گرانول هاي ترشحي را تحريك مي كند.
    2 . ترشحات صفراوي
    و سكرتين در مجراهاي كوچك CCK عمدة تنظيمات هورموني ترشحات صفرا توسط
    8 اجزاي عمده صفراي انسان را نشان - و كانال هاي كيسه صفرا انجام مي شود. جدول 7
    مي دهد. اين اجزاي تشكيل دهنده صفرا، در پاسخ به رژيم غذايي پرچرب، به درون
    لومن روده ترشح مي شوند و به عنوان شوينده براي تكه كردن و پراكنده نمودن قطرات
    روغني عمل مي كنند . سكرتين حجم و غلظت بي كربنات را در صفرا افزايش مي دهد و
    احتمالاً توسط يك مكانيسم مشابه عملكرد آن در پانكراس اگزوكرين ، افزايش مي دهد .
    همچنين ترشحات مجا ري صفراوي توسط تيروكسين، انسولين، گلوكاگون، وازوپرسين ،
    و كوتيزول و استراديول مهار مي شود. فيزيولوژي اين يافته ها هنوز آشكار نشده است.
    3. ترشحات روده
    گلوكاگون و پروستاگلاندي ن ها ي ، CCK ، و سكرتين GIP,VIP هورمون هاي متعدد روده اي شامل
    نشان داده شده كه روده كوچك و كلون را گريك و اين عمل توسط مهار جذب ، E2α , E2 , E1
    و الكتروليت ها تحت تأثير قرار مي دهند . H2O يا با تحريك ترشحات H2O فعال الكترولي ت ها و
    محرك هاي توانمندي هستند. cAMP- و پروستاگلاندين ها در سيستم آدنيلات سيكلاز VIP
    ج) فعاليت هاي حركتي لولة گوارش
    هورمون هاي گوارشي نقش فيزيولوژيكي مهم ي درتنظيم راه اندازي فعالي ت دستگاه
    گوارش بازي مي كند. اينها بر روي معده، روده كوچك، كولون، كيسه صفرا و مجر اي
    صفراوي مؤثر مي باشند. هورمون ها ممكن است اثرات غيرمستقيم (حدواسط هاي
    عصبي) يا عملكرد مستقيم (ماهيچه اي) بر روي حركت ماهيچه هاي صاف داشته باشند،
    و موتيلين CCK ، پپتيدهايي كه محرك فعاليت هاي موتوري هستند شامل گاسترين
    و VIP ، هستند درحالي كه پپتيدهايي كه مهاركننده فعالي ت هستند شامل سكرتين
    52 بيوشيمي هورمون ها
    گلوكاگون و انتروگلوكاگون مي باشد. گاسترين اثراتش را ازطريق برهم كنش مستقيم با
    گيرنده هاي سلول ماهيچه معده و روده اي و عمدت ا ازطريق فيبرهاي ك ولينرژيك
    پس عقده اي؛ اعمال مي كند. اين اثر در كاهش غلظت مؤثر است . اين اعتقاد وجود د ارد
    در انقباض كيسه صفرا از راه گيرنده حدواسط عمل مي كند. CCK كه
    خالي كردن صفرا درنتيجه يك سري وقايع متوالي روي مي دهد.
    1. اول : يك افزايش پيش رونده در فشار بر روي ديواره كيسه صفرا.
    2. سپس بازشدن متناوب دريچه كوله سيستوكينين اتصالي.
    3. سپس انقباضات دوره اي درطول مجاري صفراوي.
    4. سرانجام بازشدن و بسته شدن متوالي در اسفنگتر مرتبط كننده دوازدهه و كيسه صفرا
    و در نتيجه، خالي شدن دوره اي صفرا به داخل دوازدهه.
    تاكنون مكانيسم مولكولي عملكرد هورمون براي توضيح اين پروسه هاي
    فيزيولوژيكي حياتي و پيچيده در دسترس قرار نگرفته است.
    فصل پنجم
    هورمون هاي دورة بارداري و شيردهي
    1 . مقدمه
    الف) توضيحات كلي
    هدف نهايي توليد مثل ايجاد يك مرد يا زن جديد به منظور بقا و تداوم نسل هاست.
    به طور موفقيت آميزي خصوصيات آناتوميكي نيز همانند ويژگ ي ها ي ترشحات
    غدد درون ريز با هم سازگار و مت حد شده اند به عنوان مثال به هم رسيدن اسپرم و
    تخمك، كه اين هماهنگي براي تكوين و توليد موجود جديد ضروري است.
    بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه اساس بيولوژيكي توليد مثل انفرادي نيست بلكه
    مجموعه اي از سه مورد پدر، مادر و فرزند مي باشد.
    اين فصل ويژگي ترشحات آن دسته از غدد درون ريز انسان را تشريح مي كند كه
    مختص فرايند بارداري و توليد و ترشح شير مادر است.
    توضيح راجع به بيولوژي سلولي و ترشحات غدد درون ريز – از قبيل فاكتورهاي
    رشد و مواد پاراكرين كه در مورد رشد و تكامل جنين و جفت صحبت مي كند ، از
    محدودة اين فصل خارج است.
    ب) توالي وقايع مربوط به توليد مثل
    توسط اسپرماتوزون يك سري (Ovum) فرايند حاملگي يا شروع لقاح يك تخمك
    كامل از وقايع متابوليكي و تكاملي را هم براي جنين و هم مادر آغاز مي نمايد كه
    54 بيوشيمي هورمون ها
    به وسيله فاكتورهاي اندوكرين منظمي كنترل شده است . در اين خصوص در زمان
    كوتاهي پس از ادغام اسپرماتوزون با تخمك يك سري وقايع ابتدايي در ترشحات
    داخلي رخ مي دهد كه جنسيت فرزند را تعيين مي نمايد.
    ادامه اين فرايند به رشد جفت مي انجامد كه در واقع مكانيسمي براي رساندن غذا
    به جنين در حال رشد مي باشد.
    در ادامه اين فرايند ترشحات داخلي بعد ي در موقع وضع حمل رخ مي دهد، تولد
    صورت مي گيرد از اين به بعد فرايند توليد و ترشح شير مادر رخ مي دهد.
    2 . پاسخ هاي شيميايي، بيوشيميايي و بيولوژيكي
    الف) بارداري
    1. معرفي : تغييرات ي كه با پديدة بارداري در ترشح غدد درون ريز ايجاد مي شود ، قابل
    شناسايي و تشخيص هستند . يك زن باردار در فاز آخر دوره سه ماهه سوم از دوران
    استراديول، -β - 15 ميلي گرم 17 - 250 ميلي گرم پروژسترون ، 20 - بارداري خود ، روزانه 300
    3 ميلي گرم دئوكسي - 75 ميلي گرم كورتيزول، 8 - 50-100 ميلي گرم استريول و 100
    1 ميلي گرم آلدوسترون توليد مي كند. - و 2 (DOC) كورتيكواسترون
    به علاوه توليد وسيعي از لاكتوژن جفت انسان (متجاوز از 10 گرم در روز)،
    انساني نيز به ميزان ACTH ، گنادوتروپين كوريونيك انساني و تيروتروپين كوريونيك انساني
    بالايي انجام مي گيرد و همين طور سطوح آنژيوتانسين و رنين پلاسما نيز افزايش مي يابد.
    14 خلاصه اي از تغييرات زودگذر مربوط به بسياري از اين - در شكل 7
    هورمون ها در دوران حاملگي ديده مي شود.
    5- شكل 7
    2. هورمون هاي پپتيدي
    (hCG) 1-2 گنادوتروپين كوريونيك انساني
    يك گليكوپروتئين به وزن مولكولي 57000 ، hCG ، گنادوتروپين كوريونيك انساني
    همراه با دو زير واحد مي باشد كه آلفا و بتا نامگذاري شده اند.
    هورمون هاي دورة بارداري و شيردهي 55
    زنجيره آلفا شامل 92 زير واحد اسيد آمينه مي باشد، درحالي كه زنجيره بتا شامل
    147 زير واحد اسيدآمينه است.
    وجود دارد كه TSH و LH و hCG يك همساني و تشابه ساختاري قوي بين
    گليكوزيدي متصل شده به كربوهيدرات هاست. – N فقط شامل واحدهاي
    همچنين يك تشاب ه ساختاري براي زير واحد بتا وجود دارد كه فعاليت
    را مشخص مي كند. LH و hCG بيولوژيكي و ايمونولوژيكي بين
    در جدول ....... خلاصه اي از تشابه ساختاري مربوط به چندين هورمون مترشحه
    از هيپوفيز و جفت ديده مي شود.
    جدول تشابه ساختاري مربوط به هورمون هاي جفت و هيپوفيز
    هورمون وزن شماره آمينواسيدها در زنجيره ها
    مولكولي بتا آلفا
    محتويات
    كربوهيدراتي
    گليكوپروتئين ها
    + 236 هورمون تحريك كننده فوليكول) 32000 ) FSH
    + 98 119 لوتئي نايزينگ هورمون) 30000 ) LH
    + 92 139 هورمون گنادوتروپين انساني ) 57000 ) hCG
    + 96 113 هورمون تحريك كننده تيروئيد) 28000 ) TSH
    سوماتوماموتروپين ها
    - 198 پرولاكتين) 23000 ) PRL
    - 191 هورمون رشد) 22000 ) GH
    - 191 لاكتوژن جفت انساني) 22000 ) hPL
    در بارداري ناشناخته است . فعاليت اصلي hCG عملكرد دقيق و اثرات بيولوژيكي
    تحريك توليد پروژسترون به وسيلة جسم زرد است، به اين ترتيب نياز تخمدان به ، hCG
    پروژسترون تأمين مي گردد و جفت رشد مي كند (معمولاً 6 تا 8 هفته ) توليد اين مقدار
    پروژسترون تا زماني ادامه مي يابد كه جسم زرد دوران حاملگي ضعيف شده و تحليل رود.
    2-2 لاكتوژن جفت انساني
    كه گاهگاهي به عنوان سوماتو ماموتروپين كوريونيك - ( hPL) لاكتوژن جفت انساني
    مطرح است - پلي پپتيدي با 190 آمينواسيد (تك زنجيره ) و وزن (hCS) انساني
    مولكولي 21500 مي باشد. توالي اسيدآمينه اي آن در شكل نمايان است.
    56 بيوشيمي هورمون ها
    به وسيله تروفوبلاست و جفت موجود hPL اطلاعات كمي درباره تولي د و ترشح
    است.
    به خوبي تشريح نشده است .برخي اثرات آن روي hPL اهميت نقش بيولوژيكي
    جابه جايي و سوخت و ساز ذخيره چربي مادري شناخته شده است.
    5- شكل 8
    يك آنتاگونيست انسولين است و به عنوان تنظيم كننده قند خون hPL همچنين
    مادري لازم و ضروري است تا كالري مورد نياز جنين با سطح مطلوب قند خون
    به عنوان يكي از عوامل پيشرفت كتواسيدوز ديابتي در hPL متناسب باشد . همچنين
    زنان بارداري است كه سابقه ديابت نداشته اند.
    3-2 ريلكسين
    يك پروتئين فعال زيستي است كه از جسم زرد تخمدان حيوانات RLX ريلكسين يا
    باردار جداسازي شده است. اين باور وجود دارد كه فعاليت بيولوژيكي آن ريلكس كردن
    كانال تولد و نرم كردن گردنه رحم و رباط عضله پيوسته به استخوان شرمگاهي جهت
    آماده سازي براي زايمان است . همان طوركه در شكل نشان داده شده است،
    شامل دو زنجيره پپتيدي آلفا و بتا است كه به ترتيب 22 و 31 RLX ساختار اوليه
    واحد اسيد آمينه دارند.
    زنجيره هاي آلفا و بتا به طور كو والانس به وسيله دو باند دي سولفيد بين زنجيري به
    يك پيوند دي سولفيد درون زنجيري وجود دارد. A يكديگر متصل شده اند. همچنين در زنجيره
    از نظر ساختاري بسيار مشابه انسولين است و همچنين وابس ته به RLX بنابراين
    مي باشد. IGF
    در خوك، رت، كوسه ماهي تعيين شده و درجه كمي تشابه و RLX توالي
    يكنواختي در بين آنها وجود دارد در مقابل ، يكنواختي و تشابه زيادي بين توالي
    انسولين در اين سه گونه ديده مي شود.
    هورمون هاي دورة بارداري و شيردهي 57
    ب ه وسيله جس م زرد توليد مي شود ، اما بعضي از شواهد وجود دارد كه RLX
    در فوليكول ها همچنين در جفت انساني زن حضور دارد . تعجب آور نيست اگر RLX
    در مايع مني و پروستات خروس نيز آشكار شده است. RLX بگوييم كه فعاليت
    نيز به عنوان يك ماده پيش ساخت RLX ، IGF عموماً همراه با انسولين و
    روي 1. كلاژن غضروف بين RLX هورموني ساخته مي شود. فعاليت هاي هورموني
    استخوان شر مگاهي 2. رحم 3. گردنه رحم (در مشاركت با استروژن، پروژسترون و
    پروستاگلاندين ها) باعث تسهيل زايمان مي گردد.
    موجود است . اين طور RLX اطلاعات ويژه كمي در مورد كيفيت فعاليت
    نيز با گيرنده هاي خارجي RLX استنباط ش ده است كه مثل هورمون هاي پپتيدي ديگر
    ويژه اي بر روي غشاي سلول هاي هدف بر هم كنش مي نمايد.
    4-2 اكسي توسين
    اكسي توسين يك پپتيد نه تايي ترشح شده به وسيله نورون هاي هيپوفيز است.
    شواهد، فعاليت اكسي توسين بر روي اندومتر رحم در موقع زايمان را اثبات
    مي كند كه اين موضوع براي تحريك انقباض آن ضروري است.
    مي توان غلظت بالاي اكسي توسين را در خون جنين مشاهده كرد.
    5-2 هورمون هاي پپتيدي ديگر
    شواهد شيميايي و ايمونوشيميايي مشخص كرده اند كه بافت جفت انساني ، تيروتروپين
    كوريونيك را توليد و ترشح مي كند . ACTH و ( TSH كوريونيك انساني (يك آنالو گ
    از TRH و GnRH همچنين شواهد مقدماتي امكان توليد هورمون هاي آزادكننده
    و تيروتروپين hCG جفت را پيشنهاد مي كند . اين فاكتورها ممكن است درترشح
    كوريونيك از جفت نقش داشته باشند.
    3. بيوشيمي هورمون ها
    هورمون هاي استروئ يدي كه در اثر بارداري به وجود مي آيند، در باف ت ها يي از قبيل
    جفت، آدرنال مادر و جنين و كبد و تخمدان مادر توليد مي شوند . استروئي دهاي
    58 بيوشيمي هورمون ها
    14 ذكر شده است . با پيشرفت بارداري تغيير ات ي - توليدشده در اين محل ها در جدول 3
    در الگوي توليد استروئيدها صورت مي گيرد تا رشد و تمايز جنين صورت گيرد . آدرنال
    13 بارداري - جنين و كبد نقش عمده اي در متابوليسم استروئيد ها دارند . تا هفته هاي 12
    منبع عمده استرو ژن و پرو ژسترون لوتئوم جسم زرد مي باشد. از هفته هفتم وتا زمان
    زايمان جفت مقادير قابل توجهي از استرو ژن (به شكل هاي 17 بتا استراديول ،
    استراديول، استريول ، استرون و استرول ) و پرو ژسترون توليد مي كند. توليد پروژسترون
    توسط جفت و جسم زرد تحريك مي شود . از آنجا يي كه جفت همه آنزيم ها ي
    متابوليزه كنندة استروئيد جهت تبديل كلسترول به استراديول ، پروژسترون و
    استروئيدهاي ديگر را ندارد ، در طول سه ماهه دوم و سوم بارداري كورتكس آدرنال
    مادري و كورتكس آدرنال جنيني منبعي عمده براي ساخت استروئيد جفتي مي باشند .
    در اين راستا دهيدرو اپي اندرواسترون سولفات از آدرنال مادري به وسيله جنين به
    استروژن تبديل مي شود. بخش قشري آدرنال جنيني از روز پنجاهم توانايي آنزيم ي
    جهت ت وليد استروئيد را دارد . در حالت جنيني بيشتر استروئيدها همراه با سولفات مي باشد .
    C21 − Δ آدرنال جنيني همچنين نقش عمده اي براي توليد 19 - اندرو ژن و
    5
    استروئيد متصل
    به سولفات مانند پرگنولون سولفات در سه ماهه دوم سوم دارد.
    14- جدول 3
    1-3 توليد پروژسترون
    در طول دور ة بارداري سه فرم عمده 21 كربنه پروژسترون وجود دارد : پروژسترون
    5- 16 آلفا- هيدروكسي پروژسترون و 17 آلفا- هيدروكسي پروژسترون. شكل 10
    راه هاي جداگانه بيوسنتز آنها را شرح داده است.
    6 بارداري به وسيله لومن جسم زرد توليد - پروژسترون به طور عمده پس از هفته 5
    مي شود و پس از هفته 12 ، جفت مكان اصلي سنتز آن مي شود . بنابراين سطح پلاسمايي
    100 در هنگام زايمان افزايش مي يابد. ng/m/ 2-1 به بالاي /ng/ پروژسترون از
    جفت همه آنزيم هاي مورد نياز جهت تبديل كلسترول مادري به پروژسترون را
    به ميزان ng/m/0/ دارد. ميزان 17 آلفا- هيدروكسي پروژسترون پلاسما از 5
    هورمون هاي دورة بارداري و شيردهي 59
    36 بارداري افزايش مي يابد. تا هفته هاي - در طول هفت ههاي 6 ng/m/ 60-50
    12-8 بارداري تخمدان مادر محل عمده سنتز 17 آلفا هيدروكسي پروژسترون است .
    پس از سه ماهه اول جفت پيش نياز 17 آلفا هيدروكسي پرگنولون توليدشده از 21 دلتا
    سولفو كونجوگيت در قشر آدرنال جنيني را براي توليد 17 آلفاهيدروكسي پروژسترون
    0/5 ng/m/ به كار مي برد. سطح پلاسمايي 16 آلفاهيدروكسي پروژسترون ب ه تدريج از
    120-140 در هفته 32 بارداري افزايش مي يابد. ng/m/ به ميزان
    مسير دقيق بيوسنتز 16 آلفا هيدروكسي پروژسترون شناخته نشده است اين باور
    وجود دارد كه كبد جنيني 5 دلتاپرگنولون 16 هيدروكسي سولفات را توليد مي كند و
    به وسيله جفت به 16 آلفا هيدروكسي پروژسترون تبديل شده و در نهايت در اختيار
    مادر و جنين قرار مي گيرد . هيچ پاسخ بيولوزيكي مشخص نسبت داده شده به
    16 آلفاهيدروكسي پروژسترون وجود ندارد.
    5- شكل 10
    2-3 توليد استروژن
    در طول دوره بارداري چهار شكل عمده 18 كربنه پروژسترون وجود دارد . در بارداري نسبت غلظت
    5 - استريول 10 (ng/ml) 10- سرم برحسب نانو گرم بر ميلي ليتر به شرح زير است : استراديول 30
    15 دي هيدروكسي استراديول است. -16 (2-4 ng/ml) استرول. ايرسول (ng/ml) استرون (ng/ml)
    در پايان سه ماهه اول ، جفت محل اصلي ساخت استراديول و استرون است .
    استريول به طور عمده از جفت با تبديل 16 هيدروكسي دهيدرو اپي اندرواسترون
    سولفات مشتق شده از كبد و آدرنال جنيني مي باشد. در نهايت عقيده بر اين است كه
    استرول به طور عمده در بخش جنيني از استريول جفتي توليد مي شود.
    از آنجايي كه جنين نقش كليدي در توليد استرول و استريول بازي مي كند .
    اندازه گيري سطح اين استروئيدها در خون مادر اين فرض را ايجاد نموده كه باعث
    افزايش مقدار استروئيد جنين مي شود. بنابراين آسيب بخش جنيني جفت موجب
    كاهش غلظت استرول و استريول غير كونجوگيت سرم مادر مي شود.
    14- شكل 10
    60 بيوشيمي هورمون ها
    3-3 توليد اندروژن
    آندروژن 19 كربن ه اصلي در زن باردار ، دهيدرواپي اندرواسترون سولفات مي باشد پيش از
    800 ng/ml 1600 بوده و اين مقدار در طول بارداري به ng / ml بارداري غلظت سرم مادري
    14 توصيف شد منبع اصلي اندروژن در زنان از - كاهش مي يابد. همان گونه ك ه در شكل 12
    بخش قشر آدرنال مادري مي باشد. در اين حالت كلسترول به پرگنولون تبديل شده و در نهايت
    به دهيدرو اپي اندرواسترون سولفات تبديل مي شود. كاهش در سطح دهيدرواپي اندرواسترون
    سولفات خون نشانگر افزايش سرعت متابوليكي بوده و منجر به جذب اين استروئيد به وسيله
    جفت شده تا به استروژن تبديل شود.
    D 3-4 استروئيدهاي ويتامين
    همراه با رشد و تكامل جنين در سه ماهه سوم بارداري احتياج به مقادير قابل توجهي از
    كلسيم براي تكامل اسكلت دارد . اين كل سيم از كلسيم مواد غذايي يا ذخيره كلسيم اسكلت
    به طور عمده از جفت عبور مي كند بنابراين هم جفت و هم كليه Ca . مادر به دست مي آيد
    به 1و 25 دي هيدروكسي D جنين توانايي آنزيمي لازم جهت تبديل 25 هيدروكسي ويتامين 3
    را دارد كه مورد نياز روده بوده و هم كلسيم استخوان را تأمين مي كند.. D ويتامين 3
    4. پروستاگلاندين ها
    به وسيله جفت با آغاز زايمان در PGE2a و PGE محل توليد ناحيه اي پروستاگلاند ين هاي 2
    16 نشان داده شده است . توانايي - در شكل 2 PGE2α و PGE ارتباط مي باشند. ساختار 2
    آزادشده PG . آنزيمي براي توليد اين پروستاگلاندين ها در لايه دِسي دواي رحم قرار دارد
    سپس روي لايه ميومتريوم عمل مي كنند تا آدنيل سيكلاز را تحريك كنند.
    ب) زايمان
    36 هفته از آغاز بارداري رخ مي دهد . - در بارداري انساني ، تولد طبيعي پس از 34
    فرايندهاي زايمان وتولد اوج دوره پيچيده وقايع هورموني در مادر و جنين مي باش ند.
    پس از 34 هفته از بارداري افزايش زيادي در گلوكو كورتيكوئيد ها به ويژه كورتيزول
    ديده مي شود. افزايش در كورتيزول باعث يك كاهش سريع در گلوبولين متصل شونده
    هورمون هاي دورة بارداري و شيردهي 61
    به كورتيكواستروئيدها كه ترانس كورتين نيز ناميده مي شود در سرم جنين مي شود .
    افزايش در ميزان هورمون آزاد باعث تغييرات بيوشيميايي عمده در جنين مي شود در
    14 نشان داده مي شود. - شكل 13
    5- شكل 12
    در تمام مدت بارداري جفت مقادير زيادي از پروژسترون ترشح مي كند كه ت أثير
    زيادي بر توسعه غده پستان دارد و مانع عملكرد پرولاكتين روي سلول هاي غده پستان
    مي شود در نتيجه آنها قادر به ساختن پروتئين هاي شير نيستند.
    اگرچه هنوز در اين باره بحث وجود دارد برخي شواهد نشان دهنده اين است كه
    مقادير زيادي از پروژسترون موجود ب ه جاي كورتيزول به گيرنده موجود در غده پستان
    پيونديافته و مانع فعاليت گيرنده گلوكوكورتيكوئيد مي شود كه ممكن است علا وه بر
    پرولاكتين براي بيان پروتئين ها ي شير نيز مورد نياز باشند . همچنين ممانعت از
    پروژسترون به وسيله آزادسازي اكسي توسين از نوروهيپوفيز مي باشد . وقتي ميزان
    كورتيزول آزاد افزايش مي يابد در زمان انتهاي بارداري خروجي زياد پروژسترون از
    از تروفوبلاست مهار مي شود. اين اثر به وسيله HCG جفت به وسيله كاهش در ترشح
    مكانيزم گيرنده – ميانجي گلوكوكورتيكوئيد تنظيم مي شود. مشابه عملكرد
    گلوكوكورتيكوئيد روي تيموس كاهش سريع در سطح پروژسترون باعث از بين رفتن
    توقف نوروهيپوفيز مادري اعمال شده در بارداري شده و آزادسازي اكسي توسين را در
    پي دارد . كورتيزول هم چنين روي جفت عمل كرده تا توليد استروژن را تحريك كند .
    باشد . هم PG افزايش مي يابد. رحم ممكن است منبع اوليه اين PGE2α الزاماً مقدار
    از نوروهيپوفيز باعث انقباض ماهيچه صاف رحم و خروج جنين PGE استروژن و هم 2
    مي شود. به نظر مي رسد كه كورتيزول نقش مهمي را در القاي سورفاكتانت رحمي جنين
    داشته باشد، ماده ضروري كه در ثبات الوئولي ريه و همچنين ذخيره سازي گليكوژن در
    اسكلت جنين و ماهيچه قلبي و كبد نقش دارد.
    تغييرات بيوشيميايي و هورمون هاي داخلي مرتبط با فرايند تولد هنوز كام لا مشخص نشده اند. مطمئناً پروستاگلاند ين ها ي توليد شده در غشا سلولي دسيدوم ،
    62 بيوشيمي هورمون ها
    استروئيدهاي جنيني ، اكسي توسين جنيني ، كاتكول آمينه اي مادري و اكسي توسين
    مادري در اين فرايند دخالت دارند.
    5- شكل 13
    ج) شيردهي
    1. معرفي : تغييرات دروني مرتبط با توليد شير بيشتر از فرايندهاي مرتبط با باردا ري
    شناخته شده نيست . در حقيقت منطقي نيست تا فرايندهاي بارداري و توليد شير را از هم
    جدا كنيم درحالي كه آنها ب ه هم وابسته اند. وقايع دروني كليدي ، مرتبط با توليد شير وجود
    دارند كه در اوايل بارداري رخ مي دهند. براي توليد شير بايد مجراها ي لوبول و الوئو ل ها در
    طول بارداري رشد كنند . آزمايشات انجام شده ر وي تركيبي از او وفوركتومي، هيپوفيزكتومي
    و آدرنالكتومي موش نشان داده كه شش هورمون در اين امر دخالت دارند : لاكتوژن جفتي ،
    استروژن، پروژسترون ، گلوكوكورتيكوئيد ، تيروكسين و انسولين در رشد و تمايز پستان
    مؤثرند. بيان جزئيات اين تغييرات خارج از موضوع اين فصل است.
    2. هورمون هاي پپتيدي
    2-1 پرولاكتين
    هورمون هاي پپتيدي عمده در توليد شير هورمون هيپوفيزي پرولاكتين ميباشد . وزن
    مولكولي پرولاكتين 22550 و از يك زنجيره پلي پپتيدي متشكل از 198 امينواسيد
    5 نشان داده شده است. - تشكيل شده است. ساختار اوليه امينواسيدي آن در شكل 6
    شباهت ساختاري شديدي بين پرولاكتين و هورمون رشد وجود دارد . در
    موجودات ماده عملكرد زيستي پرولاكتين اين ا ست كه ب ه عنوان ميانجي در تكثير و
    تمايز پستان دخالت كرده و اجازه ترشح شير پس از تحريك مناسب را مي دهد . نقش
    فيزيولوژيكي پرولاكتين در مردها شناخته نشده است با اين وجود نوزادان تازه
    متولد شده از هر دو جنس داراي مقادير سرمي پرولاكتين مي باشند كه از مقادير موجود
    در مادر در دوران بارداري و شيردهي بيشتر است.
    هورمون هاي دورة بارداري و شيردهي 63
    2-2 ديگر هورمون هاي پپتيدي
    انسولين براي عملكرد مناسب غده پستان در طول بارداري مورد نياز است . اگرچه
    پايه هاي بيوشيميايي عملكرد انسولين تاكنون مشخص نشده است اما ب ه نظر مي رسد
    انسولين ورودي گلوكز به سلول هاي پستان را تحريك كرده و باعث افزايش ليپوليز
    مي شود. هورمون پاراتيروئيد براي شيردهي مناسب مورد نياز مي باشد . خروج
    پاراتيروئيد در حيوان شيرده موجب كاهش شيردهي مي شود اما هنوز معلوم نشده
    كاهش در توليد شير ب ه علت 1. اختلال در عملكرد مستقيم پاراتيروئيد روي پستان است يا
    2. به علت اختلال در متابوليزاسيون كلسيم استخوان كه كلسيم مورد نياز براي تر شح شير را
    فراهم مي كند و يا 3. به علت اختلال در ت أثير آن روي تحريك توليد 1و 25 دي هيدروكسي
    (14- كليوي به عنوان ميانجي در جذب بهتر كلسيم روده مي باشد. (جدول 1 D ويتامين 3
    2-3 هورمون هاي ديگر
    هورمون تيروئيدي تيروكسين در شيردهي ت أثير دارد . هيپوتيروئيدي اغلب همراه است با ترشح
    شير از پستان كه در شرايط غيرفيزيولوژيكي است در ارتباط مي باشد. با درنظرگرفتن حضور
    هورمون هاي استروئيدي در شيردهي استروژن و پروژسترون براي ترشح شير ضروري
    نمي باشد. اووفوركتومي 1 موجب توقف شيردهي نمي گردد. در موش ، رت و بز استروئيدهاي
    آدرنال براي القا و تداوم ترشح شير مورد نيازند.
    3. زيست سلولي و اعمال مولكولي
    الف) جنبه هاي هورموني لقاح و تمايز جنسي
    1. توانمندسازي
    15-5 دقيقه پس از رهاسا زي اسپرم در واژن تحرك اسپرماتوزوئيدها در لوله فالوپ
    نشان داده شده اند. استروژن در اواخر مرحله فوليكولار ترشح مي شود و موجب
    مي گردد تا غده هاي اندوسرويك ال، موكوس ترشح نمايند كه موجب تسهيل تحرك و
    جابه جايي اسپرم مي شود. عمل لقاح به وسيله اتحاد اسپرم و تخمك از يك گونه يكسان
    صورت مي گيرد. توانمندسازي ا سپرم براي عملكرد موفق اتصال با تخمك مورد نياز است .
    1. Oophorectmy
    64 بيوشيمي هورمون ها
    توانمندسازي شامل برداشت يك پوشش خارجي از سطح اسپرماتوزوئي د مي باشد. اين عمل
    با برداشت اكروزوم يا سر اسپرماتوزوئيد دنبال مي شود . اين فرايند اخري كه واكنش
    اكروزوم ناميده مي شود به آنزيم هاي هيالورونيداز اكروزومي اجازه مي دهد تا در تماس با
    موادي كه تخم را احاطه كرده اند قرار گيرد تا اسپرماتوزوئيد بتواند تخم را شكاف ته و با آن
    يكي شود . درحالي كه استروژن ت أثير در فرايند توانمندسازي ندارد پروژسترون مي تواند ا ز
    بروز ظرفيت يابي جلوگيري كند.
    بارداري
    معمولاً لقاح در يك سوم پاياني لوله فالوپ انجام مي گيرد. ويژگي گونه اي فرايند لقاح
    به وسيله مكانيزم رسپتور مانند موجود در غش اء تخم تعيين مي شود . لئاز و همكارانش
    يك گليكوپروتئين از غشاي تخم توتياي دريايي جدا نمودند كه واكنش متقاطع را فقط
    با پروتئين هاي بايندينگ ويژه انجام مي دهد كه اين گليكو پروتئين فقط در سطح
    اسپرماتوزوئيدهاي همسان توتيا ديده مي شود.
    اتصال يك اسپرماتوزوئيد من فرد به هر قسمت از ناحيه شفاف يك تخمك منفرد
    فرايند معمول لقاح مي باشد. سپس همه اسپرماتوزوئيد وارد تخمك مي شود به طوري كه
    مشاركت هسته اي و سيتوپلاسمي در تخم وجود دارد . پس از نفوذ اسپرم تخمك
    بارورشده جسم دوم قطبي را ايجاد مي كند كه اين عمل سپس با تشكيل پيش هس ته نر
    و ماده دنبال مي شود. ادغام اين هسته هاي هاپلوئيدي باعث ايجاد اولين هسته ديپلوئيد
    فرد جديد مي شود. سپس در طول 10 ساعت بعدي تقسيم كليواژميتوزي دوباره رخ
    60 ساعت از لقاح مرحله مورولا - داده و توليد 4 سلول مي كند. پس از گذشت 50
    (14- 3 دنبال مي شود (شكل 1 - به وجود مي آيد كه ب هوسيله بلاستوسيست در روز 4
    5- شكل 14
    3. تعيين جنسيت
    تلفيق اسپرم با تخمك، تنها ايجاد تخم ديپلوئيد با تعداد كروموز وم ( 46 ) در انسان
    X نيست بلكه تعيين ژنتيكي جنسيت تازه مي باشد. از آنجا كه معمو لا يك كروموزوم
    هورمون هاي دورة بارداري و شيردهي 65
    در اوو سيت وجود دارد، تعيين جنسيت فرزندان از تلفيق اسپرماتوزوم صورت مي گي رد.
    باشد ، Y و اگر داراي كروموزوم XX داشته باشد جنس مونث X اگر اسپرم كروموز وم
    خواهد بود . در حالت نرمال و طبيعي از تلفيق اسپرم انساني با XY جنس مذكر
    اووسيت دوم زيگوتي با 46 كروموزوم حاصل مي شود هر چند در بعضي از نمونه ها
    كروموزوم هاي غيرنرمال وجود دارد كه شايد نتيجه آن فرزنداني با تعداد غيردرستي
    (نادرستي) از كروموزو م هاي اتوزوم يا كروموزو م هاي جنسي باشد بعضي از اين تعداد
    14 خلاصه شده است و در اين فصل، در برد - كروموزوم هاي غيرنرمال در جدول 4
    وسيعي از بي نظمي هاي اندوكر يني و غيراندروكريني كه نتيجه آشفتگي مكانيس م ها ي
    ژنتيكي مي باشد، مورد بررسي قرار گرفته است.
    چندين پارامتر ديگر نيز وجود دارد كه در توضيحات كلي مربوط به جنسيت يك
    فرد، به طور اختصاصي مورد استفاده قرار مي گيرد . خلاصه اين توضيحات در
    عكس العمل ساختاري بين گنادها و ،« گنادهاي ج نسي » . 14 آمده است - جدول 5
    « فتوتيپ هر جنس » . هورمون ها ي آزادشده از آن، در اختصاص جنسيت اهميت دارد
    عكس العملي از تظاهرات بيروني ژنتيك است همان طوركه هر يك از خصوصيات ثانويه
    عكس العملي از « سوماتيك جنس » جنسي كه شامل وجود ريش وسينه است درحالي كه
    تفاوت ساختاري از ارگان ل هاي دروني هر جنس مي باشد درنهايت فيزيولوژي جنس
    عكس العمل از عوامل محيطي درهريك از خصوصيات تشكيل دهنده آنهاست.
    تعداد كروموزوم اتوزوم كروموزوم جنسي تعداد كل كروموزوم وضع پزشكي
    46 نر طبيعي XY 44
    46 ماده طبيعي XX 44
    45 سندروم تونر X 44
    47 سندرم كلاين فلتر XXY 44
    47 سوپرماده XXX 44
    47 مونگوليسم (ماده) XX 45
    47 مونگوليسم (نر) XY 45
    از ديگر عوامل تعيين كننده فتوتيپ و ژنوتيپ جنين وقوع يك تغيير دو طرفه در
    جنس نروماده است كه منجر به تكامل مجاري ولف و مولر مي شود . در عدم حضور
    آنتي ژن تمايز جنس ماده منجر به تبديل گنادهاي تمايز نيافته اوليه به تخمدان و مجاري
    66 بيوشيمي هورمون ها
    ولف مي گردد. بنابراين تمايز و تكامل جنس ماده نيازي به تحريكات هورموني
    گنادهاي اوليه به بيضه ها تمايز ، H-Y تخمدان ها يا بيضه ها ندارد . در حضور آنتي ژن
    مي يابند. با ظهور بيضه ها (در هفته 7 از زندگي جنيني ) دو هورمون آنتي مولر وتستوسترون
    ترشح مي گردد. آنتي مولر، هورمون مهاركنندة مجراي مولر مي باشد، توليد گنادهاي جنسي
    بستگي دارد كه يك پروتئين سطحي است و H-Y در جنس نر، بيضه ها، به حضور آنتي ژن
    كد مي شود. Y توسط ژني واقع بر روي كروموزوم
    نمودار، مراحل تعيين جنسيت در انسان را از گناد اوليه تا تبديل آن به بيضه يا
    تخمدان نشان مي دهد.
    14- شكل 16
    اين مطالعات منتهي به اين پيشنهاد شد كه براي ايجاد نواحي داخلي سيستم
    توليدمثل نر احتياج زيادي به هورمون هاي مشتق از دو بيضه (تستوسترون و يك فاكتور
    به عنوان هورمون آنتي مولري مي باشد.
    مطالعات نشان داده كه اين تركيبات مانع توانايي بيضه در القاء تمايز لوله ها ي
    ولف مي گردد اما مانع توانايي بيضه ها در القاي تمايز مجراي آنتي مولر نمي شود.
    هورمون هاي آنتي مولر ب ه وسيله سلول هاي سرتولي از بيضه هاي جنين توليد
    مي شود كه عمل بيولوژيكي آن، القاء جفت مجاري مولر است كه مانع توسعه لوله هاي
    فالوپ و رحم است . اين هورمون يك پروتئين با دو زير واحد است و هر ز يرواحد
    وزن مولكولي حدود 72000 دارد.
    سلول هاي ليديگ در بيضه ها محل اصلي توليد تستوسترون هستند سپس
    اكسيدو –α - كتواتروئيد 5 - Δ- تستوسترون در سلول هاي هد ف، ب ه وسيله آنزيم 3
    ردوكتاز به دي هيدروتستوسترون ب ه وجود مي آيد عمل هورمون ها ي استروئيد ي باعث
    تمايز ولف به اپيديديم، وزيكو ل هاي مني ساز مي گردد. جالب توجه اينكه ژن پروتئين
    اتصالي آندروژني سيتوپلاسميك كه در همه باف ت هاي وابسته به آندروژن ديده شده بر
    حضور دارد. X روي كروموزوم هاي
    هورمون هاي دورة بارداري و شيردهي 67
    ب) حاملگي
    1. انتقال هورمون ها از طريق جفت
    جفت مادر كلية مواد غذايي ، الكترولي ت ها ، آّب، ويتا مين ها و عملكردهاي گرما زا و
    تنفس دفعي كه براي رشد جنين مورد نياز هستند را فراهم مي كند. از آنجا كه ارتباط
    مستقيمي بين جفت مادر و جفت جنين وجود ندارد، بنابراين انتقال هورمون ها طي
    مسيرمستقيم صورت نمي گيرد. مشخص شده است كه جفت، نسبت به همة پلي پپتيدها
    و هورمون هاي تيروئيدي غيرقابل نفوذ است . بنابراين هورمون ها ي استروئيدي و
    اپي نفرين كاتكولامين ها و نوراپي نفرين مي توانند از ميان جفت انتقال يابند.
    14 جنين و - 14 و 11 - همان طور كه در شكل توضيح داده شده است، شكل 10
    مادر و جفت به صورت تعاوني عمل مي كنند تا براي حفظ حاملگي مقدار مورد نياز از
    پروژسترون و استروژن را توليد و به واحد جفت مادري انتقال دهند احتمالا انتقال
    هورمون هاي استروئيدي جديد به وسيله طي فرايند انتشار ساده اتفاق مي افتد.
    2. شناسايي هورمون هاي درون ريز جنيني
    به نظر مي رسد كه علاوه بر هورمون هاي جفت ، فاكتورهاي بافتي توارثي و ديگر عوامل
    ژنتيكي نيز در كنترل رشد جنين مؤثر باشند.
    عملكردهاي متابوليسم جنيني تحت تأثير هورمون هاي هيپوفيز جنين و
    14 ) به طور خلاصه عملكرد هورمون ها ي - هورمون هاي جفت مي باشد. (جدول 6
    درون ريز را در جنين بيان مي كند.
    ج) سينه ها وهورمون لاكتين
    1. تنظيم هورموني رشد سينه
    مطالعات گسترده اي درباره عمل كنترل كنندگي هورمون ها در رشد و عملكرد سينه ها
    انجام شده است سه هورمون انسولين ، كورتيزول و پرولاكتين هورمون هاي اصلي مورد
    14 نقش پرولاكتين را در رشد و تكامل - نياز براي بلوغ غدد پستان ي مي باشند. شكل 19
    سلول هاي ترشح كننده غدد پستاني نشان مي دهد . دو مرحله (فاز ) مجزا در فرايند
    و مرحلة تمايز. (Proliferation) شيرسازي وجود دارد: مرحلة تكثير
    68 بيوشيمي هورمون ها
    در مرحله تكثير، سلول هاي بنيادي به پيش سازها يا ساير انواع سلول تقسيم
    و هورمون (EGF) مي شوند. اين مرحله به وسيلة انسولين، فاكتورهاي رشد اپيدرمي
    رشد تنظيم مي گردد. كه همه اينها به عنوان محرك عمل ميتوژني مي باشند.
    ممكن است سلول هاي بنيادي را به عمل انسولين حساس كند (PRL) پرولاكتين
    و ممكن است خودش مانند يك ميتوژن عمل كند، پرولاكتين همچنين ايجاد
    گيرنده هاي خود را در غشاي سلول افزايش مي دهد و ممكن است ميزان پروتئين
    حلقوي در سيتوزول را افزايش دهد. AMP اتصالي
    و TSH . در استرس غدد پستان را كنترل مي كند PRL هورمون تيروئيد، ميزان
    كنترل مي شوند كه طي عمل فيدبك منفي به وسيله TRH هر دو توسط PRL
    هورمون هاي تيروئيد كنترل مي شوند. افزايش سطح هورمون هاي تيروئيد كوچك تر ين
    است، در مرحلة تمايزيابي PRL و TSH علامت براي آزادشدن هر دو هورمون
    هورمون هاي زيادي نقش دارند . گلوكوكورتيكوئيدها (هيدروكورتيزون = كورتيزول )
    اهميت داشته و به نظر مي رسد نقش مهمي را در اين مراحل دارا باشند . پرولاكتين و
    انسولين نقش حياتي دارند . سلول ترشحي در نبود پرولاكتين ممكن است وجود داشته
    باشد (در كشت بافت اندام) نمي تواند در تشكيل و توليد شير شركت كند، ظاهراً
    است اما احتمالاً كورتيزول هم PRL مربوط به پروتئين هاي شير تحت كنترل mRNA
    اين چنين نقشي را دارد.
    پروتئين شير لازم باشد اگر mRNA شايد كورتيزول براي افزايش سطح
    گلوكوكورتيكوئيدها لازم باشد . در اين حالت يكي مي تواند تا سطح قابل توجهي
    افزايش اثر پروژسترون در طول بارداري شود و توليد شير را مهار كند . از آنجايي كه
    پروژسترون يك رقابت كننده با گلوكوكورتيكوئيدها مي باشد در سطح گيرنده، مقدار
    زياد پروژسترون در طول حاملگي ممكن است در رقابت با كورتيزول بوده و گيرنده
    گلوكوكورتيكوئيد را اشغال كند . فقط در انتهاي بارداري هنگامي كه ميزان پروژسترون صفت
    كاهش مي يابد، كورتيزول اثرش ظاهرشده و با گيرنده گلوكوكو رتيكوئيد متصل شده و ايجاد
    14 به طور شماتيك، تنظيم - پروتئين شير مي كند. شكل 20 mRNA اثر القاء پرولاكتين در
    ترشحات پرولاكتين از هيپوفيز و خلاصه اي از عملكردهاي بيولوژيك آن را بيان مي كند.
    هورمون هاي دورة بارداري و شيردهي 69
    2. ارتباطات هورموني از شيردهي
    الف) تأثير بر روي پروتئين هاي شير . ارگان هدف براي شيردهي در جنس ماده، غدد پستان است .
    14 مكانيسم عمل پرولاكتين و عمل بيولوژيكي آن در تحريك سنتز شير را نشان مي دهد. - شكل 21
    وجود دارد ليكن هنوز ثابت PRL استدلال كلي اين ا ست كه گيرنده هاي غشايي براي
    به گيرنده PRL آنزيم آدنيلات سيكلاز را فعال مي كند. بعد از اتصال ،PRL نشده است كه
    سازنده m-RNA اختصاصي خود در روي غشاء فعال سازي هسته اي اتفاق مي افتد و مقدار
    لاكتالبومين) افزايش مي يابد. ، β ، لاكتالبومين - α ، پروتئين هاي شير (كازئين
    ب) تأثير مك يدن برروي ترشح پرولاكتين : تنظيم آزادسازي پرولاكتين و اعمال بعدي آن،
    PRL 14 ) آورده شده است. درحالت عادي در جنس نروماده غلظت سرمي - در دياگرام ( 22
    0 مولار است . در اين غلظت از /2 – 0/ 5-10 نانوگرم درميلي ليتر ويا 4 ng در حدود
    در بافت پستان، اشباع شده اند. ، PRL پرولاكتين، حدود نيمي از رسپتورهاي
    در فرايند شيردهي، يك س يگنال غالب و با اهميت، مكيدن هست كه در مدتي بسيار
    مي شود. PRF(TRH) كوتاه (در حدود يك ميلي ثانيه) پيامي به مغز مي فرستد و باعث آزادشدن
    از پستان ها عمل مي كند. چنين تأثيري نيز ممكن است PRL كه ن هايتاً برروي آزادشدن
    اندروفين نو رون ها كه β روي دهد با رهاشدن سروتونين نورون ها و همچنين تحريك
    14 بيانگر كنترل نور و كنترل نوروندوكراين مكيدن و - آزاد مي شود، شكل 22 PRL
    را براي ترشح در خون آماده مي كند. اين PRL شيردهي مي باشد. چند دقيقه اول مكيدن
    مرحله به عنوان مرحله تخليه هيپوفيزي عنوان مي شود. مقدار آماده شده بستگي به مرحله
    به صورت مرحله به مرحله ترشح مي شود و اين عمل PRL غيرمكيدن مي باشد، سپس
    ادامه مي يابد. PRL تا تخليه كامل ذخيره
    ارگوكرپتين (بروموكرپتين) به عنوان مهاركننده ب ه كار مي رود. باعث - α داروي 2 - پرومو
    در نتيجه دارو باعث قطع توليد شير مي شود. . PRL مي شود و افزايش تجزيه PRL كاهش سنتز
    جلوگيري كرده و آلودگي غ دد پستان mastitis اگر دارو به مقدار زياد استفاده شود، از رشد
    به علت گرفتگي شير روي مي دهد.

    فصل ششم
    هورمون هاي كليوي
    مقدمه
    الف) پيش زمينه
    كليه نه تنها براي حفظ ثبات تركيبات سيال خارج سلولي و تصفيه پس مانده هاي
    نيتروژني نقش يك توزيع كننده را براي حفاظت از زندگي ارگانيس م هاي عالي تر بازي
    مي كند، بلكه به عنوان يك اندام درون ريز نيز عمل مي كند . كليه به عنوان يك اندام
    درون ريز محل توليد رنين و هورمون هاي ذيل مي باشد : ( 1) اريتروپوئيتين، كه يك
    يا تشكيل گلبول قرمز (erythropoiesis) هورمون پپتيدي خاص براي فرايند اريتروپويسيز
    فرم فعال ، D 1،25 - دي هيدروكسي ويتامين 3 ( خون توسط مغز استخوان است؛ ( 2
    كه براي همئوستاز كلسيم ضروري است؛ و ( 3) كاليكرئين ها ، يك D هورموني از ويتامين
    گروه از سرين پروتئازها كه براي توليد برادي كينين، يك وازوديلاتور ، بر روي پروتئين هاي
    خون عمل مي كنند. رنين آنزيم ي با فعاليت پروتئوليتيكي است كه بر روي يك پروتئين
    گلوبولين، ع مل مي كند تا آنژيوتنس ين هاي هورموني را توليد كند كه در -α پلاسما، 2
    بخش قشري آدرنال بيوسنتز و ترشح مينرالوكورتيكوئيد آلدسترون را تحريك كند .
    به علاوه، كليه به عنوان يك ارگان هدف درون ريز براي تعدادي از هورمون ها خدمت
    6) سيماي درون ريزي كليه را هم به عنوا ن يك غده ترشحي - مي كند. (جدول 1
    درون ريز و هم به عنوان يك اندام هدف درون ريز به طور خلاصه بيان مي كند.
    يكي از اعمال فيزيولوژيكي كليه توسط پيترز در سال 1835 مشاهده شده است
    به نظر مي رسد كه كليه ها به عنوان آخرين محافظ هاي ساختمان محيط داخلي باشند . »
    با توجه به اين مطلب، وا ضح است كه كليه ها يك موقعيت غيرعادي را در شبكه »
    72 بيوشيمي هورمون ها
    فيزيولوژيكي ارگانيس م هاي زنده اشغال كرده اند كه در آن به عنوان اندام نهايي جهت كنترل و
    حفظ آب بدن، كليه تركيبات الكتروليتي بدن، همين طور بسياري از مولكول هاي آلي كوچك
    عمل مي كند. علاوه بر اين كليه نقش فيزيولوژ يكي مهمي را در تأمين تعادل در غلظت اسيد باز،
    ايفا مي كند. بنابراين شايد تعجب آور نباشد اگر ببينيم كه تمركز در كليه به صورت مح ل ها ي
    توليد هورمون و محل عملكرد هورمون است باشد. به نظر مي رسد كه تشكيلات آناتوميكي
    عالي كليه (بعداً مي بينيد) مزاياي خاصي را براي تنظيم نهايي توليد هورمون ها ي كليدي
    ارگانيسم دارد، همان طور كه در تنظيم پاسخ هاي بيولوژيكي به هورمون هاي مختلف مؤثر بر
    همئوستاز الكتروليت هاي كليدي بدن عمل مي كند.
    6 هورمون هايي كه در كليه توليد مي شوند يا فعاليت هاي بزرگي را دارند. - جدول 1
    هورمون هاي توليدشده
    توسط كليه اندام هاي هدف اصلي عملكرد
    اريترو پوئيتين تحريك تشكيل
    25 - دي ، گلبول قرمزخون 1
    (D هيدروكسي ويتامين 3
    مغز استخوان
    روده ، استخوان ، كليه
    تحريك تشكيل گلبول قرمز
    خون حفظ همتوستاز كلسيم
    رنين (يك آنزيم) خون براي توليد واسطه در توليد
    آنژيوتنسين هاي هورموني
    جهت وساطت در توليد
    آلدوسترون (توسط آدرنال
    قشري)
    گلوبولين هاي پروتئين سرم -α پريكاليكرئين 2
    توليد كينين ها (مانند برادي كينين)
    كه وازوديلاتورهاي بسيار قوي
    هستند.
    پروستاگلاندين ها كليه دستگاه هاي گلومرال به هم
    چسبيده
    هورمون هاي عمل كننده بر روي كليه
    آلدوسترون
    فاكتور ناتريوتيك آتريال ( آتريوپپتيد )
    D -25 دي هيدروكسي ويتامين 3 ،1
    وازوپرسين
    پروستاگلاندين ها
    كورتيزول
    انسولين
    گلوكاگون
    تيروكسين
    كاتكولامين ها ( اپي نفرين ، نور اپي نفرين )
    هورمون هاي كليوي 73
    د) فرايند هاي فيزيولوژيكي
    كليه ارگان اصلي مسئول همئوستاز طيف وسيع ي از الكترولي ت ها و همچنين مسئول
    حفظ آب بدن مي باشد. كليه به طور مرتب فعالي ت هاي هموستاتيك خود را توسط يك
    تصفيه گلومرولي انتخابي (با واسطه فشار خون بالا در گلومرول)، ترشح و دفع لوله اي،
    و بازجذب لوله اي انجام مي دهد ؛ كه اينها همه فرايندهايي هستند كه ك لا غلظت
    محصولات نهايي متابوليك، فشار اسمزي، تركيب يوني، و حجم محيط داخلي را تنظيم
    15 دياگرام شماتيك از يك نم ونه نفرون كليوي است كه محل بازجذب - مي كند. شكل 7
    مواد يوني مختلف را مشخص مي كند. اساس دستيابي به همئوستاز، فرايند انتشار در
    خلاف جهت جريان مي باشد . انتش ار در خلاف جهت جريان نتيجه تشكيلات
    آناتوميكي نفرون است و توسط فرايندهاي انتشار تسهيل شده، بازجذب لوله اي، و
    ترشح لوله اي حمايت مي شود. هر دو فرايند آخر از مكانيس م هاي انتقال فعال وابسته به
    انرژي استفاده مي كنند. هدف نهايي اين فعاليت ها تشكيل ادرار باقيمانده از
    پس مانده هاي بدن است . (تركيبات نيتروژن دار، هم به صورت يوني و هم آلي ) مي باشد؛
    به هرحال، در فرايند تشكيل ادرار از تصفيه گلومرولي، لوله بسياري از مواد غذايي
    ضروري و الكترولي ت ها را به خون برمي گرداند . مقايسه بين غلظ ت ها ي مواد
    15- تشكيل دهنده ادرار در خارج سلول در مقابل غلظت آنها در ادرار در جدول 2
    آورده شده است.
    3. همئوستاز سيالات، الكتروليت ها، و فشار خون
    حفظ همئوستاز نمك ، فشار خون و حجم گردشي نياز به فعالي ت ها ي دروني سيستم
    رنين – آنژيوتنسين – آلدوسترون، سيستم عصبي آدرنرژيك، وازوپرسين، و فاكتور
    دارد، كه مشهور به آتريوپپتين است. ( ANF ) ناتريورتيك آتريال
    اين سيستم هاي هورموني، در اثرات بيولوژيكي مهم كليه نقش دارند .
    تحت تأثير غلظت سديم در مايع خارج سلول ي (ECF) حجم مايع خارج سلولي 1
    با اندازه گيري ميزان ترشح سديم در ادرار مشخص مي شود . ECF است؛ غلظت سديم
    به طور كلي، هورمون استروئيدي آلدوسترون و سرعت تصفيه گلومرولار از فاكتورهاي
    1. Extra cellular fluid
    74 بيوشيمي هورمون ها
    مؤثر بر دفع سديم مي باشند.
    تصفيه گلومرولي كليه مي تواند ب ه طور قابل ملاحظه اي توسط اعمال آتريوپپتين
    افزايش يافته، بنابراين دفع سديم خون افزايش يابد . آتريوپپتين بر روي ماهيچه هاي
    صاف موجود در سرخرگ بزرگ و بستر عروقي نيز جهت برقراري آرامش و بنابراين
    كاهش فشار خون عمل مي كند. عمل آلدوسترون تحريك مستقيم جذب سديم ب ه وسيله
    لوله هاي كليوي است ؛ كه باعث افزايش حجم مايع خارج سلولي مي گردد . بنابر اين در
    سيستم رنين – آنژيوتنسين سرعت ترشح آلدوست رون توسط بخش قشري آدرنال ،
    به وسيله حجم مايع خارج سلولي تنظيم مي گردد.
    همان طور كه قبلاً ذكر شد ، آدرنالكتومي دوطرفه 1 كشنده است؛ اين مشكل به علت
    عدم حضور آلدوسترون است كه باعث مي شود كمبود سديم در ادرار افزايش يابد، كه
    با حفظ پتاسيم در مايع خارج سلولي ، و از دست دادن آب از تركيبات داخل و خارج
    سلول همراه است . اگر اين فرايند ادامه يابد، حتم ا مرگ را به دنبال خواهد داشت .
    15 نقش سيستم رنين – آنژيوتنسين را در سنتز و ترشح آلدوسترون توسط - شكل 8
    بخش قشري غده آدرنال و عملكردهاي برگشتي استروئيد بعد از كليه جهت تحريك
    بازجذب سديم و تأثير آن بر افزايش فشار خون را ب ه طور خلاصه بيان م ي كند. عنصر كليدي
    اين سيستم آنزيمي ، رنين است كه در پاسخ به كاهش حجم درون عروقي مشخص شده با
    رسپتورهاي فشار ) كه در سرخرگ راست قلب و بزرگ سياهرگ نزديك ) baroreceptors
    قلب قرار گرفته، ترشح مي شود. بارو رسپتورها محرك هايي را به مغز مي فرستند كه با
    تحريكات دريافتي از اسمورسپتورهاي واقع در هيپوتالاموس كامل مي شود . اين تحريكات
    باعث فرستاده شدن سيگنال هاي عصبي به هيپوفيز پشتي مي شود، كه منجر به ترشح
    وازوپرسين مي شود، و كليه، است كه باعث ترشح رنين مي گردد.
    گلوبولين پلاسما عمل مي كند كه سرانجام باعث توليد – α رنين روي يك 2
    يك فاكتور تحريك كننده برروي II مي شود. آنژيوتنسين II هورمون اُكتاپپتيد آنژيوتنسين
    منطقه گلومرولوزا از آدرنال قشري است كه سنتز و ترشح آلدوسترون را تحريك
    مي كند. بعد از انتقال سيستميك به كليه، آلدوسترون در جهت القاء توليد پروتئين ها
    آنزيم هاي ضروري عمل مي كند تا بر بازجذب سديم از لوله هاي كليه اثر بگذارد.
    1. Bilateral adrenalectomy
    هورمون هاي كليوي 75
    ب) بيوشيمي و فيزيولوژي
    1. رنين
    رنين يك گليكوپروتئين همراه با آنزيم با وزن مولكولي 42000 مي باشد . رنين ممكن
    است هم از كليه و هم غدد تحتاني بزا قي جدا شود . رنين به صورت پيش ساز با 406
    آمينواسيد ساخته مي شود.
    رنين به عنوان يك آنزيم متعلق به گروه آسپاريل پروتئيناز مي باشد. رنين انساني
    توالي آمينو اسيدي يكسان با رنين غده تحتاني بزاقي موش را نشان مي دهد . باقيمانده
    آسپاريل در موقعيت 38 و 226 از نظر ك اتاليتيكي به نظر مي رسد كه مهم مي باشد .
    مطالعات كريستالوگرافي با اشعة ايكس پروتئينا زهاي زما ني آسپاريلي نشان داد . كه
    مولكول دولوبي بوده همراه با دو دومين مساوي جدا و يك شكاف طولاني كه به عنوان
    جايگاه اتصال سوبسترا عمل مي كند. دو باقيمانده آسپاريلي كه از نظر كاتاليتيكي مهم
    هستند در مركز اين شكاف قرار گرفته اند.
    II و I 2. آنژيوتنسين
    كلويين، كه آنژيوتنسين – α سوبستراي طبيعي براي رنين پروتئين پلاسما مي باشد، 2
    ناميده مي شود. آنژيوتنسين تك گليكوپروتئين با وزن 57000 است كه سنتز و ترشح
    مي شود در جريان خون به وسيله كبد. بيوسنتز آن توسط گلوكوكورتيكوئيدها،
    استروژن ها و بعضي از داروهاي ضدبارداري افزايش مي يابد . در جريان خون رنين
    لوستين لوسين) آنژيوتنسين را هيدروليز كرده در باقيمانده 10 و 11 و ) Leu - leu پيوند
    مي باشد. اين پپتيد فعاليت محدو د بيولوژيكي دارد، I نتيجه آن دكاپپتيد آنژيوتنسين
    تبديل مي شود توسط آنزيم تبديل كننده، دي پپتيد - 1- كربوكسي پپتيداز، I آنژيوتنسين
    مي باشد. II حذف و نتيجه آن هورمون اُكاپپتيد آنژيوتنسين His – Leu كه دي پپتيد
    مي باشد. مهمترين (Zn) آنزيم تبديل كننده آنژيوتنسين يك پروتئين همراه با روي
    2) غيرفعال كردن برادي كينين . ، II به I اعمال آن عبارت است از : 1) تبديل آنژيوتنسين
    اپي تليوم ديواره رگ ريه مي باشد . مهاركننده II به I جايگاه اصلي تبديل آنژيوتنسين
    نيز II 2- پرولين مي باشد. آنزيم همچنين كينيناز - مؤثر اين آنزيم داروي كاپتوپريل يا 1
    يك غيرپپتيد، به وسيله ، III ناميده مي شود به دليل عمل بر روي برادي كينين. آنژيوتنسين
    76 بيوشيمي هورمون ها
    به دست مي آيد . تمام اعمال بيولوژيكي I ترمينال پپتيداز بر روي آنژيوتنسين N عمل
    آنژيوتنسين ها از طريق اتصال با تمايل شديد به گيرنده هاي غشايي مي باشد. عمل آنژيوتنسين
    بر روي بخش قشري آدرن ال تحريك ترشح آلدوسترون مي باشد. علاوه براين آنژيوتنسين II
    اكنون به عنوان عامل قوي افزاينده فشارخون شناخته مي شود . تمام تركيبات سيستم II
    و همچنين در مغز نيز ديده II رنين – آنژيوتنسين ضروري است براي توليد آنژيوتنسين
    مي شود.
    عمل آلدوسترون بر روي لوله هاي كليوي در بازجذب سديم
    دوامشان مينرالوكورتيكوئيد فعال از نظر بيولوژيكي، آلدسترون، كور تيزول و در شرايط
    محدودتر دي اكسي كورتيكوسترون مي باشد. عمل مينرالوكورتيكوئيد در بالانس يون
    به خصوص در كليه مي باشد، اما در غده بزاقي، روده و غدد عروقي نيز نقش دارد.
    در كليه عمل مينرالوكورتيكوئيدها افزايش بازجذب لوله اي سديم همراه با ترشح
    سديم و هيدروژن (به صورت آمونيوم ) مي باشد. فقط سديم هاي *****شده بازجذب
    مي شوند و اين عمل در بالانس الكتروليتي بسيار مهم است . بعد از ترشح آلدوسترون از
    غده آدرنال و ورود آن به خون به كليه رسيده و در آنجا متراكم مي شود، به دليل وجود
    گيرنده هاي سيتوپلاسمي آلدسترون، در ورود به سلول، هورمون به گيرنده هاي سيال با
    تمايل زياد متصل شد، با واكنشي شبيه به كورتيزول در كبد، كمپلكس گيرنده آلدوسترون
    معيني را تحريك mRNA فعال شده و به هسته منتقل مي شود در جايي كه نسخه برداري
    ممكن است x مي كند. يك يا چند آنزيم خاص سنتز مي شود در نتيجه اين واكنش ها، پروتئين
    (15- به عنوان يك يا چند از سه آنزيم ممكن باشد. (شكل 11
    5 اين است كه ميزان يون سديم آنزيم افزايش A 15 مرحله - برطبق شكل 11
    وارد موكوس سلول از انوار شود، امكان Na+ يابد كه نتيجة اين افزايش تعداد اتم هاي
    بوده كه باعث پمپ شد ن K+ - ATpase و Na+ ديگر افزايش در تعداد مولكول هاي
    Na+ 5 ). نتيجه اين، B از سيتوپلاسم سلول به لوله هاي جانبي سلول شود (مرحله
    (5C از سلول و ورود به خون مي باشد. و سرانجام امكان سوم (مرحلة Na+ حذف يون
    اين است كه افزايش در مقدار سيترات سينتاز م يتوكندري مي باشد . اين آنزيم سنتز
    سيترات از اگزالواستات و استيل كوآرا باعث مي شود . افزايش در سطح اين آنزيم،
    هورمون هاي كليوي 77
    نتيجه اش افزايش ميزان سنتز سيترات است كه پس از عبور از راه اكسيداتيو ميتوكندري،
    را به همراه دارد. ATP افزايش ميزان
    (ANF) 4. فاكتور ناتريورتيك
    مطالعات نشان داده كه كارديوسايت رگ هاي ماهيچه هاي قلب شامل يك گرانول متراكم
    الكتروني است، كه اين مشابه با گرانول هاي ديده شده در سلول هاي توليدكننده هورمون
    پپتيدي مي باشد. مطالعات نشان داد كه تغييرات غذايي در سديم و آ ب باعث تغيير ميوسي ت
    در آرتري موش مي شود كه اين نتيجه به دست مي آيد كه ارتباطي بين الكتروليت ها و بالانس
    مايع وجود دارد . اين باعث شد كه نهايتاًَ جداسازي و تشخيص يك هورمون پپتيدي جديد به
    يك پيش ساز ANF يا آتريوپپتين شود. ژل كدكننده بر اي (WAF) artrial natriuretic factor نام
    پيش هورموني با 152 آمينواسيد است، حذف 24 آمينواسيد ايجاد يك پيش هورمون 126
    آمينو اسيدي مي كند، كه اين در گرانول هاي هسته اي ميوسيست آرتري مي شود. شكل اصل
    كه در خون آزاد مي شود وزن مولكولي كمي دارد، كه داراي انتهاي كربوكسيلي 31 ANF
    اسيدآمينه اي است كه اين به علت شكست در باقيمانده، آرژينين، آدژينين – درموقعيت 101 و
    فعال از نظر بيولوژيكي داراي پيوند دي سولفيدي بين باقيمانده سينستين در ANF . 102 است
    موقعيت ها 129 و 145 مي باشد.
    توسط شرايط زير تحريك مي شود: 1) منبسط شده دهليزها به علت ANF ترشح
    افزايش حجم 2) عوامل تنگ كننده، عروق كه نتيجه آن افزايش فشارخون است،
    افزايش ميزان ، ANF 3) رژيم پرنمك يا 4) ضربان تند دهليزي بيشترين اثر كليوي
    ***** اسيدي گلومري مي باشد كه اين بدون افزايش جريان خون كليوي است، كه نتيجه
    ترشح رنين كليوي را كم كرده كه نتيجه ANF آن افزايش حجم ادرار مي باشد، همچنين
    آن كاهش اسيدي آلدوسترون به لوله هاي كليوياست . اين عمل كاهش بازجذب سديم
    شل شدن لوله هاي كليوي و رگ هاي ، ANF را به همراه دارد . دومين اثر مهم بيولوژيكي
    بزرگ و هر سيستم لوله اي مي باشد. اين حالت همراه با افزايش در گوانوز نين نوكلئوئيد
    مي باشد. (vascular) ماهيچه هاي صاف لوله اي (cGmp) منوفسفات حلقوي
    بالانس آب : اُسمورسپتورهادر هيپوتالاموس قرار دارند و توانايي حس غلظت محلول ها
    به خصوص يون سديم را دارند، اين باعث ترشح وازوپرسين مي شود . در همين زمان
    78 بيوشيمي هورمون ها
    مركز تشنگي در هيپوتالاموس، ك ه بسيار نزديك به اسموسپتورها مي باشد، تحريك شده و
    يا كمي اثر منفي بر روي سيگنال مثبت Na+ نوشيدن آب را به دنبال دارد . پيام اصلي غلظت زياد
    براي توليد آلدسترون بوده كه نتيجه از بازجذب سديم در كليه جلوگيري مي كند. شواهد جديد
    AMP دخالت دارد . كه اين باعث افزايش II سيستم دومي را نشان مي دهد كه توليد آنژيوتنسين
    حلقوي شده و نهايتاً وازوپرسين ترشح مي شود. همچنين هورمون پلي پپتيدي ديگري به نام
    نروتنسين در هيپوتالاموس ديده شده كه به عنوان عامل كاه ش فشارخون مطرح مي باشد .
    رقيق بودن مايعات بدن نتيجه آن فعال شدن اُسمورسپت ورها، مركز تشنگي و به طور غيرمؤثر
    مي باشد. Na+ مكانيسم توليد آلدوسترون مي شود. پاسخ اين سيستم، كاهش سطح
    15 . شكلي شماتيك از نفرون كليه كه فرايند جريان تبادلات را نشان مي دهد. شماره ها - شكل 7
    گراديان غلظت در اسمولاريته را كه به عنوان نتيجه يك توالي از انتشار ساده و انتقال يا تبادل
    است را مشخص مي كند. تصفيه به اين صورت است كه آنچه وارد حلقه ه نله مي شود بعد اً با
    از حلقه ه نل ه ، limb غليظ مي شود. در بالا رفتن hypotome interstitium انتشار آب به درون
    ، interestitium انتقال فعال مي يابد خارج از تصفيه (بنابر اين رقيق مي شود . در داخل Na+
    همان طور كه پاپيلا نزديك مي شود، interstitial جايي كه آن غليظ مي شود. اسمولاريته سيالات
    1100 افزايش يابد. سپس همان طور كه لوله دور به عقب mOsm/kg H مي تواند از 300 تا 2
    باز جذب شود . آب K يا H مي تواند در تبادل با يو ن هاي Na گلومرول برمي گردد، اضافه كردن
    بازجذب مي شود در لوله هاي دور و مجرا جمع مي شود . همچنين مشخص شده است كه
    محل هايي از باز جذب سازنده هاي مختلف آلدوسترون و هورمون هاي آنتي ديورتيك به طور
    اساسي مجراي دريافتي است.
    نيتروكاليكرين ها و كينين ها
    گلويين پلاسما اثر – α كاليكرين ها گروهي از سرين پرو تئازها مي باشد كه بر روي 2
    دارند به عنوان كينينوژن ها و باعث آزادشدن كينين ها مي شود مانند برادي كينين . برادي كينين
    يك گشادكننده عروقي قوي است.
    ارتباطي بين عمل سيستم كاليكرين – كنين و پروستاگلاندين با سيستم رنين – آنژيوتنسين
    وجود دارد كه اثر آن تأثير در فشار عروق و جريان خون كليوي مي باشد.
    ب) بيوشيمي و فيزيولوژي
    دو دسته از كاليكر ين ها شناسايي شده اند: 1) آنهايي كه در ارگان ها خصوصاً كليه، غدد
    بزاقي و پانكراس حضور دارند، 2) كاليكرين هايي كه در پلاسما وجود دارند.
    هورمون هاي كليوي 79
    كاليكرين هاي پلاسمايي دا راي وزن مولكولي 107000 هستند درحالي كه كاليكر ين ها ي
    43000 مي باشند. تمام - غده اي كوچكتر بوده و داراي وزن مولكولي 27000
    كاليكرين ها سرين پروتئاز مي باشند. كاليكرين هاي پلاسمايي كه به طور طبيعي پروآنزيم
    XII مي باشند، پر ي كاليكرين ناميده مي شوند. كه توسط يكي از فاكتورهاي لخته، فاكتور
    يا فاكتور هاگمن به كاليكرين فعال تبديل مي شود. كاليكرين كليه توسط تكنيك هاي
    ايمنوهيستوشيمي در توبول حلقه انتهايي تعيين موقعيت شده اند و اعتقاد بر اين است
    كه در افزايش جريان خون كليه نقش دارد و به عنوان ميانجي در تبديل پرورنين به رنين
    عمل مي كند. كاليكرين ها فعاليت پروتئازهاي خود را براي آزادسازي كينين هاي پپتيدي
    از شكل سوبستراي اوليه مورد استفاده قرار مي دهند. دو دسته از سوبستراي كاليكريني
    موجود مي باشد. 1) آنهايي كه با وزن مولكولي زياد در پلاسما هستند و نوناپپتيد
    برادي كينين را ت رشح مي كنند. 2) آنهايي كه داراي وزن مولكولي كمي هستند و در
    بافت ها دكاپ پتيدكاليدين را ترشح مي كنند. كاليدين يا ليزيل برادي كنين داراي يك ليزين
    اضافي در انتهاي آمين برادي كينين مي باشد.
    حداقل سه اندركنش بين سيستم كاليكرين كينين، سيستم رنين آنژيوتانسين
    آلدسترون و رنال پروس تاگلاندين ها وجود دارد . 1) آنزيم كاليكرين كه باعث تبديل پرورنين به
    كه داراي خاصيت I و آنزيم مبدل آنژيوتنسين II رنين مي شود. 2) فعاليت هاي آنزيمي ك ينيناز
    پروتئيني يكساني هستند . 3) توليد و (دفع كليوي ) پروستاگلاندين ها توليد كن ين ها ي كلي ه
    افزايش مي يابد. درحالي كه كاليكرين ها توليد پروستاگلاين ها را كاهش مي دهند.
    تمام ك ينين ها فعالي ت هاي زيستي بسيار شبيه به هم دارند . آنها از محرك ها ي
    بسيار قوي جريان خون كليه اي و فشار خون متوسط مي باشند و در افزايش جريان
    ادرار و دفع سديم دخيلند . برادي كنين از طريق تبديل فسفوليپاز غيرفعال به فعال ، منجر
    از PGA به آزادشدن آراشيدونيك اسيد مورد نياز براي توليد پروستاگلاندين 2
    فسفوليپيدهاي غشايي مي گردد.
    5. پروستاگلاندين ها
    15- فاكتورهايي كه منجر به افزايش پروست اگلاندين ها در كليه مي شوند در شكل 5
    توضيح داده شده اند.
    80 بيوشيمي هورمون ها
    شكل 5 15 طرح اعمال سيستم كاليكرين كينين در كليه
    علائمي چون ترس و يا فعاليت مغزي شديد مي تواند از طريق سيستم عصبي
    خودكار موجب افز ايش فشار خون شوند . افزايش فعاليت آدرنژريك (آزادشدن
    نوراپي نفرين) باعث تحريك ترشح رنين دستگاه جنب گلومري در دنباله هاي كليوي
    مي شود؛ بنابراين فشار خون بالا مي رود. سرانجام بازجذب يون سديم و افزايش بعدي
    آن در حجم سياليت سيستم گردش منجر به افزايش فشارخون مي گردد. فشار خون بالا
    توسط مدولاي كليه حس مي شود كه باعث افزايش جريان خون مي شود. عبور جريان
    15 به نمايش - خون افزايش يافته از مدولاي كليه باعث رويدادي مي گردد كه در شكل 5
    پركاليكرين
    كنترل ها؟
    + كاليكرين
    +
    كينينوژن
    كينين
    فسفوليپاز
    فعال
    فسفوليپاز
    غيرفعال
    فسفوليپيد غشاء
    سيكلواكسيژناز
    اندوپراكسيداز حلقوي
    پروستاگلاندينها (هورمونهاي محلي)
    +
    +
    آراشيدوينك اسيد
    +
    هورمون هاي كليوي 81
    هم مي تواند آزاد شود ) توسط PGE2) PGA درآمده است . همچنين منجر به آزادشدن 2
    PGA سلول ها مي گردد. 2
    در كورتكس كليه به گردش درمي آيد و به مخالفت ، فشار
    ايجادشده مي پردازد. Na+ خون بالايي كه در اثر بازجذب
    ، K+ - ATpase ، Na+ به طور مستقيم و يا توسط يك انتقال دهنده با پمپ PGA2
    دورتوبولي به طور مستقيم و يا توسط يك انتقال دهنده در آنزيم تغيير شكل Na+
    به شدت كاهش يابد . (در واكنش آنزيمي ي ك Na+ يا ATP ايجادكرده و تمايلش به
    از طريق ادرار از Na+ انتظار مي رود.) در نتيجه بيشتر Km ATP يا Km Na+ افزايش در
    يا كاهش حجم خون از طريق كاهش PGA دست خواهد رفت . عمل آنتاگونيس ت هاي 2
    توسط سلول ها ي ماهيچه اي كورتكس كليه ، افزايش Na+ مستقيم مقدار بازجذب
    در خون كم ش ود، حجم پلاسما [ Na+] فشارخون را تحريك مي كند. هنگامي كه
    افزايش يافته و فشار خون كم مي شود.
    اريترو پوييتين
    كليه در اصل ارگاني است كه مس ئول تنظيم توليد اريتروپوييتين در پاسخ به تغييرات اكسيژن
    مي باشد. هورمون پروتئيني اريتروپوئيتين در كليه توليد مي شود و با افزايش تعداد
    اريتروسيت ها يا گلبول هاي قرمز خوني كه هموگلوبين مي سازند اثر خود را بر تحريك سنتز
    64000 مي باشد و Da هموگلوبين اعمال مي كند. هموگلوبين پروتئيني تترامر با وزن مولكولي
    16000 و داراي يك گروه هم مي باشد كه مي تواند به طور Da هر زير واحد وزن مولكولي
    تعاوني به يكي از مولكو ل هاي اكسيژن يا دي اكسيد كربن باند شود. هموگلوبين سنتزشده در
    اريتروسيت و در نتيجه غلظت حام ل هاي اكسيژن در خون بستگي به غلظت اريتروسي ت ها در
    خون دارد.
    اريتروسيت ها ي در گردش همانند بخش عمده اي از سلو ل ها ي پيش س از
    اريتروپوئيتيك (در مغز استخوان ) داراي اريترون مي باشند. احتمالاً اريترون به عنوان يك
    ارگان پراكنده شده اي كه عمل اوليه آن انتقال اكسيژن و دي اكسيدكربن و همچنين حفظ
    خون مي باشد، نقش ايفا مي كند. اريتروسيت هاي بالغ در پستانداران بدون هسته هستند و pH
    نسبتاً از بقيه ارگانل ها ي درون سلولي تهي مي باشند . بنابراين محتواي هموگلوبين يك
    اريتروسيت قبل از بلوغ و آزادشدن از مغز استخوان تعيين مي شود. خون يك انسان بالغ
    82 بيوشيمي هورمون ها
    2/5 )، كه ب ا سرعت 2 – 3 kg) . 2 اريتروسيت مي باشد × طبيعي تقريباً داراي 1013
    ميليون در ثانيه سنتز مي شوند. اريتروسيت انسان در سيستم گردش خون داراي طول
    عمر 120 روز مي باشد. بنابراين توليد مداوم و ترشح اريتروپوئيتين براي حفظ ميزان
    كافي هموگلوبين خون لازم مي باشد.
    ب) شيمي و بيوشيمي
    در سال 1950 وجود يك فاكتور هورموني كه موجب افزايش تعداد K.Raissman
    و E. Goldwasser سلول هاي خوني قرمز مي شود را به اثبات رسانيد و بعداً در سال 1975
    همكاران متوجه شدند كه كليه ، منبع اوليه اريتروپوئيتين مي باشد. منابع ا صلي براي بررسي
    خصوصيات شيميايي اريتروپوئيتين ، پلاسما و ادرار انسان است كه مورد استفاده قرار
    مي گيرند. ترادف اوليه اسيد آمينه اي اريتروپوئيتين انسان توسط تكنيك هاي تر ادفي
    آمينواسيدي كلاسيك تعيين شده است. درحالي كه ساختمان پر ي - پرواريتروپوئيتين از آناليز
    ساختماني ژن اريتروپوئيتين تعيين شده است . پروتئين بالغ ترشح شده داراي 166 باقيمانده
    .(15- 18 مي باشد. (شكل 16 / اسيد آمينه اي با وزن مولكولي 399
    ج) محصول كليه
    توليد اريتر وپوئيتين در كليه توسط مطالعات تجربي تأييد شده است. كمبود هموگلوبين
    و آنمي اغلب با كمبود توليد اريتروپوئيتين در كليه در ارتباط است.
    هنوز با قطعيت مشخص نشده است كه واحد آناتوميكي كليه مسئول توليد اين
    هورمون پپتيدي است.
    روش فعاليت
    10 1 × 10- محل اصلي فعاليت اريتروپوئي تين، اريترون مي باشد. غلظت اريتروپوئيتين در خون 10
    مولار، در پلاسما افراد آنمي غلظت آن 50 تا 100 برابر افزايش مي يابد كه به علت هيپوكسي
    (15- مي باشد. اريتروپوئيتين براي تمايز و رشد سلول هاي بنيادي، ضروري مي باشد. (شكل 17
    در اينجا سه گروه كلي از سلول هايي كه مسيري از توليد سلول قرمز را تشكيل
    مي دهند موجود است : سلول هاي بنيادي چند پتانسيلي، جمعيتي از سلول ها ي پيش ساز
    هورمون هاي كليوي 83
    و اريترون بالغ . سلول هاي چند پتانسيلي هنگامي كه در شرايط (Committed) – اريتروئيد
    آزمايشگاهي رشد مي كنند به ليمفوئيد، مگاكاروسيت و سلول هاي اريتروئي د تمايز مي يابند .
    بعضي از نكات هنوز به طور واضح تعريف نشده اند، در محيط طبيعي سلول هاي بنيادي به
    اريتروپوئيتين پاسخ داده و به سلول هاي پرونورموبلاست تبديل مي شوند. با چهار تقسيم
    سلولي ديگر (طي 72 ساعت ) سلول هاي نرموبلاست بالغ به وجود مي آيد ، د ر اين فاصله
    زماني قسمت عمده اي از هموگلوبين سنتز مي شود . اُرتوكروماتيك نرموبلاست پس از
    گذشت 10 دقيقه هسته هايش را از دست مي دهد و رتيكولوسيت توليد مي گردد .
    رتيكولوسيت سپس وارد گردش خون عمومي شده و ظرف 48 ساعت به اريتروسيت تبديل
    مي شود. اريتروپوئيتين مخصوصا موجب افزايش هموگلوبين يا سنتز گلوبين نمي شود بلكه
    موجب ازدياد كلي سلول هايي مي گردد كه به طور فعال هموگلوبين را مي سازند.
    در نتيجه سلول هاي بنيادي تقسيم شده و به سلول ها ي اريتروئيد بالغ تر تمايز
    RNA مي يابند. گزارش هاي ب ه دست آمده حاكي از تأثير اريتروپوئيتين بر تحريك سنتز
    مي باشد. حداقل سه مكانيسم بيوشيميايي كلي وجود دارد كه عملكرد اريتروپوئيتين بر
    تماير سلول و بيان ژن گلو بين را بيان مي كند. احتمالاً پاسخ سلول هاي بنيادي به علت
    حضور رسپتورهاي غشائي براي اريتروپوئيتين مي باشد كه ممكن است از طريق اين
    مسيرها پاسخ دهد . 1) افزايش دادن فعاليت بيان ژن گلوبين كه به موازات ديگر ژن هاي
    مشابه مي باشد و با تمايز سلول بنيادي به يك نرموبلاست مرتبط است . 2) ممكن است
    اريتروپوئيتين موجب تغيير نرموبلاست يك پروتئين مخصوص شود كه با كروماتين
    واكنش مي دهد تا ترجمه ژن گلوبين صو رت پذيرد . اين اريتروپوئيتين واس طه تمايز
    سلول نرموبلاست با در نظر گرفتن توانائي آن به توليد گلوبين مي باشد.
    3) اندركنش اريتروپوئيتين با رسپتور غشا يي آن بر سلول نرموبلاست فاكتور
    سيتوپلاسمي مخصوصي را توليد مي كند كه ترجمه ژن هاي گلوبين ضروري مي باشد.

    فصل هفتم
    هورمون هاي بخش قشري غده فوق كليوي
    مقدمه
    بخش قشري غده فوق كليوي انواع مختلفي از هورمون هاي استروئيدي را سنتز مي كند
    كه فقط تعداد محدودي از آن از نظر بيولوژيكي فعال مي باشند . اين هورمون ها را
    مي توان به 3 دسته تقسيم نمود:
    10 موقعيت غده فوق كليوي نسبت به كليه ها و بخش هاي مركز و قشري اين غده - شكل 1
    86 بيوشيمي هورمون ها
    گلوكوكورتيكوئيدها، مينرالوكورتيكوئيدها و آندرو ژن ها. اين هورمون ها با اتصال به
    گيرنده هاي داخل سلولي اختصاصي، عمل خود را آغاز مي كنند. كمپلكس هورمون – گيرنده،
    متصل مي شود و بيان ژن را تنظيم مي كند و باعث DNA به ناحيه اي خاص از مولكول
    افزايش يا كاهش سرعت سنتز تعداد كمي از پروتئين هايي مي شود كه در فرايندهاي
    مؤثر مي باشند. ( K+ و Na+ متابوليكي (مانند گلوكونئوژنز و تعادل يون هاي
    بخش قشري غده فوق كليوي در افراد بالغ، سه ناحيه يا لايه مشخص دارد:
    كه مينرالوكورتيكوئيدها را (zone glomerulosa) 1. منطقه زيركپسولي يا ناحيه گلومرولوزا
    مي سازد.
    ناميده مي شود و به همراه (zona faciculata) 2. ناحيه مجاور كه ناحيه فاسيكولاتا
    گلوكوكورتيكوئيدها و آندروژن ها را توليد ، (zone reticularis) ناحيه رتيكولاريس
    مي كند.
    كورتيزول، مهمترين محصول منطقه فاسيكولاتاي كورتكس آدرنال انساني و دهيدرو
    اپي اندرسترون و سولفاته اش، محصولات اصلي منطقه رتيكولاريس مي باشند.
    بيوسنتز استروئيدهاي بخش قشري غده آدرنال
    كلسترول حاصله از منابع داخل سلولي و كلسترول استرازها (مشتق شده از ليپو پروتئين ها) و
    توسط Ĥً يا كلسترول آزاد، سوبستراي اصلي براي سنتز استروئيدها مي باشد. كلسترول عمدت
    كبد و روده و بخش كوچكي از آن در ديگر باف ت ها سنتز مي شود. كلسترول مي تواند
    به وسيله جريان ليپوپروتئين ها، به ديگر سلول هاي پيراموني انتقال پيدا كند.
    ليپوپروتئين ها توسط سلول هاي زيادي از قبيل سلول هاي بخش قشري آدرنال جذب
    مي شوند و در داخل سلول به وسيله استرازها، كلسترول آزاد مي شود. فعاليت كلسترول
    و در نتيجه افزايش ACTH استرازها ممكن است باعث تحريكات سلولي به وسيله
    گردد. در هر ناحيه خاصي از بخش قشري غده فوق كليوي، LDL تعداد رسپتورهاي
    هورمون هاي به خصوصي سنتز مي شوند كه اين تقسيم بندي ناحيه اي براساس بروز
    ژن هاي بيان كننده آنزيم سازنده هر نوع از استروئيدها نامگذاري شده اند. مثلاً در حالت
    طبيعي، آنزيم آلدوسترون سنتاز، تنها در لايه گلومرولوزا (خارج سلولي ) بروز مي يابد و
    آنزيم 21 - ه يدروكسيلاز و 17 - هيدروكسيلاز كه به ترتيب سازنده كورتيزول و
    هورمون هاي بخش قشري غده فوق كليوي 87
    آندروژن هستند، در لايه هاي فاسيكولاتا و رتيكولاريس ساخته مي شوند.
    هيدروكسيلاز سيتوزوليك، - α ژن هايي كه اطلاعات لازم براي آنزيم ها ي 17
    هيدروكسيلاز ميتوكندريايي را در بردارند، در سلول ها ي - β -21 هيدوركسيلاز و 11
    ناحيه فاسيكولاتا بروز مي كنند. اين آنزيم ها، طي يك سلسله واكنش ها و به كمك چند
    آنزيم ديگر، كورتيزول را توليد مي كنند.
    در سلول هاي منطقه گلومرولوزا، ژن هاي آنزيم 21 – هيدروكسيلاز سيتوزولي
    هيدروكسيلاز بيان نمي شود. - α بيان مي شود اما در اين سلول ها، آنزيم 17
    11 هيدوركسيلاز ميتوكندريايي و 18 – هيدروكسيلاز نيز در اين سلول ها بيان - β
    مي گردد كه نتيجه آن توليد مقدار بيشتري آلدوسترون نسبت به كورتيزول در اين ناحيه
    مي باشد.
    شكسته شدن زنجيره جانبي كلسترول، يك مرحله محدودكننده سرعت در بيوسنتز
    هورمون هاي استروئيدي در ميتوكندري مي باشد. اين مرحله، يك واكنش تك مرحله اي
    ساده نيست و ممكن است 4 آنزيم درگير اين مرحله باشند.
    چنانچه سيگنال ها ي ويژه سلول از كورتكس آدرنال ارسال گردد، هورمون ها ي
    ACTH استروئيدي با سرعت بيشتري نسبت به حالت عادي سنتز مي شوند . هورمون
    به همين ترتيب، سلول هاي رتيكولاريس و فاسيكولاتا را براي توليد كورتيزول و دهيدرو اپي
    آندوسترون تحريك مي كند. تنظيم سنتز آلدوسترون بعداً شرح داده خواهد شد.
    تاكنون تعداد زيادي (حدود 50 نوع ) استروئيد را از بافت غده فوق كليوي جدا
    كرده اند و آنها را به صورت بلو ر خالص در آورده اند ليكن اكثر اين استروئيدها، مواد
    حدواسط و متابولي ت ها هستند و تنها تعداد كمي از آنها به مقدار زياد به وسيله غده فوق
    كليوي ترشح مي شوند.
    خارج كردن بخش قشري غده فوق كليوي از بدن حيوانات پستاندار منجر به
    مرگ حيوان مي شود.
    هورمون هايي كه به وسيله بخش قشري غده فوق كليوي ترشح مي شوند براساس
    فعاليت اصلي خود به سه دسته تقسيم مي شوند.
    10- ساختمان اصلي هورمون هاي استروئيدي بخش قشري غده آدرنال در شكل 8
    نشان داده شده است.
    88 بيوشيمي هورمون ها
    الف) گلوكوكورتيكوئيدها
    تركيبات استروئيدي 21 كربني هستند كه اعمال فيزيولوژيك گو ناگوني را انجام
    مي دهند و مهمترين عمل آنها، پيشبرد فرايند گلوكونئوژنز مي باشد . كورتيزول
    اصلي ترين و فراوان ترين گلوكوكورتيكوئيد در انسان مي باشد. اين هورمون در ناحيه
    فاسيكولاتا ساخته مي شود. كورتيكوسترون كه در ناحيه فاسيكولاتا و گلومرولوزا ساخته
    مي شود، در انسا ن ها كمتر است؛ اما فراوانترين هورمون گلوكوكورتيكوئيدي در
    جوندگان مي باشد.
    تنظيم بيوسنتز گلوكوكورتيكوئيد
    ACTH كورتيزول يك هورمون گلوكوكورتيكوئيدي است و در تنظيم منفي ترشح
    نقش اصلي را بر عهده دارد.
    روند بيوسنتز هورمون هاي استروئيدي غده فوق كليوي با مك انيسم هاي گوناگوني
    تنظيم مي گردد.
    دارد. هورمون آزادكننده ACTH ميزان ترشح كورتيزول بستگي به مقدار
    را كنترل مي كند. اين هورمون ها از طريق يك ACTH مقدار ، (CRH) كورتيكوتروپين
    مكانيسم فيدبك منفي با هم ارتباط دارند . به طوري كه كاهش غلظت كورتيزول آزاد،
    از هيپوفيز پيشين ACTH از هيپوتالاموس و افزايش ترشح CRH باعث تحر يك ترشح
    مي شود و بالعكس.
    بخش ترشحي قشري غده فوق كليوي و كاهش ميزان سنتز كورتيزول را به دنبال
    دارد. شايان ذكر است كه افزايش مقدار كورتيزول در خون، يك اثر ممانعتي مستقيم نيز
    بر هيپوفيز پيشين دارد.
    مكانيسم ترشح گلوكوكورتيكوئيدها
    محصولات حدواسط در مراحل توليد هورمون بين سيتوپلاسم و بخش هاي داخلي ميتوكندري
    كورتيزول به عنوان آخرين محصول به Ĥً حركت مي كنند و سرانجام به سيتوپلاسم مي رسند و نهايت
    – β 5 – پرگنتولون از مي توكندري به 3 Δ خارج سلول ترشح مي شود. به همين ترتيب، برداشت
    هيدروكسيداز - α 5 – استروئيد دهيدروژناز يك فرايند انتقالي مي باشد . 17 Δ هيدوركسي
    هورمون هاي بخش قشري غده فوق كليوي 89
    شكل. مكانيسم تنظيم بيوسنتز كورتيزول و اثرات فيدبكي آن . همان طور كه از اين
    شكل بر مي آيد، كاهش ميزان كورتيزول خون باعث تحريك هيپوتالاموس و ترشح
    ACTH با تحريك هيپوفيز پيشين موجب تحريك توليد CRH مي شود كه CRH
    بخش قشري غده فوق كليوي جهت سنتز ، ACTH مي شود. با افزايش مقدار
    كورتيزول تحريك مي گردد و مقدار كورتيزول خون بالا مي شود . افزايش مقدار
    كورتيزول خون، طي يك فيدبك منفي مانع عمل هيپوتالاموس مي شود و در نتيجه
    كاهش مي يابد و اثر تحريكي آن بر هيپوفيز پيشين از بين مي رود و CRH مقدار ترسح
    ممانعت از عمل ترشحي ؛ ACTH نيز كاهش مي يابد. كاهش ميزان ACTH مقدار
    بخش قشري غده فوق كليوي و كاهش ميزان سنتز كورتيزول را به دنبال دارد . شايان
    ذكر است كه افزايش مقدار كورتيزول در خون، يك اثر ممانعتي مستقيم نيز بر هيپوفيز
    پيشين دارد.
    هيدروكسيلاز ، بر روي ميكروزوم در سيتوپلاسم واقع شده است در نتيجه - α و 21
    هيدوركسي داكسي كورتيكوسترون بايد توسط يك پروتئين انتقالي - α احتمالاً 17
    هيدروكسيلاز كه بر روي غشاي درون - β به طرف عقب (ميتوكندري) انتقال يابد . اما 11
    ميتوكندري واقع است، كورتيزول را مي سازد. احتمالاً كورتيزول به صورت بسته بندي از
    ميتوكندري خارج مي شود و از سلول به فضاي خارج سلولي و سپس به جريان خون
    ترشح مي گردد.
    90 بيوشيمي هورمون ها
    متأسفانه هنوز اطلاعات كاملي از سطوح مولكولي اين سناريو در دست نمي باشد.
    كلسيم براي ترشح و كمك به پيوستن گرانو ل هاي ترشحي به غشاي داخلي مورد نياز
    مي باشد.
    كلسترول و استرهاي آن، سوبستراهاي مورد نياز براي سنتز كورتيزول در
    ميتوكندري مي باشند. آنزيم استركلسترول هيدروكسيلاز و پروتئين انتقا لدهنده
    فعال مي شود. ، ACTH توليدشده با فعاليت cAMP كلسترول، با افزايش ميزان
    انتقال گليكوكورتيكوئيدها در خون
    كورتيزول، به 3 شكل آزاد، متصل به پروتئين و متابولي ت هاي كورتيزول در پلاسما ديده
    مي شود كه در اين بين تنها، كورتيزول آزاد، شكل فعال فيزيولوژيك هورمون مي باشد و
    مي تواند به طور مستقيم در بافت هدف عمل كند . در حالت طبيعي كمتر از 5 درصد
    كورتيزول گردش خون، به صورت آزاد وجود دارد . كورتيزول آزاد و متابولي ت ها ي آن
    مي توانند در گلومرول ها ترشح شوند.
    دو سيستم اتصال به كورتيزول در پلاسما وجود دارد:
    گلو بولين - α كه يك نوع 2 .(CBG) الف) گلوبولين متصل شونده به كورتيزول
    است و شبيه ترانس كورتين مي باشد. اين پروتئين ناقل، در كبد ساخته شده و به جريان
    خون فرستاده مي شود و تمايل زيادي براي اتصال به كورتيزول دارد.
    ب) آلبومين كه تمايل كمي براي اتصال به كورتيزول دارد.
    در مواردي كه ميزان كورتيزول موجود در پ لاسما در حد طبيعي باشد، بخش اعظم
    متصل مي گردد و بخش كوچكي از آن به آلبومين سرم وصل مي شود . CBG كورتيزول، به
    1 تا 2 ساعت مي باشد. / كم است و نيمه عمر آن 5 CBG تمايل كورتيزول نسبت به
    در مواردي كه ميزان استروژن افزايش مي يابد (مانند استفاده از داروهاي خوراكي
    CBG نيز افزايش مي يابد و افزايش مقدار CBG ضدبارداري و يا حاملگي )، غلظت
    باعث افزايش ميزان كورتيزول موجود در پلاسما مي شود.
    اتصال مي يابند و CBG علاوه بر كورتيزول، كورتيكوسترون و پروژسترون نيز به
    با كورتيزول رقابت مي كنند.
    حدود 80 درصد از تركيبات 17 – هيدرو كسي كورتيكوئيدي موجود در پلاسما
    هورمون هاي بخش قشري غده فوق كليوي 91
    را، كورتيزول و متابولي ت هاي آن تشكيل مي دهد؛ 20 درصد باقيمانده، شامل كورتيزول
    و 11 – داكسي كورتيزول مي باشد تقريباً نيمي از كورتيزول موجود در گردش خون به
    شكل متابوليت هاي مي باشد.
    اين تركيبات با گلوكورونيد ي ا به مقدار كمتر با سولفات، باعث يك C واكنش موقعيت 3
    تغيير قابل ملاحظه در آنها مي گردد. اين واكنش در كبد انجام مي شود و باعث مي شود كه
    مولكول هاي استروئيدي چربي دوست كه غيرقابل حل در آب مي باشند، در آب حل شوند و
    به سهولت دفع گردند . بخش اعظم تركيبات استروئيدي كه از طريق صفرا وارد روده شده اند،
    طي گردش روده اي – كبدي بازجذب مي شوند.
    قريب 70 درصد از تركيبات استروئيدي به صورت كنژوگه و از طريق ادرار، 20
    درصد آنها از طريق مدفوع و مابقي از راه پوست دفع مي گردند.
    تأثيرات فيدبكي گلوكوكورتيكوئيدها
    توليد مي شود، يك اثر فيدبكي بر روي عناصر ACTH هنگامي كه كورتيزول در پاسخ به
    مختلف سيستم آبشا ر هورموني اعمال مي كند. بدينسان چرخه طولاني فيدبك منفي به
    تأثير كورتيزول بر روي سيستم هيپوتالاموس و هيپوفيز برمي گردد . فيدبك مهاري
    خيلي سريع است . فيدبك براي هيپوكامپوز ممكن است كه فعاليت الكتريك ي ACTH
    را خاموش كند. ACTH آزادشده CRM مناسب براي آزادسازي
    شكل. اثرات فيدبكي هورمون هاي گلوكوكورتيكوئيدي (كورتيزول) را نمايش مي دهد.
    92 بيوشيمي هورمون ها
    فعاليت هاي بيولوژيكي و مولكولي
    فعاليت هاي مولكولي گلوكوكورتيكوئيدها
    مهار ايمني توسط گلوكوكورتيكوئيدها
    سلول هاي نهايي ساز نده ايمونوگلوبول ين ها، از دسته سلول هايي هستند كه تحت شرايط
    خاص و تأثير طولاني مدت گلوكوكورتيكوئيدها از بين مي روند.
    افزايش گلوكوكورتيكوئيد جريان خون در شرايط استرس، منجر به تحريك
    پلاسماسل هاي توليدكننده آنتي بادي مي گردد و بنابراين در چنين شرايطي، مقدار ايمونوگلوبولين
    خون افزايش مي يابد.
    اگرچه تأثير غلظ ت ها ي فيزيولوژيك هورمون ها ي گلوكوكورتيكوئيدي در
    واكنش هاي سيستم ايمني بدن هنوز به خوبي شناخته نشده است، ليكن غلظ ت هاي بالاي
    اين هورمون ها مثلاً غلظ ت هايي كه براي جلوگيري از دفع عضو پيوندي تجويز مي گردد
    استفاده (Autoimmune) و ي ا غلظ ت هايي كه براي درمان بيماري ها ي خود ايمني
    Ĥً مي شود. باعث تخريب و انهدام سلول هاي لنفوسيت، كوچك شدن بافت لنفي و نهايت
    توقف واكنش هاي ايمني مي گردد.
    گلوكوكورتيكوئيدها مانع تجمع لكوسي ت ها در محل جراحت و يا ضايعات
    التهابي مي شوند و ا ز ترشح تركيباتي چون : كينين، عامل فعال كننده پلاسمينوژن،
    پروستاگلاندين ها و هيستامين از لكوسي ت ها، ممانعت به عمل مي آورند و در نهايت
    مانع تكثير سلول هاي فيبروبلاست در محل التهاب شده و برخي از فعالي ت هاي آنها مانند
    توليد كلاژن و فيبرونكتين را مهار مي كنند.
    كليه اين اثرات باعث مي شود كه ترميم زخ م ها و جراح ت ها به كندي صورت
    بگيرد و محيطي مناسب و مساعد براي رشد عوامل عفونت زا فراهم گردد و همه اين
    اثرات به آن معني است كه در افراد بيماري كه در معرض غلظ ت هاي زياد
    گلوكوكورتيكوئيدها مي باشند، واكنش هاي التهابي و ايمني كاهش مي يابد.
    عملكرد گلوكوكورتيكوئيدها بر روي سلول هاي هپاتيك
    در اين بخش، عملكرد هورمون هاي گلوكوكورتيكوئيدي بر سلول هاي كبد (غده هدف )
    بررسي مي شود كه بيشتر پاسخ هاي اين بافت، آنابوليكي مي باشد. در پايان، عملكرد اين
    هورمون هاي بخش قشري غده فوق كليوي 93
    هورمون ها را بر سلول هاي تيموس مورد بررسي قرار مي دهيم كه پاسخ ها ي آن به
    هورمون، اغلب كاتابوليكي مي باشد. همان طور كه قبلاً نيز شرح داده شد، هورمون آزاد
    كورتيزول به غشاي سلول كبدي نفوذ مي كند. درحالي كه در داخل سيتوپلاسم سلول
    است، با تماي ل بالايي به رسپتور اختصاصي خود متصل مي شود و يك لمپلك ش
    استروئيد – رسپتور را تشكيل مي دهد. احتمالاًٌ تغييراتي در شكل ساختاري رسپتور
    به وجود مي آيد و باعث مي شود كه بتواند با هورمون استروئيدي تركيب گردد . ولي
    بررسي ميزان تغييرشكل و توصيف كامل آن با مشكلات زيادي روبه روست.
    رسپتور گلوكوكورتيكوئيد از كبد رت جداسا زي و تخليص شده است . برخي
    ويژگي هاي اين رسپتور بدين شرح است:
    ظاهراً اين رسپتور يك زنجيره پلي پپتيدي دو مولكو لي با وزن 94000 مي باشد و
    DNA داراي يك جايگاه اتصال به استروئيد براي هر مولكول و يك جايگاه اتصال به
    از كمپلكس رسپتور – DNA مي باشد. اين ويژگ ي ها متعلق به فرم فعال شده يا م تصل به
    ظاهر مي شود (Asymetric) استروئيد مي باشد. گاهي اوقات، پروتئين در فرم غيرمتقارن
    5 دارد. - 1 و درصد محوري حدود 6 / كه در اين حالت ضريب اصطكاكي در حدود 4
    10 نمايي شماتيك از نحوه انتقال هورمون هاي استروئيدي به درون هسته و تأثير آن در بيان ژن - شكل 14
    94 بيوشيمي هورمون ها
    هورمون هاي گلوكوكورتيكوئيدي و رسپتورهاي داخل سلولي
    هورمون هاي گلوكوكورتيكوئيدي پس از اتصال به گيرنده داخل سلولي اختصاصي در
    سلول هدف، فعاليت خود را آغاز مي كنند. پس از آن، هورمون ها به درون هسته وارد
    متصل مي شوند. DNA مي شوند و به جايگاه ويژه اي بر روي مولكول
    ميزان تأثير بيولوژيكي هورمون ها ي استروئيدي بستگي به قدرت و تمايل
    هورمون جهت اتصال به رسپتور خود و غلظت فرم آزاد آنها در پلاسما دارد.
    كورتيزول، كورتيكوسترون و آلدوسترون، همگي با تمايل زيادي به گيرنده هاي
    هورمون هاي گلوكوكورت يكوئيدي متصل مي شوند كه البته از آنجا كه تحت شرايط
    فيزيولوژيك، غلظت كورتيزول موجود در پلاسما بيشتر از سايرين مي باشد، بنابراين
    كورتيزول هورمون اصلي مي باشد.
    گيرنده هورمون هاي گلوكوكورتيكوئيدي در انسان داراي 777 اسيد آمينه
    در موقعيت بين اسيدهاي آمينه 421 و 486 DNA (DBD) مي باشد. جايگاه اتصال به
    قرار دارد . كليه اعضاي اين دسته از گيرنده ها، داراي دمين هايي هستند كه عبارت اند از :
    و دمين (tau و 2 taul دمين متصل شونده به ليگاند، دمين فعالسازي ترانس (نواحي 1
    .DNA متصل شونده به
    ترمينال – N بيشتر جايگاههاي آنتي ژن، در نيمه اول يه گيرنده (نيمه اي كه
    پروتئين در آن واقع است ) قرار دارند . اين نيمه داراي ناحيه اي است كه عملكرد ژن را
    و حوزه ديگر DNA تنظيم مي كند (فعالسازي ترانس ) و حوزه هاي متصل شونده به
    – N ) يا عملكرد فعالسازي 2) در نيمه انتهايي AF كه به آن 2 tau فعالسازي ترانس ( 2
    يك فعال كننده ترانس وابسته به ليگاند است در ، AF ترمينال) رسپتور قرار دارند . 2
    مستقل از ليگاند مي باشد. AF حالي كه 1
    ترمينال نزديك باشد، دمين متصل شونده – C چنانچه دمين متصل شونده به هورمون به
    فراوان Cys – Lys – Arg در مولكول گيرنده وجود دارد كه در آنها واحدهاي DNA به
    اتصال مي يابند DNA است. با مقايسه اين نواحي با پروتئين هاي شناخته شده ديگري كه به
    مي توان احتمال داد كه ساختمان اين پروتئين ها نيز به شكل طرح ،(TFIIIA (از قبيل
    باشد. (Zinc finger) انگشت روي
    هورمون هاي بخش قشري غده فوق كليوي 95
    گلوكوكورتيكوئيدها، آنالوگها و تركيبات آنتي گلوكوكورتيكوئيدي
    بيشتر اعمال گلوكوكورتيكوئيدهاي طبيعي مهم را شرح داديم . كورتيزول در انسان،
    كورتيكوسترون در موش و ديگر تركيبات گلوكوكورتيكوئيدي در آزمايشگاه سنتز
    مي شوند و بسياري از اينها پتانسيل بيشتري نسبت به هورمون هاي طبيعي دارند.
    بيشتر آنالوگ هاي سنتزي گ لوكوكورتيكوئيدها نسبت به كورتيزول، با كارايي
    متصل مي شوند. به همين دليل است كه بعضي از CBG كمتري (قريب 70 درصد ) به
    اين آنالوگ هاي مصنوعي، در دوزهاي كم، اثري شبيه سندروم كوشينگ را از خود بروز
    مي دهند.
    آنتاگونيست هاي داروهاي گلوكوكورتيكوئيدي
    تنها راه خالي كردن و پاك كردن كامل اين هورمون ها از گردش خون حيوانات آزمايشگاهي،
    برداشتن غده آدرنال (منشأ اصلي اين هورمون ها) از طريق جراحي مي باشد. خرگوش هاي
    آزمايشگاهي معمولاً 3 روز بعد از آدرنالكتومي و يا هيپوفيزكتومي تقريباً به طور كامل تهي از
    كورتيكوسترون مي شوند. اين حيوانات بايد تحت شرايط مناسب محيطي و بدون استرس
    قرار بگيرند و بايد نمك در آب آشاميدني آنها وجود داشته باشد؛ زيرا طي آدرنالكتومي،
    هورمون هاي استروئيدي از قبيل آلدوسترون از 3 لايه كورتكس آدرنال حذف مي گردد .
    هيچ راهي براي پاك كردن حيوان از گلوكوكورتيكوئيده اي اندوژني با استفاده از دار و
    وجود ندارد . دو عامل با ارزش ذكرشده در زير، مقدار گلوكوكورتيكوئيد را در گردش
    خون كمتر مي كنند.
    متي راپن 1 و آمينو گلوتتايميد 2 از اين نوع داروها هستند.
    اثرات متابوليكي هورمون هاي گلوكوكورتيكوئيدي
    اين هورمون ها به چند روش، باعث افزايش ميزان سنتز گلوكز مي شوند:
    الف) اين هورمون ها با آزادسازي اسيدهاي آمينه قندساز در باف ت ها ي محيطي
    مانند عضله و سلول هاي لنفي و همچنين با فراهم كردن شرايط لازم جهت فعاليت
    هورمون هاي تسريع كننده سنتز گلوكز، توليد گلوكز را در كبد افزايش مي دهند. البته ا ين
    1. Metyrapone
    2. Aminoglutethimid
    96 بيوشيمي هورمون ها
    Ĥً اثرات گلوكوكورتيكوئيدها با ترشح انسولين كه اثر مخالف دارد، خنثي مي شود و نهايت
    از برآيند اين اثرات، ميزان قند خون ثابت مي ماند.
    بنابراين افرادي كه به هر دليل دچار نقص در هورمون ها ي گلوكوكورتيكوئيدي
    هستند با مشكل كاهش قند خون (هيپوگليسمي) و افراد دچار نقص انسولين با افزايش
    قندخون مواجهند.
    ب) فعال سازي آنزيم هاي اصلي مسير گلوكونئوژنز و سرعت بخشيدن به اين
    فرايند. پژوهش ها نشان داده است كه اين هورمون ها در تنظيم بيان ژن ها ي سازنده
    شركت دارند. (PEPCK) آنزيم پيرووات كربوكسي كيناز
    ج) افزايش سرعت ساير واكنش هاي متابوليكي
    هورمون هاي گلوكوكورتيكوئيدي، با فعال سازي آنزيم گليكوژن سينتتاز، ميزان
    ذخيره گليكوژن در كبد را افزايش مي دهد.
    اين هورمون ها فرايند ليپوليز (تجزيه ليپيدها ) را در اندا م ها افزايش مي دهند و در
    غلظت هاي بالاتر از سطح فيزيولوژيك مي توانند موجب تحريك فرايند ليپو ژنز (توليد
    ليپيد) در بخش هاي ديگر بدن از قبيل صورت و گردند.
    و مقادير بالاتر RNA هورمون هاي گلوكوكورتيكوئيدي، بر متابوليسم پروتئين و
    از حد فيزيولوژيك، در شرايط خاصي منجر به تخريب (كاتابوليسم) آنها مي گردد.
    اين هورمون ها، بر مكانيسم هاي دفاعي بدن نيز اثرات به سزايي دارند.
    الف) اين هورمون ها باعث تخريب نوع خاصي از لنفوسي ت ها ي انساني و در
    نتيجه تضعيف پاسخ ايمني مي گردند.
    ب) با كاهش تعداد لكوسي ت ها ي موجود در گردش خون و كاهش حركت
    لكوسيت هاي بافتي، ممانعت از تكثير فيبروبلاس ت ها و القاي ليپوكور تين ها كه مهاركننده
    هستند، موجب كاهش و تضعيف پاسخ التهابي و كاهش سرعت A آنزيم فسفوليپاز 2
    ها و لوكوترين ها مي شوند. PG توليد مولكول هاي ضد التهابي از قبيل
    اين هورمون ها، تنظيم فشارخون و حفظ آن در حالت طبيعي را برعهده دارند و
    به همراه هورمون هاي بخش مركزي غ ده فوق كليوي در شرايط استرس، بدن را براي
    پاسخ هاي لازمه آماده مي كنند.
    ميزان آب، و با افزايش مقدار آنژيوتنسين، ميزان ، ADH با كاهش ترشح
    هورمون هاي بخش قشري غده فوق كليوي 97
    را در بدن به حالت تعادل نگه مي دارند كه همين اثرات اين (Na+) الكتروليت ها
    هورمون ها با آزادسازي اسيدهاي آمينه قندساز در باف ت ها ي محيطي مانند عضله و
    سلول هاي لنفي و همچنين با فراهم كردن شرايط لازم جهت فعاليت هورمون ها ي
    تسريع كننده سنتز گلوكز، توليد گلوكز را در كبد افزايش مي دهند.
    . (D) و بازتوليد آن (B) و كورتيزول (A) 10 مسير متابوليكي از كرتيكوسترون - شكل 18
    ب) مينرالوكورتيكوئيدها
    H+ و K+ و دفع Na+ تركيبات استروئيدي 21 كربني هستند و مسئوليت آنها بازجذب
    از كليه ها مي باشد. آلدوسترون مهمترين هورمون متعلق به اين گروه مي باشد و تنها در
    لايه گلومرولازا ساخته مي شود.
    تنظيم بيوسنتز آلدوسترون
    روش تنظيم مقدار توليد آلدوسترون از سلول هاي گلومرولوزا كاملاً متفاوت مي باشد.
    كاهش حجم خون، كاهش غلظت يون سديم در خون و كاهش فشارخون يا ترشح
    سيگنال اوليه توليد ، II كاتكولامين ها از سلول هاي جذب گلومرولي كليه و اثر آنژيوتنسين
    آلدوسترون مي باشد. هر كدام از اين تحريكات، منجر به آزادسازي رنين م ي شود كه آنزيمي
    با فعاليت پروتئوليتيك مي باشد و در سلول هاي جنب گلومرولي حضور دارد.
    سيستم رنين – آنژيوتنسين و مقدار يون پتاسيم، از مهم ترين عوامل مؤثر بر تنظيم
    و ACTH سرعت سنتز آلدوسترون مي باشند. علاوه بر اينها، مقدار سديم و
    مكانيسم هاي عصبي نيز در اين امر دخالت دارند ولي نقش آنها كمرنگ تر مي باشد.
    1. سيستم رنين - آنژيوتنسين
    اين سيستم، مهمترين عامل مؤثر در تنظيم فشارخون و متابوليسم الكترولي ت ها مي باشد .
    اصلي ترين عامل در اين سيستم مي باشد. مكانيسم توليد آنژيوتنسين به ، II آنژيوتنسين
    گلوبولين) كه پپتيدي با 11 -α اين صورت است كه ابتدا آنژيوتنسينوژن (يك نوع 2
    ترمينال خود را از دست مي دهد و به – N ، اسيدآمينه مي باشد، تحت اثر آنزيمي رنين
    يك دكاپپتيد مي باشد تبديل مي گردد. I آنژيوتنسين
    98 بيوشيمي هورمون ها
    رنين يك آنزيم پروتئوليتيك است و در سلول هاي جنب گلومرولي 1
    شريانچه هاي آوران كليوي ساخته مي شود. سلول هاي سازنده رنين، به دليل موقعيت
    خود، به تغييرات فشارخون حساس مي باشند و عوامل مؤثر بر ترشح رنين، از طريق
    اين سلول هاي گيرنده فشار 2 عمل مي كنند. سلول هاي سازنده رنين، به تغييرات غلظت
    موجود در مايع لوله هاي كليوي ن يز حساسند؛ بنابراين عوامل Cl– و Na+ يون هاي
    كاهش دهنده مايعات بدن (از قبيل كم شدن آب بدن، كاهش فشار خون، از دست دادن
    ترشح رنين را تحريك ، NaCl مايعات بدن يا خونريزي ) يا افزايش دهنده غلظت
    مي كنند.
    هورمون هاي استروژن و گلوكوكورتيكوئيد، محرك ساخت آنژيوتنسين در كبد
    مي باشند.
    تبديل II به آنژيوتنسين I تغييرات كوچكي در مقدار آنژيوتنسينوژن، 3 آنژيوتنسين
    مي شود. طي اين واكنش، پيوند پپتيدي بين هيستيدين و فنيل آلانين شكسته مي شود و
    ترمينال (انتهاي آميني ) – N موجود در (leu) و لوسين (His) دو اسيدآمينه هيستيدين
    زنجيره دكاپپتيد جدا مي شود. اين دي پپتيد غيرفعال است . آنزيم مبدل آنژيوتنسين،
    گليكوپروتئيني است و در پلاسما، سلول هاي اندوتليال و ريه ها وجود دارد.
    مي باشد و در بستر عروق محيطي Ca آنژيوتنسيناز، كه آنزيمي فعال شونده با + 2
    يافت مي شود، تخريب مي گردد.
    به رسپتورهاي ا ختصاصي كه در بخش گلومرولوزاي بخش II اتصال آنژيوتنسين
    قشري غ ده فوق كليوي قرار دارند، منجر به فعال سازي آدنيلات سيكلاز سطح
    داخل cAMP سيتوپلاسمي غشاء و همراهي آدنيلات سيكلاز با رسپتور و افزايش ميزان
    سلولي و نهايتاً افزايش سنتز آلدسترون مي گردد.
    مقادير قابل توجهي از هورمون آلدوسترون، در زمان استرس ايجاد مي شود.
    با اثر بر ديواره سرخرگ هاي خيلي كوچك و انقباض آنها، باعث II آنژيوتنسين
    افزايش فشار خون و ممانعت از آزادشدن رنين از پلاسماي جنب گلومرولي مي گردد.
    از محرك هاي قدرتمند توليد آلدوسترون مي باشد و مستقيماً II آنژيوتنسين
    1. Juxtaglomerular cells
    2. Barro receptors
    3. Angiotensin – converting enzyme
    هورمون هاي بخش قشري غده فوق كليوي 99
    فوق كليه (آدرنال) را تحريك مي كند. ليكن هيچگونه اثر بر توليد كورتيزول ندارد.
    به گيرنده هاي اختصاصي در سلول هاي گلومرولوزا، اثري بر آنزيم II اتصال آنژيوتنسين
    ندارد. احتمالاً پيامبر ثانويه اين هورمون، يون كلسيم مي باشد كه cAMP آدنيلات سيكلاز و
    نهايتاً منجر به تحريك تبديل كلسترول به پرگننولون و كورتيكواسترون به آلدوسترون مي گردد.
    2. پتاسيم
    ميزان پتاسيم موجود در پلاسما نيز بر سنتز و ترشح آلدوسترون تأثير دارد؛ به طوري كه
    0 ميلي اكي والان پتاسيم، توليد آلدوسترون را تحريك مي كند . اثرات / افزايش حدود 1
    مي باشد ولي مكانيسم عمل آن هنور به خوبي شناخته II يون پتاسيم مشابه آ نژيوتنسين
    اثري بر توليد كورتيزول ندارد. II نشده است. يون پتاسيم نيز مانند آنژيوتنسين
    ACTH .3 و سديم
    در درازمدت باعث كاهش سنتز و ترشح آلدوسترون مي گردد. ACTH كمبود
    در پلاسما موجب افزايش سنتز آلدوسترون و افزايش غلظت Na+ كاهش غلظت
    + در پلاسما موجب كاهش سنتز آلدوسترون مي گردد. Na
    آنتاگونيست هاي آلدوسترون
    از ميان آنتاگونيس ت هاي مصنوعي فعال آلدوسترون، اسپيرونولاكتا ن ها در دسترس
    مي باشند.
    اين ماده به خودي خود نمي تواند يون سديم را حفظ كند و فعاليت آن از طريق
    تكميل اتصال آلدوسترون به گيرنده آلدسترون محقق مي شود. گرچه تركيبات ديگري نيز
    وجود دارند كه اثرات ضدمينرالوكورتيكوئيدي غيرمستقيم دارند، ولي اسپيرونولاكتون به طور
    گسترده مصرف مي شود.
    متابوليسم آلدوسترون
    آلدوسترون، به سرعت توسط كبد برداشته مي شود به طوري كه تقر يباً همه هورمون، طي
    48 ساعت متابوليزه مي شود. آلدوسترون فاقد پروتئين حامل در پلاسما مي باشد؛
    100 بيوشيمي هورمون ها
    بنابراين، ابتدا در كبد به تتراهيدروآلدوسترون 3-گلوكورونيد تبديل مي شود تا قادر به
    دفع از طريق ادرار باشد.
    ج) آندروژن ها
    در ناحيه فاسيكولاتا و رتيكولاريس بخش قشري غده فوق كليوي، مقدار زيادي از
    دهيدرواپي اندرسترون (پيش ساز هورمون هاي آندروژني ) و يك آندروژن ضعيف با نام
    آندرستن ديون ساخته مي شود . اين تركيبات، در خارج از غده فوق كليوي به
    آندروژن هاي قويتري تبديل مي شوند.
    غده فوق كليوي مقدار زيادي استروژن توليد نمي كند ولي در برخي از انو اع
    سرطان هاي غده فوق كليوي احتمال دارد كه مقدار زيادي استروژن به وسيله اين غده ساخته
    شود.
    اين هورمون ها صفات ثانويه جنسي را در مردان تنظيم مي كنند و مي توانند باعث
    بروز برخي صفات و نشانه هاي مردانه در زنان شوند . البته آندرو ژن هاي مترشحه از غده
    فوق كليوي اهميت چنداني در مردان ندارد زيرا كه صفات جنسي آنها به وسيله
    استروئيدهاي غده جنسي (تستوسترون) تعيين مي گردد. ليكن اين هورمون ها در زنان،
    اثراتي از قبيل رويش موهاي زائد را بروز مي دهند . آندرو ژن ها ي غده فوق Ĥً عمدت
    كليوي، آندرو ژن هاي ضعيفي هست ند و بعد از تبديل شدن به تستوسترون در باف ت ها ي
    خارج از غده اثرات خود را اعمال مي كنند زيرا كه تستوسترون، يك آندروژن قوي
    مي باشد.
    تشكيل آندرو ژن هاي غده فوق كليوي، به وسيله گنادوتروپ ين ها تنظيم نمي شود و
    مي باشد. ACTH تحت كنترل
    مصرف گلوكوكورتيكوئيدها (به ص ورت دارو ) باعث مهار اين آندرو ژن ها
    مي گردد.
    فصل هشتم
    آندروژن ها
    مقدمه
    الف) شرح عمومي
    فيزيولوژي آندوكرين جنس نر و اثرات متقابل چندين هورمون همراه با تعيين جنسيت،
    نمو جنين، متعاقب آن تولد، رشد و بلوغ جنسي نمونه ديگري از اثر تمايز آندوكريني
    مي باشد. ع ملكرد آن به تداخل عمل پيام ها- هورموني و عصبي - ميان سيستم عصبي
    مركزي، هيپوتالاموس، هيپوفيز و بيضه ها وابسته است . دو عمل اصلي بيضه ها توليد
    هورمون استروئيدي و گامت زايي مي باشد.
    توليدشده توسط (LH,FSH) هورمون هاي مردانگي شامل گونادوتروپ ين ها ي
    هيپوفيز قدامي و هورمون هاي اس تروئيدي آندروژني (تستو سترون، آندرواستن ديون،
    دي هيدرواپي آن دروسترون، و 5آلفا – دي هيدروتستوسترون )توليدشده توسط گونادها
    مي باشند. همچنين، هورمون هاي استروئيدي زنانه ي (استراديول و استرون ) نقش مهمي
    در مردان در شرايط گزينشي خاص ايفا مي نمايند.
    اين فصل، بيولوژي و بيوشيمي آندرو ژن ها و گ نادوتروپين ها را در مردان مورد
    بحث قرار مي دهد.
    ب) ويژگي هاي مردان
    مردان و زنان در مرحلة اولية جنِيني از لحاظ ريخت شناسي همسان مي باشند . پس از
    مرحلة تمايز جنسي (در طي پن جمين و ششمين هفته نمو جنيني ) كه در نتيجة بيان
    102 بيوشيمي هورمون ها
    زنان) گوناد تمايزنيافته ) xx مردان) يا ) xy اطلاعات ژنتيكي موجود در كروموزوم هاي
    به بيضه ها در مردان و تخمدان ها در زنان تمايز مي يابند.
    بيضه هاي مردان توليد و رهاسازي ياخته زايشي (اسپرام زايي ) و به همان اندازه
    بيوسنتز و ترشح هورمون استروئيدي آندروژني كليدي تستوسترون را انجام مي دهند
    مي باشند. اين هورمون و ديگر هورمون هاي توليدشده از آن نقش ويژه اي را در تمايز، و
    نگهداري باف ت هاي زايشي لازم جهت تداوم گونه ها، رشد و نگهداري صفات ثانويه
    جنسي، و اثرات آنابوليكي رشد عضلات اسكلتي و رشد اسكلت دارد.
    از لحاظ جنسي مردان داراي صفات جنسي زير مي باشند.
    1. تركيب و ساختار كروموزمي.
    2. گونادها كه از لحاظ عملكرد و ساختاري بيضه ها مي باشند.
    3. توليد متوازن آندروژن در مقادير مناسب.
    4. اندام هاي جنسي خارجي و داخلي كه براي مردان متناسب اند.
    5. پرداخته شدن (درآمدن) به صورت مرد.
    6. خود پذيري نقش مرد.
    بنابراين هويت جنسي مردان خلاصه اي از چهار خصوصيت ژنتيكي مشخص و دو
    ويژگي فيزيولوژيكي از نقش جنس و درآمدن جنس مي باشد . مطالعات صورت گرفته اخير
    توسط مك وين نقش كليدي هردوي آندرو ژن ها و استرو ژن ها را در نمو جنيني و پس از تولد
    جهت توسعة جنسي مغز نشان مي دهد. همچنين، در گونه هاي خاص مردان آندروژن ها نقش
    كليدي را راجع به الگوهاي رفتاري آميزشي ايفا مي نمايند.
    3. شيمي، بيوشيمي و بيولوژي پاسخ ها
    9 تا 10 هورمون مربوط به نمو و توليد مثل مردان ليست بندي 12- در جدول 1
    شده است.
    الف) هورمون هاي استروئيدي
    1. آندروژن ها
    آندروژن ها هورمون هاي استروئيدي هستند كه تمايز و بلوغ اندا م هاي تناسلي نر، بروز
    آندروژن ها 103
    صفات ثانويه جنسي، و تظاهرات رفتاري مطابق با نقش مردانگي را موجب مي شوند .
    دو هورمون اس تروئيدي بسيار مهم در جنس نر بالغ تستوسترون و 5آلفا –
    12 موجود مي باشند. - دي هيدروتستوسترون مي باشند. ساختار اين تركيبات در تصوير 6
    بديهي است كه آندرو ژن هاي توليدشده استروئيدهايي 19 كربنه اند . تستوسترون
    آندروژن اصلي جنس نر است كه توسط بيضه ها توليد و ترشح مي شود . به ويژه
    12 مقادير ترشحي، - آندرواستن ديون و آندروست ان - 3 بتا، 17 - دي اُل . در جدول 2
    سطوح پلاسمايي، و همچنين ميزان دفع متابوليكي استروئيدهاي اصلي در جنس نر
    خلاصه شده اند.
    هورمون هاي استروئيدي: بيوشيمي، بيوسنتز و متابوليسم
    مقدمه
    اين فصل با شيمي ساختماني و مسيرهاي بيوسنتزي كه به اثبات رسيده و يا مورد
    احتمال است براي كلاس اصلي هورمون هاي استروئيدي، مورد بحث قرار مي گيرد .
    همة اين هورمون هاي ساختاري پيچيده از حلقه هاي ادغام شده هستند كه مي توانند
    به وسيلة جانشيني گروه هاي عملكردي در بسياري از نقاط ، دچار تغيير شوند . به علاوه
    حضور اتم هاي كربن نامتقارن ايجاد ايزومر ي و تغييرات استري شدن را امكان پذير
    مي سازد. ابتدا بايد چهره هاي اساسي ساختمان هاي استروئيدي و ارتباط بين استروتيدها
    را درك كرد و سپس در بحث فعاليت هاي ويژة هورمون ها وارد شد.
    نظريه هاي عمومي
    اولين هورمون استروتيدي، استروژن، در سال 1929 قبل از ساختار حلق وي هسته هاي
    استروئيدي روشن شد . امروزه بالغ بر 225 استروتيد كه بطور طبيعي وجود داشته، جدا
    شده و از نظر شيميايي تعيين هويت شده اند. به علاوه تعداد زيادي استروتيدهاي ديگر و
    آنالوگ هاي استروئيدها بصورت شيميايي سنتز شده اند. همة استروئيدها متعلق به كلاس
    شيميايي از موادي هستند كه ب ه عنوان استروئيد يا ترپن ها شناخته مي شوند . ديگر
    تركيبات مهم بيولوژيكي شبيه ترپن ها شامل هورمون هاي گياهي نظير ژيبرليك اسيد و
    آبسيزيك اسيد، هورمون حشرات به نام جوونيل هورمون، فارنسول كه يك روغن
    104 بيوشيمي هورمون ها
    گياهي است و ايزوپرونوتيدهاي توليد شده توس ط گياهان مانند كاروتن كه پيش ساز
    و پلاستوكوئنون ها كه در فتوسنتز K است، يوبي كئينون كه آنالوگ ويتامين A ويتامين
    دخالت دارند و پلاستيك طبيعي مي باشد.
    كه پيش ساز ايزوپرون را دارند كه براي C5H همة ترپونوتيدها عموماً دو 8
    بيوسنتز آنها ب ه كار گرفته مي شود. نام اين دو ايزوپنتيل پيروفسفات و دي متيل آليل
    پيروفسفات است.
    2 ايزوپرنوئيدها كه از ايزوپنتيل پيروفسفات و دي متيل آليل پيرو فسفات مشتق مي شوند. - شكل 1
    آندروژن ها 105
    شيمي استروئيدها
    الف) ساختمان حلقه اي پايه
    استروئيدها از يك رينگ حلقه فنانترن كه به آن يك حلقة پنج ضلعي متصل شده مشتق
    شده اند. اين در شكلي كه توسط هيدروژن ب ه طور كامل اشباع شده باشد، سيكلوپنتانو
    .(2- پرهيدروفنانترن يا ساختمان حلقوي استيران گفته مي شود . (ساختار 6 شكل 2
    ساختارهاي استروئيدي ب ه طور نرمال با تمامي اتم هاي كربن و هيدروژن آ ن همان گونه
    2 نشان داده شده است نوشته نمي شود به جاي آن عددنويسي - كه در ساختار 5 شكل 2
    2) اغلب به كار گرفته مي شود . در - كوتاه همان طور كه براي استران (ساختار 6 شكل 2
    اين فرمول اتم هاي هيدروژن نشان داده نشده اند، مگر در حالتي خاص كه حلقه هاي
    كاملاً احيا شده باشند . در اين حالت هر D و حلقة سيكلوپنتان (A,B,C) سيكلوهگزان
    كربن مكمل هاي كامل خود را از پيوندهاي كربن و يا هيدروژن دارد . همچنين در
    ساختار 6 سيستم نام گذاري استاندارد براي تمام اتم هاي كربن در چهار حلقه نشان داده
    ناميده شده و C و B و A شده است . سه حلقة سيكلوهگزان 6 كربنه به ترتي ب
    علامت گذاري شده است. D حلقه هاي سيكلوهگزان 5 كربنه به عنوان حلقة
    2 ساختمان حلقه استروئيدها - شكل 2
    106 بيوشيمي هورمون ها
    گروه هاي هورمون هاي استروئيدي
    در سيستم هاي پستانداران 6 خانواده از هورمون هاي استروئيدي وجود دارند كه قابل
    طبقه بندي براساس ساختمان و خواص بيولوژيكي م يباشند. آنها استروژن ها
    (استروئيدهاي جنس ماده)، آندروژن ها(استروتيدهاي جنس نر)، پروژستين ها،
    همراه با متابوليت هاي آن D مينرالوكورتيكوئيدها، گلوكوكورتيكوئيدها و ويتامين
    مي باشند. همچنين اسيدهاي صفراوي از نظر ساختماني وابست ه به كلسترول بوده و
    بنابراين عضو هفتم خانوادة استروئيدها را تشكيل مي دهد. همة اين استروئيدها از نظر
    2 بعضي از ارتباطات پايه اي - بيولوژيكي از كلسترول ب ه دست آمده اند . جدول 1
    گروه هاي اصلي استروئيدهاي پستانداران را خلاصه كرده است.
    2 گروه هاي استروئيد - جدول 1
    ساختارهاي حلقة پدري اصلي براي كلسترول، ساختار حلقوي اشباع شده كامل
    2). كُلستان كه داراي 27 كربن است از استران - يعني كُلستان است (شكل 7 تصوير 3
    و D 2) به وسيلة اضافه شدن زنجيرة 8 كربني روي كربن شمارة 17 حلقة - (تصوير 6 شكل 3
    كربن 13 ) قابل ) C:D كربن 10 ) و حلقة ) A:B حضور 2 گروه متي ل در محل برخورد حلقة
    تفريق شناسايي است . ساختار حلقوي كُلستان همچنين ب ه عنوان ساختمان هاي حلقوي پدري
    اصلي براي 6 گروه استروئيدهاي پستانداران و اسيدهاي صفراوي ظاهر شده است،
    2 خلاصه شده است . تركيب ات حلقوي پدري اصلي - همانگونه كه در جدول 1
    ( ساختارهاي حلقوي اشباع شده پرگنان ( 8)، آندروستان ( 9)، استران ( 10 )، كُلان ( 11
    2- هستند كه هركدام از نظر ساختماني با كُلستان نسبت دارند . اين ارتباط ها در شكل 3
    آندروژن ها 107
    ترسيم شده است . ساختمان هاي حلقوي ب ه عنوان ريشه جهت ساخت فهرست
    اصطلاحات هركدام از استروئيدها مورد استفاده قرار مي گيرد.
    2 درخت خانواده هفت عضو اصلي استروئيدها - شكل 3
    تغييرات ساختماني
    2 ارائه شده است، به وسيلة جانشين كردن گروه هاي - ساختمان هاي حلقوي اصلي كه در شكل 3
    هيدروكسيل يا كربنيل و ب ه وسيلة پيوندهاي سيرنشده اشباع نشده مانند پيو ندهاي دوگانه و سه
    گانه مي تواند تحت تغييرات بسيار وسيعي قرار گيرد . به علاوه اتم هاي ديگري نظير نيتروژن يا
    سولفور به جاي كربن هاي حلقه قرار گرفته و هالوژن ها و سولفيدريل ها يا گروه هاي آمينو
    مي توانند جانشين گروه هاي هيدروكسيل شوند . به علاوه اندازة حلقه به وسيلة اضافه يا حذف
    اتم هاي كربن بزرگ تر يا كوچك تر (گسترش يافته يا منقبض) مي شود.
    نتايج اين تغييرات ساختماني به وسيلة به كار گيري فهرست اسامي استاندارد
    2 خلاصه شده - استروئيدها طراحي شده اند. مفاهيم وابسته به اين سيستم در جدول 2
    است. پيشوندها و پسوندها برا ي نشان دادن تغييرات ساختماني مورد استفاده قرار
    گرفته اند. چندين پيشوند ممكن است مورد استفاده قرار گيرند، هركدام با شمارة كربن
    مناسب خود و با سير نزولي ترجيحي اسيد، لاكتون، استر، آلدهيد، كتون، الكل و اتر .
    2 اسم هاي قديمي - به هرحال فقط اجازة استفاده از يك پسوند داده شده اس ت. جدول 3
    108 بيوشيمي هورمون ها
    و سيستماتيك بسياري از استروئيدها را فهرست كرده است . همة اين نام هاي معمول با
    توجه به قوانين رسمي فهرست بندي براي استروئيدها كه توسط اتحادية بيوشيمي
    محض و كاربردي وضع شده، توصيه شده است.
    (IUPAC) International Union of Pure and Applied Chmistry
    2 فهرست اسامي وابسته استروئيدها - جدول 2
    2 نام قديمي و سيستماتيك استروئيدهاي معمول - جدول 3
    آندروژن ها 109
    2 ساختمان نتيجه شده از احياي پرگنان- 3-اُن - شكل 4
    110 بيوشيمي هورمون ها
    2 حالت سيس و ترانس - شكل 5
    آندروژن ها 111
    - پيوند دوگانه و 3 اُكسو اندرستون - 4 Δ 2 ساختمان هاي ايجادشده از احياي 4,5 - شكل 6
    اِن – 17،3 دي اُن
    شكل استروئيدها
    استران كه هستة استروئيدها مي باشد از سه حلقة سيكلوهگزان و دو حلقة سيكلوپنتان
    تشكيل شده است . شش كربن حلقة سيكلوهگزان كلاملاً در فضا ثابت نبوده بلكه
    قابليت تغييرات داخلي، طي چرخش و تاخوردن تا بين چندين شكل قر ارگيري در فضا
    را دارند كه به آن كانفورماسيون هاي مختلف گفته مي شود . دو شكل اصلي حلقة
    .(2- سيكلوهگزان فرم صندلي ( 32 ) و فرم قايق ( 33 ) مي باشد (شكل 7
    2 شكل اصلي سيكلوهگزان - شكل 7
    112 بيوشيمي هورمون ها
    هركدام از دو گروه جانشين شونده روي 6 اتم كربن حلقة سيكلوهگزان ممكن
    يا در طرح عمودي نسبت به حلقه (e) است در طرح ع مومي حلقه كه ب ه عنوان استوا يي
    طراحي شده اند، بر روي حلقه حضور داشته باشند . براي (a) كه بعنوان محوري
    يا در (α) پيوندهاي استوا يي اين امكان وجود دارد كه اين پيوندها در زير حلقه باشند
    باشند ، ناميده مي شوند. سيكلو هگزان تحركات شكلي بسيار زيادي (β) بالاي حلقه
    داشته و مي توانند بين شكل صندلي و قايق در هر ثانيه هزاران بار تغيير شكل دهد .
    پايدارترين فرم سيكلوهگزان شكل (كانفورمر) صندلي آن است كه در اين كانفورمر
    شكل فضاي بين اتمي زيادي بين هيدروژن هاي محوري و استوايي نسبت به كانفورمر
    شكل قايق وجود دارد . شكل وضعيت همة هيدروژن هاي محوري و استوايي را
    C و B در كُلستان و كوپروستان نشان مي دهد. همان طور كه نشان داده شده، حلقه هاي
    در A 2) اگرچه اساساً حلقة - كُلستان و كوپروستان در حالت صندلي قفل شده اند. (شكل 5
    هر دو استروئيد در تغيير بين فر م هاي قايق و صندلي آزاد است، عقيده براين است كه شكل
    كه ب ه خاطر شكسته شدن پيوند D صندلي بيشتر مطلوب است . در مورد استروئيدهاي ويتامين
    تحركات تغيير شكلي A دست نخورده ناقص دارند، حلقة B ميان كربن 9 و 10 يك حلقة
    بيشتري نسبت به استروئيدهايي كه اغلب از كلسترول مش تق مي شوند، دارد . نكتة مهم و قابل
    (2- 2 و 6 - 2 و 3 - توجه اين است كه اشكال ارائه شده براي استروئيدها نظير شكل هاي 2
    طرحي روشن از حالت سه بعدي يا جنبة فضا پركن اربيتال هاي الكتروني هر اتم كه در
    شكل گيري پيوندها لازم هستند را ارائه نمي دهد.
    ،(A) 2 داده شده است، ارائة شكل معمول - يك مقايسه براي كلستر ول در شكل 8
    Corey- و مدل (C) مدل سه بعدي با تأكيد بر روي شاخه هاي باندها ،(B) مدل كانفورمري
    مسلماً مدل مولكولي فضا پركن به فرم .(D) كه مدل سه بعدي فضاپركن است pauling
    بيولوژيكي مناسبي براي استروئيدهاي نزديك تر است . راه تجزية كانفورمري شكلي
    استروئيدها به مقدار زيادي مديون شيمي آلي ب ه عنوان يك وسيله براي حدس يا فهم
    واكنش هاي شيميايي سنتز مواد آلي است . همچنين انتظار مي رود كه بررسي تغييرات
    ساختماني استروئيدها نقش مفيدي در فهم واكنش هاي گيرنده با هورمون هاي استروئيدي
    بازي كند . موضوع جالب اين است كه ساختار جايگاه اتصال گيرنده براي ليگاند توانايي
    تشخيص فرم هاي كانفورمر شكلي مختلف يك هورمون استروئيدي را ندارد.
    آندروژن ها 113
    2 ساختمان كلسترول. - شكل 8
    ساختمان هاي ديگر استروئيدها
    2 ساختمان تعدادي ديگر از استروئيدهاي مهم از نظر بيولوژيكي را نشان - شكل 9
    هورمون استروئيدي اصلي حشرات است . دگزامتازون يك Ecdysone . مي دهد
    گلوكوكورتيكوئيد مصنوعي بالقوه است . در حال حاضر استروئيدهاي فعالي كه جهت
    جلوگيري از حاملگي بصورت خوراكي استفاده مي شوند هيچ نوع استروژن يا
    پروژسترون در خود ندارند . دو گروه اصلي از پروژست ين هاي ساختگي مورد استفاده
    قرار مي گيرند:
    .( 1. مشتقات 1 نور تستسترون مانند نوراتيندرون ( 14 ) و نورتينودرل ( 43
    114 بيوشيمي هورمون ها
    .( نورتيندرون مانند مدروكسي پروژسترون استات ( 44 α 2. مشتقات 17
    اين پروژستين ها به همراه دوزهاي متغير دو استروژن ساختگي يعني اتينيل
    استراديول يا اتينيل استراديول 3 متيل اتر ( 45 ) تجويز مي شوند . هركدام از اين
    تركيبات يك گروه اتينيل روي كربن شمارة 17 خود دارند كه فعاليت جذب دهاني آنها
    2 فرم هاي اصلي حاضر - را بهبود مي بخشد. ساختارهاي اسيدهاي صفراوي در شكل 9
    در مردان مي باشد.
    2 ساختمان ديگر استروئيدهاي مهم بيولوژيكي - شكل 9
    بيوسنتز استروئيدها
    بافت هاي اصلي كه سنتز 5 گروه از هورمون هاي استروئيدي (استروژن ها، آندروژن ها،
    پروژستين ها، گلوكوكورتيكوئيدها و مينرالوكورتيكوئيدها ) بخش قشري غدة فوق
    كليوي، تخمدان ها و بيضه هستند . همچنين در طي حاملگي واحد جفت جنين مي تواند
    به عنوان منبع استروژن و بعضي از هورمون هاي ديگر كارا يي داشته باشد . گروه ششم از
    هستند در پوست، كبد و كليه سنتز مي شوند . اسيدهاي D استروئيدها كه مشتق از ويتامين
    صفراوي كه هفتمين گروه مهم استروئيدهاي پستانداران بوده و فعاليت هورموني
    آندروژن ها 115
    2 طرحي عمومي از مسيرهاي - شناخته شده اي ندارند اساساً در كبد ساخته مي شوند. شكل 17
    متابوليك كه جهت تبديل كلسترول به هورمون هاي استروئيدي مورد استفاده قرار مي گيرد را
    طراحي كرده است . هدف اين بخش فقط مرور مسيرهاي متابوليك است كه طي آنها شش
    گروه هورمون هاي استروئيدي ساخته م ي شوند. تمامي بحث هاي سيستم اندوكرين براي
    هركدام از گروه هاي هورمون هاي استروئيدي نظير خصوصيات بيولوژيكي و چگونگي
    عملكرد آنها به فصل هاي بعدي اين كتاب محول شده است.
    2 مسير بيوسنتز استروئيدهاي پستانداران - شكل 10
    116 بيوشيمي هورمون ها
    بيوسنتز پرگننولون و پروژستين
    2 نشان داده شده است، تبديل كلسترول به پرگننولون و - همان گونه كه در شكل 17
    2- پروژستين يك مسير عمومي توليد 5 كلاس اصلي استروئيدها است . شكل 18
    مراحل مختلف درگير در توليد پروژستين را نشان مي دهد. استروئيد پروژستيني اصلي
    در انسان پروژسترون است . اين هورمون توسط جسم زرد تخم دان و جفت توليد
    مي شود. عملكرد فيزيولوژيكي پروژسترون در فصل 13 توصيف شده است.
    2 بيوسنتز پرگنينولون و پروژسترون - شكل 11
    بيوسنتز گلوكوكورتيكوئيدها و مينرالوكورتيكوئيدها
    بيش از 45 استروئيد از عصارة غده آدرنال جداسازي و از نظر شيميايي تعيين هويت شده اند .
    كورتيكواستروئيدهاي 21 كربنه شامل گلوكوكورتيكوئيدها و مينرالوكورتيكوئيدها هستند كه
    هر دو زير گروه توسط بخش قشري غدة فوق كليوي ساخته مي شوند. اين استروئيدها
    در كربن 3 و يك پيوند oxo به وسيلة موارد زير تشخيص داده مي شوند: 1. يك گروه
    آندروژن ها 117
    oxo دوگانه در كربن 4 2. يك زنجيرة جانبي 2 كربنه روي كربن 17 و 3. يك گروه
    . در كربن 20 و هيدروكسيل روي كربن شمارة 21
    گلوكوكورتيكوئيدها مشخص مي شوند با، 4 حضور يا عدم حضور گروه
    هيدروكسيل در كربن هاي شمارة 11 و 17 . گلوكوكورتيكوئيد اصلي موجود در انسان
    كورتيزول است. مينرالوكورتيكوئيد ها با 5 يك گروه هيدروكسيل در كربن 11 و
    6 كربن 18 آنها به آلدهيد اكسيده شده مشخص مي شوند. مينرالوكورتيكوئيد اصلي در
    انسان آلدوسترون است . در نتيجه وجود كربن 18 آلدهيدي، اين مي تواند يك حلقة
    همي استال پنج عضوي با گروه هيدلروكسيل كربن 11 و يا يك حلقة همي اس تال شش
    عضوي با گروه هيدروكسيل كربن 21 تشكيل دهد . ساختارهاي بسياري از كورتيكواستروئيدها
    2 خلاصه شده است. - و مسيرهاي متابوليك براي تبديل آنها در شكل 19
    بيوسنتز آندروژن ها و استروژن ها
    همة آندروژن ها استروئيدهاي 19 كربنه هستند . آنها در بيضة مردان و تخمدان و جفت
    زنان ساخته مي شوند. همچنين همان طوري كه قبلاً گفته شد، بخش قشري غدة فوق
    كليه تحت شرايطي مي تواند استروئيدهايي ضعيف ولي از نظر بيولوژيكي مهم توليد
    كند. آندروژ ن ها در مردان به وسيلة 1 عدم حضور زنجيره هاي جانبي 2 كربنه روي
    كربن شمارة 17 و 2 حضور يك اك سيژن روي كربن هاي 3 و 17 مشخص مي شوند .
    استروئيدهاي اصلي طبيعي با فعاليت آندورژني ( با توجه به ترتيب سير نزولي پتانسيل
    ،% عمل آنها)، 5 آلفا دي هيدروتستسترون ( 200 % 150 %)، تستوسترون 100
    (% آندروستان دي اُل 65 %، آندروست 4 ين 3و 17 دين ( 25 %)، آندروسترون ( 10
    و هيدرواپي آندروسترون 10 % مي باشند.
    دو مسير عمومي متابوليك كه از تبديل پرگننولون به تستوسترون منتج مي شوند
    2 را نگاه كنيد). – هستند (شكل 20 Δ يا 4 Δ به ترتيب مسيرهاي 5
    118 بيوشيمي هورمون ها
    2 مسير سنتز آندروژن - شكل 12
    مي توانند ب ه استروئيدي مربوطه در مسير Δ حدواسط هاي استروئيدي در مسير 5
    Δ4 كتون ( 3 بتا OXO به وسيلة اكسيداسيون 3 بتا هيدروكسيل به يك گروه
    C4- به 5 C5- استروئيد دهيدروژناز ) تبديل شوند كه در ادامه هم انتقال پيوند دوگانه از 6
    ايزومراز) انجام مي شود. عقيده براين است كه فرم فعال هور مون Δ5 - Δ (توسط 4
    5) است. شواهدي وجود دارد α - DHT) تستوسترون در مردان 5 آلفا تستوسترون
    5) در بيضه، پوست و غدد زيرفكي توليد مي شود اما اين هورمون فقط α - DHT) كه
    درغدة آندروژني هدف نظير پروستات شكل مي گيرد. فعاليت فيزيولوژيكي آندروژن ها
    در فصل 12 مورد بحث قرار مي گيرد . شواهدي در بافت فوليكولار زنان از وجود
    2 طراحي - براي توليد آندروژن ها وجود دارد (اين امر در شكل 21 Δ و 5 Δ مسيرهاي 4
    شده است ). ظاهراً پرگننولون پيش ساز مهمتري براي استروئيدهاي 19 كربنه نسبت به
    پروژسترون در تخمدان بدون جسم زرد است . در بخش قشري غده فوق كليوي ا نسان
    آندروژن ها 119
    وجود دارد . به هرحال مسير اصلي تركيبي از هر Δ و 5 Δ نيز شواهدي براي مسيرهاي 4
    دو اين مسيرها مي باشد.
    Prognenolone 17 -α-OH – pregnenolone 17-α-OHprogostrone
    Androst – 4 – ene – 3, 17 – dione Testosteron
    2- شكل 13 مسير سنتز استروژن
    همة استروژن ها ، استروئيدهاي 18 كربنه هستند . اين هورمون ها در جنس ماده در
    تخمدان ها (در فوليكول و همچنين جسم زرد ) و جفت جنيني ساخته مي شوند . در مردان،
    بيضه ها تحت بعض ي شرايط استراديول توليد مي كنند. هردو گروه مردان و زنان بخش قشري
    غده فوق كليوي توانايي توليد مقداري استرون را از آندروست 4 اين 3 و 17 دي اُن
    ، A 2 حلقة آروماتيك ، دارد. استروژن ها در انسان به وسيلة 1- از دست دادن كربن 19
    4 حضور يك اكسيژن فعال در ، 3 عدم حضور زنجيرة جانبي 2 كربنه روي كربن 17
    كربن هاي 3 و 17 ، و به شكل استريول حضور اكسيژن سومي در كربن شمارة 16
    مشخص مي شوند.
    120 بيوشيمي هورمون ها
    جهت اطلاعات بيشتر بايد بدانيم كه فعاليت استروژني محدود به ساختار
    2) فعاليت قوي - استروئيدها نبوده و تركيباتي مانند دي اتيل استيل بسترول (شكل 9
    استروژني دارند. استروئيدهاي طبيعي اصلي با فعاليت استروژني، استرا 3 و 17 بتا
    دي اُل، استرا 3 و 1 آلفا 17 بتا تري اُل ( 106 ) و استرون ( 104 ) هستند . در فصل
    2). مسيرهاي متابوليكي متعددي براي - 10 و 14 مورد بحث قرار مي گيرد. (شكل 21
    تبديل آندروست 4 ان 3و 17 دي ان ( 25 ) يا تستوسترون به استروژن ها، در شكل
    2-21 خلاصه شده است . يك وجه منحصر به فرد از اين تبديل، از دست دادن كربن 19
    است). حاملگي در انسان به وسيلة افزايش بسيار زياد توليد پروژسترون و استروژن
    مشخص مي گردد. در مقابل يك زن غيرحام له، استروژن فعال و اصلي حاملگي استريول
    است. افزايش توليد پروژسترون فقط در جفت اتفاق مي افتد درحالي كه توليد استريول
    وابسته به فعاليت هم زمان و با هم جفت و غدة فوق كليه جنين و كبد است.
    نقش مهم غده آدرنال جنين ب ه عنوان يك منبع دي هيدرواپي آندروسترون سولفات
    كه به عنوان يك پيش ساز براي استريول در جفت و مادر عمل مي كند. (DHEA sulfat)
    يك نماي جديد از متابوليسم استروژن اخيراً كشف شده، به اين صورت كه استراديول
    17 بتا ممكن است به وسيلة بافت مغز روي كربن هاي 2 و 4 هيدروكسيله شده و
    خانواده اي از استروئيدهايي با نيم ة هيدروكسيله فنلي ب ه وجود آورد . اين استروئيدها به
    به كاتكول آمين ها، A كاتكول استروژن ها معروفند زيرا ساختمان آنها در حلقة
    2 مسيرهاي شناخته شده متابوليسم – اپي نفرين و نوراپي نفرين شباهت دارد . شكل 22
    براي توليد و تجزية كاتكول استروژن ها را خلاصه كرده است . اين موضوع كه وجوه
    نزديك، شباهتي در نقش بيولوژيكي اين گروه جالب و جديد از مواد بيولوژيكي ايجاد
    مي كند، قابل تصور است.
    آندروژن ها 121
    2 مسير متابوليكي بيوسنتز كتكول استروژن - شكل 14
    122 بيوشيمي هورمون ها
    D 2 مسير متابوليكي متابوليسم ويتامين 3 - شكل 15
    توانايي متابوليزه شدن VitD 2 نشان داده شده است 3 - همانگونه كه در شكل 23
    به متابوليست هاي دختر خود را دارد . شكل هاي هورموني فعال كه طيف پاسخ هاي
    و 24 و 25 VitD هستند، 1و 25 دي هيدروكسي 3 VitD بيولوژيكي مرتبط به 3
    است . ويتامين موجود در خون به صورت 25 هيدروكسي VitD دهي هيدروكسي 3
    تبديل مي كنند در VitD را به 25 هيدروكسي 3 VitD مي باشد . آنزيم هايي كه 3 VitD3
    را VitD ميتوكندري قرار دارند در حالي كه آنزيم هاي كليوي كه تبديل 25 - هيدروكسي 3
    كاتاليز مي كنند . در VitD و 24 و 25 - هيدروكسي 3 VitD به 1و 25 - دي هيدروكسي 3
    P- ميتوكندري توبول هاي پروكسيمال كليوي قرار دارند . هر سه آنزيم حاوي سيتو كروم
    450 اكسيداز با عملكرد مخلوط مي باشد . عقيده بر اين است كه متابوليست هاي ديگر
    2 نشان داده شده است كاتابوليت فرم هاي فعال هورموني هستند. - كه در شكل 23
    آندروژن ها 123
    بيوسنتز اسيدهاي صفراوي
    تبديل كلسترول به اسيدهاي صفراوي به مقدار زيادي در كبد اتفاق مي افتد . در اغلب
    2) محصولات اصلي - پستانداران كوليك اسيد و كنوداكسي كوليك اسيد (شكل 9
    هستند. قبل از ترشح شدن آنها به صفرا كربن 24 كربوكسيل هر دو استروئيد با گروه
    اسيد آمينه هاي تائورين يا گليسين متصل مي شود . مرحله كليدي توليد اسيدهاي
    صفراوي جدايي زنجيره جانب ي هيدروكربن بين كربن 24 و 25 است . اين محل توسط
    واكنش هاي نوع لياز كه شكسته شدن زنجيره جانبي كلسترول و يا توليد آندورست
    3و 17 -دي ان مي شوند، انجام نمي شود. عقيده بر اين است كه به جاي حذف سه كربن
    اكسيداسيون اسيدهاي چرب در اينجا اتفاق مي افتد . مراحل كليدي B انتهايي شبيه
    -2 ، اضافي شامل : 1- هيدروكسيلاسيون با واسطه ميكروزوم در كربن 7و 12
    Δ اپيمريزاسيون 3- بتا -هيدروكسيل به موقعيت 3-آلفا و 3-احيا پيوند دوگانه 5
    در آيد مانند حالتي كه 5-بتا -كلستان Cis ب ه صورت A:B به طوري كه اتصال حلقه هاي
    2 ديده مي شود. - در شكل 5
    كاتابوليسم و ترشح هورمون هاي استروئيدي
    نظريه هاي عمومي
    فرم فعال هورموني اغلب استروئيدها عموماً ب ه صورت مولكول هايي است كه از غدد
    اندوكرين آزاد شده و اشكال به شكل سيستماتيك آن به بافت هاي هدف مي باشد. منتقل
    مي شود. بافت هدف ب ه عنوان بافتي مطرح است كه داراي رسپتوره ايي بوده كه اجازه
    متراكم شدن استروئيدها در بافت هدف را بر خلاف شيب غلظت ي آنها مي دهد. اين عمل
    موجب توليد پاسخ مناسب بيولوژيكي در آن بافت هدف به استروئيدهاي مورد بحث
    مي شود. بنابراين يافته هاي كليدي در مورد توانايي بافت هدف در پيوند يافتن با
    هورمون استروئيد ي غلظت واقعي هورمون در خون است . غلظت استروئيد در پلاسما
    درصد در هر زمان مشخص به سه فاكتور بستگي دارد:
    • سرعت بيوسنتز استروئيد و ورود آن به محيط بدن
    • سرعت غيرفعال شدن بيولوژيكي استروئيد توسط كاتابوليسم و حذف از محيط بدن
    • قدرت اتصال استروئيد به پروتئين هاي حمل كننده در پلاسما.
    124 بيوشيمي هورمون ها
    بخش هاي قبلي اين فصل مسيرهاي متابوليكي توليد بسياري از هورمون ها را
    مورد توجه قرار دارد، فصل هاي بعدي تنظيم متابوليسم استروئيدها را به طور جزئي
    مورد بحث قرار مي دهد.
    غيرفعال سازي هورمون هاي استروئيدي
    هورمون هاي استروئيدي تركيبات هيدروفوب بوده و بسياري از مكانيسم هاي كاتابوليك
    نه تنها باعث غير فعال شدن هورمون استروئيد مي شوند همانند كاهش قابل توجه تمايل
    آن براي گيرنده خودش، بلكه مولكول استروئيد را هيدروفيليك تر كرده كه در نتيجه
    موجب حلاليت بيشتر آن در آب مي شوند. واكنش هاي كاتابوليك اغلب منحصراً در
    كبد اتفاق مي افتند روي نمي دهند و از نظر ماهيتي احياكننده اي مي باشند . ولي عمل
    اختصاصي وقوع آنها كبد نمي باشد. افزايش حلاليت در آب ب ه وسيله اتصال استروئيدها
    به سولفات ها يا گلوكو دونيدها تحت تأثير قرار مي گيرد اين استروئيدهاي متصل شده در
    مقادير زيادي در ادرار ترشح مي شوند.
    2 شش گروه استروئيدها كه بعضي از آنها اشكال ترشحي اين - شكل 24
    هورمون ها هستند را خلاصه كرده است. فرم هاي ترشحي، اشكال مخلوط
    پلي هيدروكسيل و گلوكورونيدها يا سولفات هستند نشان داده شده است كه آنزيم
    سولفوكيناز همانند كبد در جفت، بيضه ها، بخش قشري غده آدرنال هم وجود دارد . اين
    آنزيم ها سولفات فعال يا فسفوآدنوزيل فسفوسولفات را ب ه عنوان سوبسترا استفاده كرده
    2 را كاتاليز مي كنند. - و واكنش هاي نشان داده شده در شكل 25
    آندروژن ها 125
    2 راه هاي ترشح هورمون هاي استروئيدي - شكل 16
    گلوكوروسيل ترانسفراز كه در ميكروزوم هاي كبد حضور دارد، يوريدين
    را ب ه عنوان سوبسترا استفاده كرده و واكنش زير را (UDPCA) فسفوگلوكورنيك اسيد
    كاتاليز مي كند.
    UDPCA+Strol→ Stroid glucuronide+UDP
    a) SO4 2- + ATP
    ATP
    Sulfurylase
    ⎯⎯⎯⎯⎯⎯→APS (adenosine 5´-phosphate) +
    pyrophosphate
    b) APS + ATP
    ⎯A⎯PS⎯Kin⎯ase⎯→PAPS + ADP
    c) PAPS + Steroid−OH →steroid −O−SO3- + H+ + PAP (3´,5´−
    phosphoadenosine)
    (PAPS) 2 مراحل آنزيمي دخيل در توليد سولفات فعال - شكل 17
    (MCR) اندازه گيري سرعت ترشح و كليرانس متابوليك
    126 بيوشيمي هورمون ها
    غلظت پ لاسمايي استروئيدها ب ه وسيله تبادل بين بيوسنتز و غيرفعال شدن بيولوژيكي آنها
    تعيين مي شود. با دسترسي آسان به استروئيدهاي نشان دارشده توسط مواد راديواكتيو
    طراحي تكنيك هاي تجزيه جزء به جزء امكان پذير شده است كه اين تكنيك ها اجازه
    تعيين سرعت ترشح استروئيد و هم چنين ميزان ناپديدشدن آنها از پلاسما را مي دهد .
    در سال 1966 Horton ، Toit خواننده مشتاق بايد مباحث زياد اين متدها كه توسط
    (2- عنوان شده است را بخوانند (شكل 33
    يعني سرعتي كه در آن استروئيد (MCR) سرعت كليرانس متابوليك يك استروئيد
    براي استروئيدها حدود MCR . به صورت غيرقابل برگشت از طريق غيرفعال شدن، حذف مي شود
    2، غلظت - جريان پلاسما در كبد را نشان مي دهد كه اين ميزان 1500 ليتر در روز است . جدول 4
    درخون، سرعت ترشح و سرعت كليرانس متابوليك تعدادي از هورمون هاي مهم استروئيد را
    خلاصه كرده است. اين اطلاعات بر تداخل پيچيده بين بيوسنتز و تجزيه تأكيد دارد كه اين امر به
    موجود زنده اجازه مي دهد كه غلظت خوني اين عوامل هورموني قوي را تنظيم كند.
    2 ميانگين ميزان ترشح، غلظت پلاسما و ميزان كليرانس متابوليكي تعدادي از استروئيدها - جدول 4
    آندروژن ها 127
    اعتقاد بر اين است كه شكل فعال هورمون تستوس ترون در مردان دي هيدروتستوسترون
    5) باشد. جايگاه اصلي توليد آن در پروستات مي باشد. اما شواهدي از توليد α -DHT)
    آن توسط بيضه ها و پوست و غدد تحت فكي نيز وجود دارد . احياء شدن تستوسترون به
    5آلفا اكسيد و ردوكتاز كنترل مي شود، كه اين  -3- كتو استر وئيد Δ توسط آنزيم DHT
    نيازمند است . اين آنزيم به غشاهاي ميكروزومي و NADPH آنزيم به كوفاكتور
    مانند اكثر DHT ، همچنين غشاهاي هستة غده پروستات وابسته است . بنابراين
    هورمون هاي استروئيدي همرده اش به طور سيستماتيك به باف ت هاي هدفش منت قل نمي
    شود، در عوض، به صورت درون سلولي در جايگاه هاي عملش توليد مي شود .
    تستوسترون در بدن موجود زنده توسط دو مسير كاتابوليز مي شود : يك مسير به
    -17 كتواستروئيدها در كبد، و ديگري جهت توليد آندرواستان ديو ل ها و آندرواستان
    تري اُل ها در بافت هاي هدف.
    در كبد، ت ستوسترون به دو تركيب 17 - كتوي آندرواسترون و اتيوكولا نئولون
    128 بيوشيمي هورمون ها
    تبديل مي شود، كه به نوبة خود به گلوكورونيك اسيد يا سولفات جهت محلول شدن در
    آب ودفع از ادرار متصل مي شوند.
    12 خلاصه شده اند . آنها ممكن - پاسخ هاي بيولوژيكي آندرو ژن ها در جدول 3
    است به چهار دسته تقسيم شوند:
    1. آغاز رشد يا اثر آندروژني روي مجراي تناسلي
    2. تحريك كردن يا اثر آنابوليكي روي وزن بدن (ماهيچه اسكلتي) و تعادل نيتروژن
    3. گسترش صفات ثانويه جنسي نر
    4. فعل و انفعالات سيستم اعصاب مركزي و مغز
    آندروژن هاي اصلي اند. واضح است DHT بديهي است كه هر دوي تستوسترون و
    يا تستوسترون آندروژن غالب هستند، اما امكان اينكه كدام استروئيد در كدام بافت DHT كه
    از توزيع بافتي ردوكتاز مي باشد؛ به هرحال هنوز مطالعه جامعي گزارش نشده است.
    اثرات آندرو ژن ها روي مغز و سيستم عصبي پيچيده مي باشند و عقيده بر اين
    و همين طور استراديول نمود مي يابد . DHT است كه به صورت متابوليسم تستوسترون به
    5 آلفا – ردوكتاز در هيپوتالاموس، مغزمياني، آميگدال (بادامك )، هيپوكام پ، مخچه، و
    كورتكس مغزي وجود دارد.
    در يك محل خاص مشخص نشده، تصور بر DHT چون كه هنوز عمل خاصي از
    اين است كه ممكن است نقش اصلي را در نمو مغز و شروع بلوغ ايفا نمايد. به علاوه،
    مي تواند در نورون هاي خاصي توسط آروماتيزه شدن به ، DHT تستوسترون، نه
    استراديول تبديل شود.
    2. استروژن ها
    12 ، مقادير محدودي از استراديول و استرون در جنس نر وجود دارد . - با استناد به جدول 2
    20 درصد از اين هورمون ها توسط بيضه ها توليد مي شود: مابقي در انواعي از - حدود 10
    بافت هاي اندوكريني شامل مغز، كبد، چربي و پوست توليد مي شود همة اين باف ت ها
    آروماتاز لازم جهت تبديل آندرو ژن ها به P- داراي مقادير كمي از سيتوكروم 450
    2 را ببينيد). به استثنا اثرات حاصله از تستوسترون در - استروژن ها مي باشند (تصوير 24
    مغز مردان نقش بيولوژيكي استروژون در جنس نر به خوبي مشخص نشده است.
    آندروژن ها 129
    ب) گلبولين متصل شونده به هورمون هاي استروئيدي
    به دنبال ترشح هورمون هاي استروئيدي از بافت منبع، همه اين هورمون ها به يك يا چند
    پروتئين پلاسمايي اتصال مي يابند. براي استروئيدهاي جنسي يك پروتئين پلاسمايي بتا -
    گلوبين وجود دارد كه جهت انتقال هردوي آندرو ژن ها و استرو ژن هاي گزينش شده به خدمت
    گرفته مي شود. اين پروتئين كه گلبولين متصل شونده به هورمون ها ي استروئيدي
    ناميده مي شود، جداسازي و تخليص شده و گليكو پروتئيني با وزن مولكولي (SHBG)
    داراي ميل اتصالي زيادي به 17 بتا- هيدروكسيل مي باشد؛ SHBG . 94000 دالتون مي باشد
    اتصال (Kd=1-5 10-10M) استراديول، با ميل اتصالي بالاي ، DHT، از اين رو، به تستوسترون
    دركبد س اخته شده، و SHBG . به پروژسترون يا كورتيزول متصل نمي شود SHBG مي يابد، اما
    سطوح پلاسمايي اش (كه در زنان طبِيعي دو برابر مردان است ) در بارداري و هيپرتيروئيديسم
    (پركاري غدة تيروئيد) افزايش مي يابد.
    هنوز شناخته نشده اند. هرچند ليگاندهايش محلول در آب اند، ولي SHBG اعمال
    SHBG تلقي نمي شود. همچنين، اع تقاد براين است كه SHBG به معناي انحلال پذيري
    به طور مستقيم به سبك و شيوة آندروژن يا استرو ژن ها عمل مي نمايد. پيشنهادشده كه
    اتصال هورموني است كه مي تواند به طور « مخزن » فراهم نمودن SHBG عمل مهم
    مؤثري موجب سقوط نوسانات غلظت آزاد آن هورمون شود. به خاطر شباهت
    و گيرنده هاي استروژن وآندروژن SHBG جايگاه هاي متصل شونده ل يگاند روي
    مختلف، نظريه اي وجود دارد كه پروتئين هاي پلاسمايي متصل شونده استروئيد ممكن
    است پيش سازهايي از گيرنده هاي سلولي اندام هدف را ارائه نمايند.
    ج) هورمون هاي پپتيدي
    1. گنادوتروپين ها
    توسط هيپوفيز قدامي ترشح مي شوند . آزادشدن اين دو LH و FSH هر دو هورمون
    هورمون به طرز پيچيده اي توسط هورمون آزاد كنندة گونادوتروپين، سطح هورمون ها ي
    استروئيدي درخون كنترل مي شود و نقش ديگر فاكتورها هنوز نامشخص مي باشد.
    130 بيوشيمي هورمون ها
    LH الف) هورمون
    LH توليد و ترشح تستوسترون از سلول هاي لايديگ (بينابيني) در ج نس نر بالغ توسط
    كنترل (hCG) و در جنين جنس نر در حال رشد توسط هورمون گونادوترويين جفتي
    متقابلاً با سطوح تستوسترون و استراديول در خون مرتبط مي باشد. LH مي گردد. ترشح
    بر سلول ها ي لايديگ جهت القاء تستوسترون عبارت است از LH اعمال
    را تحريك مي نمايد . و اين به نوبه خود cAMP ميانكنش با گيرنده غشا يي كه تولِيد
    LH مسير شكست زنجيرة جانبي كلسترول را فعال مي نمايد. مكانيسم مشابه جهت عمل
    در جسم زرد جنس ماده و در هردو جنس نر و ماده در كورتكس غدة فوق كليوي
    توليد گلوكوكورتيكوئيدها را القاء مي نمايد. ACTH ودرست در جايي است كه
    ب) هورمون محرك فوليكول
    درجنس نر همراه با تستوسترون در زمان بلوغ جهت آغازنمودن توليد اسپرم بر FSH
    روي سلول هاي سرتولِِِي لوله مني ساز اثر مي كنند . در موش صحرايي روند تمايزي
    اپي تليوم زايشي مشخص شده است، تستوسترون به تنهايي مي تواند توليد اسپرم را
    با گيرنده غشايي واقع برروي سلول ها ي سرتولي FSH ؛ به صورت دائمي حفظ نمايد
    مي باشد . اين به نوبه خود cAMP ميانكنش داده و حاصل اين همكاري افزايش
    روندهاي متابوليكي اضافي مربوط به اسپرماتوژنز را القاء مي نمايند.
    (GnRH) ج) هورمون آزادكنندة گونادوترپين
    از بخش قدامي هيپوفيز، وابسته به سيستم اعصاب مركزي LH , FSH ترشح گونادوتروپين هاي
    را آزاد مي نمايند. (GnRH) با واسطة هيپوتالاموس است كه هورمون آزاد كنندة گونادوتروپين
    ترمينال باقيماندة پيروگلوتاميل -N ترمينال گلايسين آميد و - C دكاپپتيدي با GnRH
    را از FSH و يا LH توسط هيپوتالام وس آزادشده و ترشح و رهاسازي GnRH . مي باشد
    هيپوفيز قدامي القاء مي نمايد .
    Inhibin .2
    از هيپوفيز قدامي نه تنها توسط FSH شواهدي وجودي دارد كه نشان مي دهد ترشح
    آندروژن ها 131
    ناميده Inhibin استروئيدهاي گونادي كنترل مي شود، بلكه توسط هورمون پروتئيني كه
    پروتئين مترشحه از فوليكول هاي تخمدان زنان و Inhibin . مي شود نيز كنترل م ي شود
    سلول هاي سرتولي مردان مي باشد، كه فيدبك هايي در هيپوتالاموس وهيپوفيز جهت
    دارد. FSH كاهش ترشح
    را به روش كاربرد Inhibin. و همكارانشان ساختار ، H.Niall، R.Guillemin
    به دست آمده از مايع فوليكولي خوك مشخص نمودند . mRNA نوتركيب براي DNA
    داراي 134 باقيماندة α از دو زير واحد متفاوت تشكيل شده است . زيرواحد Inhibin
    داراي 16 باقيماندة آمينواسيدي (دالتون β و زيرواحد (MW=18000 Da) آمينواسيدي
    مي باشد (تصوير ). زيرواحدهاي آلفا و بتا به ترتيب داراي 7و 9 (MW=14000
    باقيماندة سيستئين مي باشند. آرايش اين باقيمانده ها نشان مي دهد كه هردوي زيرواحدها
    داراي توزيع مشابهي از باقيمانده هاي سيستئيني اند، با اين اوصاف، احتمال دارد كه اين
    زيرواحدها از ژن اجدادي مشتركي مشتق شده باشند.
    از گونه هاي پروهورموني پيش نيازي مشتق شده اند. Inhibin هر دو زير واحدهاي
    بنابراين، زيرواحد آلفا در نسخه برداري اوليه داراي 364 آمينواسيد است، درحالي كه در
    نسخه برداري اوليه زيرواحد بتا داراي 426 آمينواسيد مي باشد. هردو زيرواحدهاي آلفا و
    بتا در انتهاي پايان ة ك ربوكسيلي گونه هاي پروهورموني مربوطه قرار دارند . هر زير واحد
    در ابتدا داراي 2 (درآلفا) يا 5 (دربتا) آرژنِين مي باشد كه تشكيل جايگاههاي شكاف
    جهت رهايي پروتئوليتيكي زيرواحدها را م يدهند. مشخص شده كه
    از لحاظ بيولوژيكي وقتي كه توسط پ ل ها ي دي سولفيدي به هم β وα زيرواحدهاي
    فعال را تشكيل مي دهند، پيشنهاد شده كه Inhibin متصل مي گردند از لحاظ بيولوژيكي
    ساختارشان شباهت زيادي به ايمونوگلبول ين ها دارد تا به هورمون ها ي گليكوپروتئين
    . LH يا FSH، TSH ديمر
    وتوالي آمينواسيدي اوليه Inhibin شباهت ساختاري يافت شده ميان توالي آمِينواسيدي
    كاملاً اعجاب انگيز است . هم اندازة پپتيدشان و هم توزيع (TGF-B) رشد انسان β - فاكتور
    (وجود) 9 باقيماندة سيستئين تشابه بسيار زيادي را مي رسانند؛ همچنين، 33 باقِيماندة زيرواحد
    يكسان اند. از اين لحاظ، مشخص نيست كه چرا بايد چنين TGF – B با Inhibin يβ
    پروتئين هاي مشابهِي مي باِيست در فعالي ت هاي ظاهراً نامرتبطي به كار گمارده شوند . مقايسه
    به عنوان يك كنترل كنندة رشد پاراكرين يا Inhibin فعاليت هاي فاكتور تغيير رشد با اعمال
    132 بيوشيمي هورمون ها
    مد نظر مي باشد. FSH اوتوكرين در بافت هاي گونادي و همچنين كنترل كنندة ترشح
    3. پرولاكتين
    در خون مردان تنها اندكي كمتر از زنان (PRL) مقدار هورمون هيپوفيز قدامي پرولاكتين
    در مردان هنوز ناشناخته مانده است . به هرحال، ترشح PRL مي باشد. اثر بيولوژيكي
    PRL تحت شرايط كمبود آندروژن كاهش مي يابد. مشخص شده كه گيرنده هاي PRL
    مي تواند عمل PRL روي غشاء پلاسمايي سلول هاي لايديگ قرار دارد و
    PRL را برسنتز استروئيد افزايش دهد. برخي شواهد نشان مي دهند كه LH تحريك كنندگي
    داراي اعمال مستقيمي روي مجراي تناسلي مردان (به ويژه سمينال وزيكول )جهت افزايش
    غلظت گيرنده هاي آندروژن مي باشد.
    چندِين گزارش از آثار باليني هايپرپرولاكتينميا در مردان (معمولاً تومور هِيپوفيز )
    وجود دارد ؛ علائم عمومي به صورت آتروفي بيضه اي، كاهش در سطوح پلاسمايي
    تستوسترون، و افزايش ناتواني جنسي مي باشد. تمام ا ين علا ئم مي تواند با برداشته شدن
    تومور برگشت نمايد.
    5. روابط فيزيولوژيكي
    الف) بلوغ و نمو جنسي
    1. شرح عمومي
    بلوغ از تغييرات آناتومي، فيزيولوژي و تغييرات آندوكريني به وجود آمده جهت ايجاد
    توانمندي توليد مثل جنسي بين 10 تا 17 سال در انسان صورت مي گيرد. اعتقاد بر اين
    است كه مرحلة بلوغ به علت پاره اي از تغييرات در حالت پايدار پيش بلوغي سيستم
    گونادي هيپوفيز صورت مي گيرد. نظريه اي وجود دارد كه در سنين بالاي 6تا 10 سال
    كاهشي در حساسيت فيدبكي محور هيپوفيز - سيستم اعصاب مركزي ايجاد مي گردد،
    مي شود كه اين به نوبة خود سبب مي شود كه GnRH در نتيجه باعث افزايش ترشح
    در مرحلة پيش بلوغي به سطوح پايه اي كمي برسد . بنابراين FSH و LH ترشح بالاي
    افزايش يافته و به ميزان بايستة خود در سن 15 سالگي مي رسد، در حالي كه LH ترشح
    به كندي صورت مي گيرد و به مقادير لازم در سن 17 سالگي مي رسد . FSH ترشح
    آندروژن ها 133
    FSH همچنين، در هر دوي مردان وزنان در حد فاصل بلوغ، متناوباً انفجاري از هردوي
    در طول خواب ديده مي شود و علل آن ناشناخته مانده است. LH و
    2. محور هيپوتالاموس – هيپوفيز – سلول لايديگ
    محور هيپوتالاموس – هيپوفيز – سلول لايديگ به صورت شماتيكي در تصوير ( )
    توسط ناحية قاعده اي – مياني هيپوتالاموس كنترل LH آمده است . توليد وترشح
    و LH مي شود. تخريب هسته هاي قوسي (كماني) مغز منجر به كاهش توليد هردوي
    تستوسترون مي گردد. نورون ها داراي مناطقي اند كه در سيستم اعصاب مركزي با
    سلول هاي هيپوتالاموس تماس برقرار مي نمايند و كاتكول آ مين ها، آندروف ين ها ، و / يا
    به سيستم باب GnRH دوپامين را ترشح مي نمايند، كه موجب توليد ناگهاني و رهاسازي
    بر روي گيرنده هاي خاص غشاء سلول موجب GnRH هيپوفيزي مي گردد. وجود
    به طور منظمي به سلول ها ي لايديگ بيضه ها انتقال LH. مي گردد LH رهاسازي
    مي يابد.
    در انسان، تمايز سلول ها ي لايديگ و آغاز ترشح تستوسترون در طي هفته
    هفدهم از حيات جنين مي باشد؛ در طي همين وقفه (فاصله زماني ) فعال شدن ترشح
    توسط هيپوفيز جنيني صورت مي گيرد. پس از تولد سلول هاي لايديگ به حالت LH
    نسبتاً تمايز نيافته اي برمي گردند تا آنها در طي بلوغ فعال شوند.
    به LH و ترشح آن، به دنبال اتصال يافتن LH القاء سنتزتستوسترون به واسطة
    گيرنده هاي ويژة هورمون واقع بر غشاهاي خارجي سلول لايديگ آغاز مي گردد، كه با
    درون سلول همراه است . پرولاكتين از طريق اتصال يافتن به غشاء cAMP توليد
    روي توليد تستوسترون نقش دارد . در طي بلوغ كه LH سلول هاي لايديگ جهت اثر
    افزايش مي يابد، شواهدي از افزايش در ترشح تستوسترون توسط سلول هاي LH ترشح
    لايديگ وجود دارد.
    خون دارد . LH ميزان بيوسنتز و ترشح تستوسترون ارتباط مستقيمي با سطوح
    ترشح گنادوتروپ ين ها مي تواند با افزايش مقدار استروئيدهاي جنسي در خون تقليل يابد
    (هر دوي استرو ژن ها و پروژسترو ن ها)كه اتصال يافتن شان به گيرنده هاي استروئيدي را
    در هيپوتالاموس و هيپوفيز تسهيل مي نمايد. اين فرايند، فيدبك منفي بازدارنده ناميده
    134 بيوشيمي هورمون ها
    نيز LH مي شود. همچنان كه سطح استروئيد جنسي در خون كاهش مي يابد، مقدار
    مي تواند افزايش يابد كه اين پروسه، فاز بر گشت از فيدبك منفي ناميده
    مي شود.جزئيات دقيق مكانيس م هاي فيدبكي هنوز مشخص نيستند . چون كه هر دوي
    آندروژن ها و استرو ژن ها تابع متابوليسم در نواحي گزينش شده هيپوتالاموس اند .
    متابوليتي از استروئيد والدي است ك ه پيام فيدبكي را آغاز مي نمايد. عقيده بر LH شايد
    توسط هر دوي تأثير پذيري مقادير LH اين است كه اثرات فيدبكي روي ترشح
    آزاد شده توسط هيپوتالاموس و توسط تغييرپذيري حساسيت سلول ها ي GnRH
    كنترل مي گردند. GRnH هيپوفيز قدامي به LH ترشح كنندة
    3. محور هيپوتالاموس - هيپوفيز- سلول هاي سرتولي
    12 آمده است در - شكل محور هيپوتالاموس - هيپوفيز- سلول هاي سرتولي در تصوير 7
    هيپوتالاموسي، سلول هاي سرتولي از FSH و GnRH طي بلوغ، به سبب افزايش ترشح
    هر دو جنبة قابليت بيوشيميايي و رشد آناتوميكي سلولي بالغ مي شوند . بنابراين،
    12 ) در طي بلوغ شكل مي گيرد و سلول ها ي سرتولي - سدخوني بيضه (تصوير 3
    شماري از اعمال مهم را آغاز مي نمايد، كه شامل:
    (ABP) 1. توليد پروتئين خاص مانند پروتئين متصل شونده به آندروژن
    2. تغذيه اسپرم هاي در حال رشد
    3. فاگوسيتوز اسپرم هاي آسيب ديده
    4. توليد مايع غني از پتاسيم و بيكربنات جهت انتقال اسپرم بالغ
    5. توليد استراديول از تستوسترون
    روي لوله هاي مني ساز با اتصال آن به گيرنده هاي خاص واقع بر FSH اعمال
    cAMP غشاء پلاسم ايي خارجي سلول هاي سرتولي آغاز مي شود كه همراه با توليد
    درون سلولي است.
    اعمال سلول هاي سرتولي cAMP مكانيسم هايي كه در آن پروتئين كين از افزاينده
    را كنترل مي نمايد ناشناخته مانده است.
    عقيده بر اين است كه حلقة فيدبك منفي از سلول سرتولي به هيپوفيز -
    كه لازمه اي Inhibin توسط هورمون پروتئيني FSH هيپوتالاموس جهت تنظيم ترشح
    آندروژن ها 135
    جهت توليد توسط سلول سرتولي است را تحت تأثي ر قرار مي دهد . شواهد زيادي از
    FSH مانندي كه پس از برداشت بيضه ها، موجب افزايش ترشح Inhibin حضور مادة
    نمي تواند توسط تجويز FSH مي باشند، حمايت مي كند.بنابراين، اين افزايش در ترشح
    استروژن يا پروژسترون بلوكه شود.
    از اين رو اين حالت از حضور فاكتور تنظيم كنند ه آندروژني ديگري حكايت
    ي از لحاظ بيوشيميايي شناسايي و جداسازي نشده است، Inhibin مي كند. تاكنون
    بنابراين جزئيات مطرح شده در رابطه با اعمال تنظيم كنندگي هنوز نامشخص است.
    اسپرماتوژنز
    روند گامتوژنز درمردان اسپرماتوژنز ناميده مي شود. در مقايسه با روند قابل قياس در زنان
    (اووژنز)، كه به طور انحصاري در مرحله جنيني صورت مي گيرد، روند اسپرماتوژنز از بلوغ
    تا سراسر حيات فرد صورت مي گيرد. بعضي از تفاو ت هاي اساسي بين روند اسپرماتوژنز در
    12 خلاصه شده اند. - جنس نر و اووژنز در جنس ماده در جدول 4
    جدول مقايسه اسپرماتوژنز درمردان و اووژنز در زنان
    اسپرماتوژنز در مردان اووژنز در زنان
    دورةروند: بعد از بلوغ تا پايان عمر حيات جنيني
    تعدادسلول هاي زايشي توليدشده
    در طول عمر:
    30* چندين تريليون يا حدود 106
    در روز
    1- 7/000/000 (هفته بيستم جنيني)، 2
    100- ميليون در هنگام تولد، 3000
    تخمك بعد از بلوغ
    زمان لازم جهت توليد يك سلول
    زايشي بالغ:
    60 روز براي توليد - تقريباً 65
    10 روزجهت انتقال - اسپرم و 14
    اپيديدمي
    50 سال براي تخمك بالغ -12
    نوع تقسيم سلولي: تقسيم يكنواخت سيتوپلاسم
    تقسيم به طور يكنواخت (كاهش يافته)
    توليد يك تخمك و 3 گويچة قطبي
    سازماندهي ساختار سلول زايشي بالغ
    داراي آناتومي ساختاري
    تخصص يافته(تصوير )
    آناتومي ساختاري نسبتاً تكميل نشده
    ( c (تصوير
    136 بيوشيمي هورمون ها
    روند كلي توليد اسپرم بالغ توسط روند گامتوژنز بسته به هردوي رابطة آناتوميكي
    سلولي سلول تخصص يافته بين سلول هاي زايشي در حال رشد و سلول ها ي احاطه كننده و
    12 پيچيدگي. س اختار سلولي - دارد. تصوير 8 LH و FSH همچنين حضور گونادوتروبين هاي
    بيضه را شرح مي دهد.
    حداقل 5 نوع سلول در كل روند اسپرماتوژنز دخيل اند كه عبارت اند از:
    1. سلول هاي سرتولي
    2. سلول هاي لايديگ
    3. سلول هاي زايشي در حال رشد
    5. سلول هاي اپي تليال ماهيچه اي
    6. سلول هاي اپي تليال سيستم مجرايي
    سلول سرتولي به علت اين كه داراي گِِِيرنده هايي براي هورمون استروئيدي
    است نامتعارف مي باشد. درحالي كه هردوي اين FSH تستوسترون و هورمون پپتيدي
    به صورت تضميني جهت بلوغ FSH . هورمون ها جهت روند اسپرماتوژنز حياتي اند
    وروند حساسيت زايي تستوسترون در سلول هاي سرتولي (كه در طي بلوغ رخ مي دهد )
    با برداشت هيپوفيز حذف گردد ، اسپرماتوژنز در FSH لازم مي باشد. پس از بلوغ، اگر
    موش صحرايي بلافاصله با تجويز مقادير زيادي از تستوسترون تداوم مي يابد. در مردان،
    جهت انجام عمل LH همراه با تستوسترون يا FSH به هرحال، نياز مستمري به
    اسپرماتوژنز مي باشد.
    بر سلول سرتولي عبارت اند از: FSH سه مورد از مهمترين اعمال
    1. القاء تشكيل اتصالات محكم
    2. مهار روند تحليل اسپرماتوگوني
    به درون لوله مني ساز ABP 3. تحريك توليد و ترشح
    در سلول هاي سرتولي توسط تستوسترون القاء مي شود. ABP توليد
    از آن جهت كه بيوسنتزش توسط هر دو هورمون پپتيدي و ABP ، در اين خصوص
    پروتئيني با وزن مولكولي ABP . استروئيدي القاء مي شود منحصر به فرد مي باشد
    اتصال DHT به تستوسترون و (Kd=10-9M) 90000 دالتون است كه با تمايل بالايي
    اطمينان مي دهد كه غلظت آندروژن در مايع درون لومني بالاست . ABP مي يابد. حضور
    آندروژن ها 137
    ناشناخته مانده است، اگرچه ممكن است در تحويل تستوسترون به لوله هاي ABP نقش
    به طور معمول در خون گردش نمي كند. ABP . مني ساز واپيديديم نقش داشته باشد
    روند كلي اسپرماتوژنز درحالي كه سلول در حال رشد به طور كامل در ديواره لوله
    مني سازي مستقر شده است، انجام مي گيرد. روند شامل چندين مرحله مورفولوژيكي
    مجزا و متوالي مي باشد:
    ديپلوئيدي xy 1. گونوسيت
    xx ، xy اسپرماتوسيت اوليه تتراپلوئيدي
    xx ، xy اسپرماتوسيت ثانويه ديپلوئيدي
    x يا y اسپرماتيد هاپلوئيدي
    روند كلي در مردان تقريباً 64 روز زمان نياز دارد.
    به گونوسي ت هاي جنيني كه در آينده مسئول توليد سلول ها ي اسپرم مي گردد،
    اسپرماتوگوني مي گويند؛ آنها در اين حال تا مرحله بلوغ باقي مي مانند . پس از بلوغ
    اسپرماتوسيت هاي گزينشي به اسپرماتوسيت اوليه تبديل مي شوند كه به نوبه خود
    مي تواند پس از تقسيم ميوز دو اسپرماتوسيت ثانويه را به وجود آورند . اسپرماتوسيت
    ثانويه سپس دوباره تقسيم شده دو اسپرماتيد هاپلوئيدي ايجاد مي نمايد. ساختار سلولي
    12 نشان داده شده است. - اسپرماتوسيت و اسپرماتيد در تصوير 9
    اسپرماتوژنز روندي است كه در طي آن اسپرماتيد به تدريج به اسپرماتوسيت بالغ تغيير
    يا تستوسترون بر روي بلوغ سلول FSH شكل مي يابد. مدركي كه نشان دهندة عمل مستقيم
    12 ) تأكيد - تصوير 10 ) I . Fritz زايشي باشد، وجود ندارد . چنانچه در مدل ارائه شده توسط
    نموده نياز اندروژن به تمايز سلول زايشي از وابستگي سلول ها ي زايشي به ميانكنش با
    سلول هاي سوماتيك بيضه اي نشأت مي گيرد. در اين مدل تنها سلول ها ي سوماتيك بيضه اي
    و آندروژن ها پاسخ مي دهند. FSH به طور مستقيم به
    5. اعمال مولكولي
    الف) توليد هورمون هاي استروئِيدي
    LH بيوسنتزاستروئيد- اعمال
    جهت القاء سنتزاستروئيدها و توليد تستوسترون توسط سلول LH اعمال مولكولي
    138 بيوشيمي هورمون ها
    به عنوان نتيجه اي از اتصال cAMP 15 ). كه شامل توليد - لايديگ مي باشد (تصوير 11
    سپس پروتئين كينازها را فعال cAMP . به غشاء پلاسمايي سلول لايديگ مي باشد LH
    مي نمايد كه پروتئين هاي نامشخصي كه هنوز شناسايي نشده اند - را فسفريله نموده و
    موجب افزايش سنتز پروتئين مي شود و در نهايت موجب افزايش هيدروليز استرهاي
    كلسترول به كلسترول مي گردند. كلسترول جهت شكسته شدن زنجيره جانبي اش و توليد
    پرگننولون وار د ميتوكندري مي شود؛ اين مرحله، مرحله محدودكننده در بيوسنتز
    آندروژن مي باشد.
    ب) مكانيسم هاي سلولي عملكردهاي آندروژن ها
    1. گيرنده هاي آندروژني
    اثرات بيولوژيكي ايجاد شده به واسطة استروئيدهاي آندروژني در سيستم تناسلي نر و
    12 ) همگي پيامدي از - همچنين در باف ت هاي مرتبط با صفات ثانو يه جنسي (جدول 3
    12- ارتباط آندروژن مناسب با گيرنده سيتوپلاسمي در بافت هدف مي باشد . جدول 5
    توزيع بافتي پروتئين هاي متصل شونده / گيرنده هاي آندروژني را ليست بندي نموده است.
    همان طور كه در مطالب بالا ذكر شد، در بعضي باف ت ها دي هيدروتستوسترون به صورت
    پيام آغازي نشان داده شده است، هرچند عقيده بر اين است كه در ديگر باف ت ها اين
    عمل به عهدة تستوسترون مي باشد.
    گيرنده هاي آندروژني در بخش هاي هسته اي سيتوپلاسمي سلول هدف قرار
    دارند. پس از اتصال ليگاند با گيرندة پروتئيني ، كمپلكس گيرنده – استروئيد به دو مي ن
    متصل شده و بيان ژن را جهت توليد پروتئين لازم براي اثر بيولوژيكي DNA اختصاصي
    هورمون آندروژن در سلول هدف آغاز مي نمايد.
    اكثر مطالعات در مورد پروستات موش صورت گرفته است. به طور متوسط
    داراي قد رت DHT در هر هستة سلول وجود دارد . گيرنده DHT 2000 مولكول - حدود 6000
    5% ساكارز، بوده و وزن مولكولي آن در حالت - 3-5 در غلظ ت هاي 20 S 17-12 و S تحرك
    270 و وزن ملكولي زير واحد آن حدود / 70000 برآورد مي گردد. واحدهاي / اليگومر حدود 000
    20 سانتيگراد به واحدهاي كوچكتري تبديل مي شوند. - بزرگ توسط انكوباسيون در دماي 30
    عمده اعمال آنابوليكي تستوسترون و متابوليت هايش در باف ت ها ي غيرتناسلي و
    آندروژن ها 139
    جايگاه اصلي خارج تناسلي عمل آندروژن در ماهيچه هاي اسكلتي است . و اين موضوع
    تفاوت عمده در ماهيچه نر و ماده در اكثر گونه ها را باعث مي شد . به دليل اينكه
    تب ديل كنند، دليلي است كه DHT ماهيچه هاي اسكلتي نمي توانند تستوسترون را به
    عمل آنابوليكي تستوسترون مستقيماً بر روي ماهيچه مي باشد. عمل ميوتروفي
    آندروژن ها در نتيجه توانايي آنها در افزايش پايداري نيتروژن تغذيه اي است كه از طريق
    سنتز پروتئين مي باشد. مشتقات زيادي از تستوسترون تهيه شده كه به طور تجربي مورد
    استفاده قرار گيرد براي افزايش رشد بدون اينكه اثر م سكولانيزني داشته باشد . اين
    تركيب را استروئيدهاي آتابوليكي تركيبات سنترشده اي هستند كه يك جداسازي بين
    عمل آندروژني و ميوتروفي تستوسترون به دست آيد، البته چنين هدفي كاملاً به دست
    نيامده است. بهترين سيستم مورد مط العه در اين خصوص، عضلة بالا برنده مي باشد .
    شواهد اخير نشان مي دهد كه در عضلات بالا برنده و كليه ها، سيستم گيرنده هسته -
    سيتوپلاسمي براي تستوسترون وجود دارد و اعمال آنابوليكي آندروژني توسط
    مكانيسم هاي شبيه به آنچه كه در اعمال آندروژني شرح داده شد مي باشد.
    2. تركيبات ضد آندروژني
    تري فلورو - -α ،α ،α ، تركيبات عمده ضدآندروژني موجود شامل سيپوترون استات
    پروپيونو تولوئيد (فلوتامايد) و 6 الفا - پرومو - 17 آلفا - متيل - – M- -2 متيل - 4- نيترو
    .(12- مي باشد (تصوير 11 (BOMT) -4- اُكسا- 5 آلفا- آندروستان - 3- اُن O H - 17 بتا
    اعمال بيولوژيكي اين استر وئيدها، بلوكه كردن آندرو ژن ها ي فعال از طريق ميانكنش با
    گيرنده هاي درون سلولي اندام هدفشان مي باشد.
    استروژن ها همچنين قادر به توليد اثرات آندروژني اند؛ اين اثرات به روش 1. م هار
    يا 2. ممانعت مستقيم از سنتز تستوسترون LH ترشح آندروژن بيضه اي از طريق ترشح
    توسط سلول هاي لايديگ صورت مي گيرد.
    3. استروئيدهاي آنابوليك
    استروئيدهاي آنابوليك همولوگ هاي تستوسترون هستند كه اثراتي از قبيل احتباس
    نيتروژن، پتاسيم، و فسف رهاي معدني را در پوست، اسكلت، وعضله ايجاد مي كنند .
    140 بيوشيمي هورمون ها
    همچنين حجم ماهيچة اسكلتي را افزايش مي دهند . از لحاظ شيميايي امكان توليد
    تركيباتي كه موجب حداقل يا حداكثر فعاليت آندروژني مي شوند، وجود دارد . مثال هاي
    از ناندرولون دكانوآت، اكساندرولون، واستانوزولول در تصوير آمده است . اساس
    بيوشيميايي تأثير آنها در ماهيچه و اسكلت مشخص نيست . اگر چه اين باف ت ها
    گيرنده هاي خاصي براي آندرو ژن هاي با منشأ داخلي دارند، پيشنهاد بر اين است كه
    احتمالاً استروئيدهاي آنا بوليكي طي رقابت با گلوكوكورتيكوئيدهاي با منشأ داخلي
    براي گيرنده هايشان در اين بافت ها عمل مي نمايند.
    آندروژن ها 141
    12 هورمون هاي مربوط به نمو و اسپرماتوژنز در مردان - جدول 1
    هورمون جايگاه توليد بافت هدف اصلي عمل اصلي بيولوژيكي
    هورمون هاي استروئيدي
    تستوسترون
    سلول هاي لايديك بِيضه بسياري
    نگهداري سيستم تناسلي كارآمد در مردان و
    صفات ثانويه جنسي
    پروستات پروستات جدول را ببينيد DHT
    اندرو استون ديول بيضه ها بسياري ناشناخته
    دي هيدرواپي آندروسترون بيضه ها - ناشناخته
    استرا ديول بيضه ها -
    هيپوفيز قدامي سلول هاي لايديگ LH هورمون هاي پپتيدي
    تحريك توليد استروئيدهاي الفا
    توليد تستوسترون
    هيپوفيز قدامي سلول هاي سرتولي ترشح پروتئين متصل شونده به آندروژن FSH
    هيپو تالاموس GnRH
    سلول ها سرتولي هيپو تالاموس- هيپوفيز Inhibin
    LH پرولاكتين هيپوفيز قدامي سلول هاي لايديگ راه اندازي اعمال
    12 مقادير توليدي، حذف متابوليكي، و سطوح پلاسمايي استروئيدهاي جنسي در مردان - جدول 2
    استروئيد
    غلظت پلاسمايي
    (ng/100ml)
    ميزان ترشح بيضه ها
    (μ g/day)
    ميزان حذف متابوليكي
    (lit/day)
    980 5000 تستوسترون 700
    - - آندرو سترون-سولفات 43
    اندروستان- 3 الفا، 17
    بتا-دي ال
    >1200 200 130
    دي هيدرو اپي
    اندروسترون
    - - 504
    500 50−100b دي هيدروتستوسترون 30
    1700 10−15c 2 − 3c استراديول
    2300 2500 آندروستان دي آن 100
    1. ميزان حذف متابوليكي بر آورد ميزان استروئيدي است كه به طور بر گشت پذ يري از
    پلاسما توسط غيرفعالسازي برداشت مي شود. جريان پلاسما از طر ي ق كبد تقريباٌ
    1500 ليتر در روز است
    142 بيوشيمي هورمون ها
    در خارج از بيضه ها سنتز مي شود. DHT 300 ميكروگرم - 2. تقريباً 400
    3. بيشتر استراديول خون در مردان از اروماتيزه شدن تستوسترون مترشحه ايجاد مي شود.
    12 اثرات بيولوژيكي آندروژن ها - جدول 2
    اثرات واسطة آندروژني مدنظر
    1) اعمال آندروژني روي مجراي تناسلي نر
    تمايز و رشد مجراي تناسلي نر: اپيديديم ،پروستات، سمينال
    وزيكول، مجاري دفران، غدد پياز پيشاب راهي
    DHT
    2) تحريك آندروژني صفات ثانوية جنسي نر
    رشد اندام هاي تناسلي خارجي
    بم شدن صدا از طريق كشيدگي حنجره و ضخيم شدن طنابهاي صوتي ، رويش
    و پخش مو در بدن
    T
    3) اعمال آنابوليكي، رشد اسكلت ،رشد ماهيچه هاي اسكلتي، پراكنش چربي
    زيرپوست، رشد اندام هاي فرعي
    پروستات
    سمينال وزيكول
    T
    DHT
    T, DHT
    4) عمل در سيستم اعصاب مركزي و مغز
    تمايز نواحي گزينش شدة (هيپوتالاموس،منطقة پيش بصري،كورتكس مغز)
    گسترش ميل جنسي
    E به T متابوليسم
    تستوسترون =T
    دي هيدروتستوسترون = DHT
    استراديول = E
    فصل نهم
    استروژن ها و پروژستين ها
    مقدمه
    الف) شرح عمومي
    فيزيولوژي آندوكرين در جنس ماده و دخالت ب سياري از هورمون ها در تعيين جنسيت،
    بارداري، نمو جنيني، تولد، رشد، بلوغ و در نهايت قاعدگي ، پيچيدگي و اثرات اين
    سيستم فوق العاده تمايزيافته را به خوبي شرح مي دهد. اعمال وابسته به ميانكنش پيا م ها
    هيپوفيز و تخ مدان ،(CNS) (هر دوي عصبي وهورموني ) بين سيستم اعصاب مركزي
    مي باشد (تصوير ).
    و ،(LH و(FSH) عقيده بر اين است كه گنادوتروپ ين ها (هورمون محرك ف وليكول
    به استثناي اعمال خاصي كه ،(GnRH هورمون هاي آزادكنندة گونادوتروپين (به خصوص
    روي هيپوفيز و تخمدان ها اعمال مي كنند، فاقد اثرات مستقيم بر عملكرد بدن هستند در
    مقايسه، هورمون هاي استروئيدي، استروژن و پروژسترون، داراي نقش ها ي گسترده اي در
    بسياري از بافت ها مي باشند. در نهايت، هورمون هاي اختصاصي مانند ريلاكسين
    لاكتوژن جفتي، وگونادوتروپين كوريوني انسان نقش حياتي را در ،(Relaxin) پلاكسين
    ايجاد اثرات اساسي آندوكرين و شناخت آنها مورد استفاده قرار مي دهند. اين فصل راجع به
    بيولوژي و بيوشيمي استروژن ها وپروژستين ها در زنان غيرباردار بحث مي كند.
    ب) خصوصيات جنس ماده
    همان طور كه در فصل بعد بحث مي شود، گنادهاي هردوي جنس نر و ماده در مرحلة
    142 بيوشيمي هورمون ها
    ابتدايي جنين از لحاظ مورفولوژيكي يكسا نند. درست بعد از مرحلة تمايز جنيني به
    جنس نر ) ) XY( جنس ماده ) XX دنبال بيان اطلاعات ژنتيكي واقع بركرموزوم ها ي
    گوناد تمايزنيافته به تخمدان جنيني در جنس ماده يا بيضه در جنس نر تبديل مي شوند.
    تخمدان جنس ماده داراي عمل دوگانه اي در پاسخ به هر دو توليد و رهاسازي
    سلول زايشي يا تخمك و همچنين بيوسنتز و ترشح هورمون ها ي استر وئيدي كليدي،
    استروژن و پروژسترون مي باشد.
    اين هورمون هاي استر وئيدي نقش مهمي را در تمايز، رشد و نگهداري بافت كه
    تناسلي جهت بقاي گونه ها مورد نياز است ايفا مي كند.
    از لحاظ جنسي جنس ماده توسط ( 6) خصوصيت مشخص مي شوند.
    1. تركيب و ساختار كروموزومي
    2. گونادها كه از لحاظ كاري و ساختاري تخمدان ها مي باشند.
    3. توليد هورمون هاي زنانه
    4. دستگاه تناسلي خارجي يا داخلي كه از لحاظ مورفولوژيكي براي جنس ماده
    متناسب شده اند.
    5. پرداخته شدن (درآمدن) به صورت جنس ماده
    6. خود پذيري از نقش جنس ماده
    بنابر اين، هويت جنس فرد ماده در چهار خصوصيت ژنتيكي و در دو خصوصيت
    نقش اصلي هورمون استروئيدي B. Mcewen فيزيولوژيكي در آمده دارد . مطالعات اخير توسط
    جنسي استروژن را در مرحلة ابتدايي نمو جنيني و پس از تولد براي رشد جنسي مغز را نشان داد.
    شيمي، بيوشيمي، واثرات بيولوژيكي
    جدول ليست هورمون دخيل در رشد جنس ماده، توليد مثل و شيردهي
    را ذكر نموده است.
    هورمون هاي استروئيدي
    1. روابط ساختاري و متابوليكي
    دوتا از مهمترين هورمون هاي استروئيدي در جنس ماده بالغ؛ عبارت انداز' استراديول و
    آندروژن ها 143
    پروژسترون. به علاوه، استرون، استريول، و دي هيدرواپي آندروسترون نقش هاي مهمي
    را در بارداري ايفا مي نمايند. ساختارهاي اين تركيبات در تصوير ذكر شده است.
    آروماتيك با يك A استروژن هاي موجود نوعاً استرئيدهاي 18 كربنه اند كه داراي حلقة
    هيدروكسيل فنلي مي باشد. سلول هاي فوليكول تخمدان در جنس مادة غيرباردار جايگاه سلولي توليد
    استراديول مي باشد. همچنين مقادير قابل توجهي استرون، و مقادير اندكي از استراديول - 17 آلفا، 16
    آلفا- استريول، و 6 آلفا- هيدروكسي استراديول - 17 بتا ممكن است توسط سلول فوليكولي ت خمدان
    ترشح شود. تصوير مسير بيوسنتز استروژن هاي عمده را در زنان غيرباردار مرور مي نمايد.
    در زنان باردار استروژن اصلي استريول مي باشد، فعاليت بيولوژيكي استريول تقريباً
    معادل با استراديول - 17 بتا مي باشد. استريول در جفت از پيش ساز دي هيدرواپي آندروسترو ن
    سولفات ساخته مي شود، كه توسط كورتكس غدة فوق كليوي جنين فراهم مي شود.
    پروژسترون هاي موجود داراي 21 كربن با عامل اُكسو روي هر دوي كربن شماره
    3 و 20 مي باشند. پروژستين عمده اي كه توسط جسم زرد ساخته مي شود پروژسترون مي باشد،
    همچنين، مقادير اندكي از 20 بتا - ه يدروكسي پروژسترون، 10 آلفا – هيدروكسي پروژسترون و 17
    آلفا- هيدروكسي پروژسترون ترشح مي شوند. تصوير مسيرهاي بيوسنتز پروژست ين هاي عمده
    درزنان غير باردار را نشان مي دهد. پروژسترون نقش بسيار اساسي را در بقاي بارداري ايفا مي نمايد.
    2. ميزان ترشح
    ميزان ترشح استروئيدهاي مختلف توليد شده توسط تخمدان و جسم زرد به روش هاي
    زير برآورد شده است.
    1. تعيين دقيق غلظت اين استروئيدها در سياهرگ موضعي و تخمدان همراه با
    سنجش جريان خون تخمدان
    2. استفاده از راديوايزوتوپ ها
    جدول تغييراتي را كه در ميزان ترشح، غلظت پلا سمايي، ميزان
    حذف(پاكسازي) متابوليكي استروئيدهاي عمده توليد شده توسط فوليكول تخمدان و
    جسم زرد را كه در تمام مراحل مختلف سيكل قاعدگي رخ دهد ليست بندي نموده
    داراي اثرات كار آمدي بر ، LH و FSH است. بديهي است كه اعمال گونادوتروپ ين هاي
    آنزيم هاي متابوليزكنندة اس تروئيد اين باف ت ها دارد. در بخش هاي پلاسمايي استرو ژن ها
    144 بيوشيمي هورمون ها
    توسط پروتئين پلاسمايي خاصي، گلبولين متصل شونده به هورمون استروئيدي
    انتقال مي يابند، و پروژست ين ها توسط پروتئين پلاسمايي كه گلبولين (SHBG)
    ناميده مي شود انتقال مي يابند . هردوي اين (CBG) متصل شونده به كورتيكو استروئيد
    پروتئين ها به طور مؤثري غلظت آزاد هر دو رده از استروئيدها را كاهش مي دهند.
    هورمون هاي پپتيدي
    در جدول ، خانواده اي از هورمون هاي پپتيدي مرتبط با توليد مثل جنسي ماده
    خلاصه شده اند. در فصل هورمون هاي دوران بارداري و شيردهي به طور مفصل در مورد
    اين هورمون ها، صحبت شده است. براي نمونه، گونادوتروپ ين هاي كور يوني، پرولاكتين،
    لاكتوژن جفتي انسان، اكسي توسين، وريلاكسين بحث مي شود.
    جدول هورمون هاي مربوط به نمو، توليد مثل، و شيردهي در زنان
    لاكتوژن جفتي انسان
    همچنين به عنوان ](HPL)
    (HCS)[ سوماتوماموتروپين
    مشهور است
    تروفوبلاست و جفت بافت مادري
    جهت ايجاد مقاومت در
    برابر انسولين موضعي در
    مادر
    ريلاكسين تخمدان دهانه رحم لزج كردن دهانة رحم
    اكسي توسين هيپوفيز پسين رحم و بافت پستان ترشح شير
    هيپوتالاموس هيپوفيز قدامي تحريك ره ا سازي GnRH FSH
    LH و
    ديگر هورمون ها
    پروستاگلاندين ها جنين تخمدان ها
    هورمون
    هورمون هاي استروئيدي
    17 بتا-استراديول
    استرون
    دي هيدرو اپي اندرو سترون
    (DHEA) سولفات
    استريول
    پروژسترون
    هورمون هاي پپتيدي
    (در حالت غير باردار –
    باردار/شيرده)
    FSH
    LH
    Inhibin
    پرولاكتين
    (در حالت بارداري/ شيردهي)
    گونادوتروپين كوريوني
    جايگاه توليد
    تخمدان وفوليكول
    جفت
    غدة فوق كليد جنين
    جفت
    جسم زرد
    هيپو فيز قدامي
    هيپو فيز قداي
    سلول گرانولوزاي فوليكول
    هيپو فيز قدامي
    تروفوبلاست و جفت
    بافت هدف اصلي
    آندومتررحم
    -
    -
    -
    آندومتر رحم،غدد پستاني
    سلول هاي گرانولوزاتكال
    (غلافدار) تخمدان
    جسم زرد
    هيپوتالاموس /هيپوفيز
    بافت پستان
    جسم زرد مادري
    عمل بيولوژيكي اصلِي
    تكثير سلولي
    -
    -
    -
    آماده شدن جهت جايگزيني
    بلاستوسيت ها و نمو سيستم
    آلوئولي پستان
    رسيدگي فوليكول تخمدان
    و تحريك استروژن و
    پروژسترون
    تحريك توليد و پروژسترون
    شركت در مهار فيدبكي
    FSH ترشح
    تحريك توليد شير

  2. تشكر از اين پست

    AVA

  3. اين پست فقط براي مهمان نمايش داده مي شود!
     

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 19-09-12, 05:54 PM
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 15-03-12, 10:50 AM
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-02-12, 02:16 PM
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 05-02-12, 05:15 PM
  5. نیوشا ضیغمی در نشست سینمای کمدی + تصاویر
    توسط ssara2025 در انجمن سینما و نمایش
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 15-07-11, 05:12 AM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

www.iran-stu.com مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Published By : vBstyle.iR